تاریخ : جمعه 1392/08/3 | 05:08 ب.ظ | نویسنده : پیمان سلیمانی روزبهانی

محمدکریم پیرنیا، ۲۵ شهریور سال ۱۲۹۹ خورشیدی در شهر یزد متولد شد. وی دوران دبستان را در «مدرسه اسلام» گذراند و بعد از تأسیس مدرسه دولتی، در «مدرسه نمره دو» ادامه تحصیل داد. وی پس از طی دوره علمی در «دبیرستان ایرانشهر» یزد برای ادامه تحصیل به تهران آمد. او با وجود آنکه در زمینه ادبیات تحصیل می‌کرد و در این زمینه موفقیت‌هایی نیز کسب کرده بود، ادبیات را رها کرده و در کنکور اولین دوره دانشکده هنرهای زیبا، به دلیل علاقه‌ای که به هنر و معماری داشت شرکت کرد و پذیرفته شد. عدم توجه چندان به معماری ایرانی و تاکید بیشتر بر معماری غربی و آثار اروپایی در دانشگاه های آن زمان، سرانجام پیرنیا را بر آن داشت که تحصیلات خود را دانشکده هنرهای زیبا ناتمام رها کند و به بررسی‌ها و تحقیقات فردی خویش متکی شود و تلاش کرد با بررسی بناها و گفتگو با معماران و استادکاران قدیمی برخی از ویژگی‌ها و اصول معماری ایرانی را مورد شناسایی قرار دهد و به تدریج حاصل تحقیقات خود را در طی مقالاتی که تدوین نمود، در اختیار عموم قرار داد.
محمدکریم پیرنیا در شهریور ماه ۱۳۷۶ در گذشت. مزار او بنا به در خواست وی در «خانه رسولیان» یزد که در حال حاضر دانشکده هنر و معماری یزد در این مکان قرار دارد، واقع است.

سابقه آموزشی
محمدکریم پیرنیا مدت‌ها از سال ۱۳۴۴ تا مدتی پیش از انقلاب به عنوان معاون فنی سازمان حفاظت آثار باستانی در زمینه ترمیم، تعمیر و احیاء بناها و آثار باستانی فعالیت می‌کرد و مدتی نیز در دانشکده هنرهای زیبا و دانشگاه شهید بهشتی به تدریس معماری ایرانی اشتغال داشت. وی کتب و مقالات بسیار در مورد سبک‌شناسی و معماری اصیل و سنتی ایرانی تالیف کرده است و بدین دلیل او را پدر معماری سنتی ایران میدانند. او به ویژه تحقیقات پردامنه‌ای بر روی تاق در معماری ایرانی و انواع و سبک‌های آن انجام داده بود.

آثار نوشتاری
فهرست کتب
• ۱- راه و رباط، افسر کرامت‌الله، تهران، انتشارات سازمان ملی حفاظت آثار باستانی، ۱۳۵۲، چاپ دوم، سازمان میراث فرهنگی، انتشارات آرمین، ۱۳۷۰
• ۲- شیوه‌های معماری ایران، تدوین غلامحسین معماریان، تهران، نشر هنر اسلامی، ۱۳۸۱
• ۳- گنبد در معماری ایران، گردآوری زهره بزرگمهری، مجله اثر، شماره ۲۰، ۱۳۷۰
• ۴- آشنایی با معماری اسلامی ایران، تدوین غلامحسین معماریان، تهران، دانشگاه علم و صنعت، ۱۳۷۱
• ۵- کتاب هنر دبیرستان، بخش معماری
• ۶- هندسه در معماری، گردآوری زهره بزرگمهری، تهران، سازمان میراث فرهنگی، چاپ دوم ۱۳۷۱
فهرست مقالات، سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها
• ۱- «سبک‌شناسی معماری ایران»، باستان‌شناسی و هنر ایران، شماره ۱، ۱۳۴۷، ص ۵۴ـ۴۳
• ۲- «بیماری بلوار» هنر و مردم، سال ۶، شماره ۶۹، ۱۳۴۷، ص ۴۳ـ۳۹
• ۳- «بازار ایران»، باستان‌شناسی و هنر ایران، شماره ۳، ۱۳۴۸، ص ۶۰ـ۵۵
• ۴- «درگاه و کتبیه آستان حضرت عبدالعظیم» باستان‌شناسی و هنر ایران، شماره دوم، بهار ۱۳۴۸
• ۵- «مسجد جامع فهرج»، باستان‌شناسی و هنر ایران، شماره ۵، ۱۳۴۹، ص ۱۳ـ۲
• ۶- «تویزه، قوس، دور» هنر و معماری، شماره ۸، ۱۳۴۹، ص ۱۶ـ۹
• ۷- «طاق و گنبد» هنر و معماری، شماره ۱۱ـ۱۰، ۱۳۵۰، ص ۴۰ـ۳۱
• ۸- «مروری بر کتاب نظری اجمالی بر شهرنشینی و شهرسازی در ایران»، مجلة اثر. شماره ۱، ۱۳۵۹
• ۹- «خیز و اندام گنبدهای ایران»، هنر و معماری، شماره ۱۱ـ۱۰، ۱۳۵۰، ص ۷۴ـ۶۷
• ۱۰- «بادگیر و خیشخان» هنر و معماری، شماره ۱۱ـ۱۰، ۱۳۵۰، ص ۳۰ـ۱۹.
• ۱۱- «پاسداری از یادگارهای ایران باستان»، هنر و معماری، شماره ۱۷، ۱۳۵۲، ص ۶۰ـ۵۴
• ۱۲- «ارمغان‌های ایران به جهان معماری، گنبد»، هنر و مردم، سال ۱۲، شماره ۱۳۷ـ۱۳۶، ۱۳۵۲، ص ۷ـ۲
• ۱۳- «بناهای تاریخی هر کشور در حکم شناسنامه‌های فرهنگی است» هنر و معماری، سال ۵، شماره ۱۷، ۱۳۵۲، ص ۵۵
• ۱۴- «خانه‌های خدا در ایران زمین»، هنر و مردم، سال ۱۳، شماره ۱۴۹، ۱۳۵۳، ص ۸ـ۲
• ۱۵- «ارمغان‌های ایران به جهان معماری، جناغ و کلیل»، هنر و مردم، سال ۱۲، شماره ۱۴، ۱۳۵۴، ص ۶ـ۲.
• ۱۶- «ارمغان‌های ایران به جهان معماری، پادیاب»، هنر و مردم، سال ۱۲، شماره ۱۳۹، ۱۳۵۳، ص ۳۱ـ۲۵
• ۱۷- «سبک آذری»، فرهنگ معماری ایران، شماره ۱، ۱۳۵۴، ص ۵۵
• ۱۸- «مردم‌واری در معماری ایران»، فرهنگ و زندگی، شماره ۲۴، ۱۳۵۵، ص ۶۵ـ۶۲
• ۱۹- «خواب آلودگان به شیوه‌های معماری ایران نام بیگانه می‌نهند»، هفت هنر، شماره ۲۳، ۱۳۵۵، ص ۵۳ـ۴۶
• ۲۰- «معماری مساجد ایران، راهی به سی ملکوت»، فصلنامه هنر شماره ۳، ۱۳۶۲، ص ۱۵۱ـ۱۳۶
• ۲۱- «شرایط اقلیمی کویر و مسائل مربوط به بناهای خشتی»، معماری ایران، گردآوری آسیه جوادی، تهران، انتشارات مجرد، ۱۳۶۳، ص ۸۹۴ـ۸۸۹
• ۲۲- «مساجد»، معماری ایران دوره اسلامی، گردآوری محمدیوسف کیانی، تهران، نشر جهاد دانشگاهی، ۱۳۳۶، ص ۲۲ـ۱
• ۲۳- «معماری ایران»، مجموعه سخنرانی‌های کرمان، ۱۳۵۰، ص ۳۴ـ۱۷
• ۲۴- «استاد محمدکریم پیرنیا و اصول معماری سنتی ایران»، تهران، کیهان فرهنگی، ۱۳۶۴، سال دوم، ص ۱۳ـ۳
• ۲۵- «در و پنجره در معماری ایران»، باستان‌شناسی و هنر ایران، شماره دوم، بهار ۱۳۴۸، ص ۸۱ـ۷۵
• ۲۶- «پای صحبت استاد مهندس پیرنیا»، تهران، کیهان علمی، ۱۳۷۳، سال ششم، شمارة ۸، ص ۴۰ـ۲۹

منبع:
• «وبگاه رسمی خبرگزاری کتاب ایران» (بازیابی ۲۷ خرداد ۱۳۸۹)
• حسین سلطان‌زاده، استاد دکتر محمدکریم پیرنیا «وبگاه انسان شناسی و فرهنگ»




طبقه بندی: بزرگان تاریخ ،

تاریخ : چهارشنبه 1392/08/1 | 05:59 ب.ظ | نویسنده : پیمان سلیمانی روزبهانی

کمال‌الدین ابوالعطاء محمودبن علی‌بن محمود، معروف به «خواجوی کرمانی» (زاده: ۶۸۹ - درگذشت: ۷۵۲ ه.ق.) یکی از شاعران بزرگ نیمۀ اول قرن هشتم است. آرامگاه خواجو در تنگ الله اکبر شیراز است. وی از شاعران عهد مغول است و اشعاری در مدح سلاطین منطقه فارس در کارنامۀ خود دارد.
زندگینامه
خواجوی کرمانی که به نخلبند نیز شهرت دارد. در اواخر سدۀ هفتم هجری در کرمان زاده شد.زمان زایش او را به اختلاف بین ۶۶۹ - ۶۸۹ هجری ثبت کرده‌اند او در دوران جوانی خود جدا از کسب دانش‌های معمول روزگار مسافرت را نیز پیشه نموده و بازدیدهایی از مناطق اصفهان، آذربایجان، شام، ری، عراق و مصر نیز داشته‌است و پس از بازگشت از این سفرهای طولانی در شیراز اقامت گزید.او لقب‌هایی مانند خلاق المعانی و ملک الفضلا نیز داشته است. او در نیمۀ سدۀ هشتم هجری در شهر شیراز درگذشت و در تنگ الله اکبر این شهر نزدیک رکناباد به خاک سپرده شد.
عقاید و اندیشه‌ها
شعر خواجوی کرمانی شعری عرفانی است. مضامین عرفانی در غزلیات وی صریحاً بیان می‌شود امّا در این اشعار که بر شاعران بعدی خود مانند حافظ تأثیرگذار هم بوده مبارزه با زهد و ریا و بی‌اعتباری دنیا و مافیها از موارد قابل ذکر است. او در شعر به سبک سنایی غزل‌سرایی می کرده و در مثنوی نیز سعی داشته به تقلید از فردوسی حماسه‌سرایی داشته باشد. خواجو را وابسته به سلسلۀ مرشدیه می دانند. او را در ریاضیات طب و هیئت نیز صاحب نظر می دانند. طنز و هزل و انتقادات اجتماعی از شرایط ادیان در آن روزگار در اشعار خواجو متداول است. او در قصیده، مثنوی، و غزل طبعی توانا داشته، به طوری که گرایش حافظ به شیوهٔ سخن‌پردازی خواجو و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است.
استاد غزل سعدی‌ست نزد همه کس اما      دارد سخن حافظ طرز غزل خواجو
آثار
از خواجوی کرمانی آثار زیادی بجای مانده است که مضامین و محتوای آنها عموما متفاوت می باشند.بیشتر این آثار منظوم هستند.
• دیوان؛ شامل غزل، قصیده، مسمط، ترکیب‌بند، ترجیع‌بند، رباعی، قطعه و مستزاد که برروی هم به دو بخش صنایع‌الکمال و بدایع‌الجمال تقسیم می‌شود.
• پنج مثنوی؛ در وزن‌های گوناگون با این نام‌ها:
همای و همایون، گل و نوروز، روضة‌الانوار، کمال‌نامه و گوهرنامه. این پنج مثنوی بر روی هم خمسهٔ خواجو را تشکیل می‌دهد. سال‌ها بعد گویندۀ ناشناس و پرسخنی منظومۀ همای و همایون خواجو را با تبدیل و تغییر و حذف اسامی و افزودن افسانه‌هایی، منظومۀ سام‌نامه را پدید آورده‌است. آثار منثور خواجوی کرمانی رساله‌های چهارگانه‌ای است، با نثری مسجّع و مصنوع، و بسیار بیش از شعر او آراسته به آیات قرآنی. رسایل چهارگانۀ خواجو بدین ترتیب‌اند: ۱) سراجیّه ۲) شمس و سحاب ۳) شمع و شمشیر ۴) نمد و بوریا

منبع:

- معین، محمد، فرهنگ فارسی، انتشارات امیرکبیر جلد پنج
- دیوان حافظ با ترجمه و شرح اردو توسط عبادالله اختر، پیشگفتار از دکتر محمّد ریاض خان، ناشران: مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان - اسلام آباد، و مؤسسهٔ الکتاب گنج بخش رود - لاهور، ۱۳۹۹ هجری / ۱۹۷۹م
- حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، نوشتهٔ بهاءالدّین خرّمشاهی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۳




طبقه بندی: كرمان شناسی، بزرگان تاریخ ،

تاریخ : چهارشنبه 1392/08/1 | 08:31 ق.ظ | نویسنده : پیمان سلیمانی روزبهانی

یكی از دانشمندان نامور جهان و از محققان تاریخ و باستانشناسی ایران هرتسلفد است. محیط خانوادگی و شرایط مدرسه‌ای كه در آن تحصیل می‌كرد اندیشة او را از اوایل جوانی جهت تحقیقات علمی آماده ساخت. او دارای حافظه‌ای قوی و اطلاعاتی عمیق بود. در دبیرستان، زبانهای انگلیسی، فرانسه، یونانی، لاتین و عبری را تحصیل كرد و تحصیلاتش را در دانشگاههای مونیخ و برلن به پایان رساند. همچنین اطلاعات زیادی غیر از معماری از خطوط و السنة خاور نزدیك چون سومری قدیم، فارسی باستان، پهلوی و عربی و فارسی حاصل نمود.
در سن 24 سالگی برای كشف ریشه‌های رموز هنر معماری به خاور نزدیك مسافرت و به كار باستان‌شناسی پرداخت. تحت تعلیم استادش «دیلتیزش» در اكتشافات آشور شركت كرد و از طریق لرسان در ایران نخستین مسافرت خود را انجام داد. وی فوق‌لیسانس خود را در رشته تاریخ و دكترای خود را در دانشگاه برلن دریافت كرد. در نخستین سالهای حكومت رضاشاه در تخت جمشید و پاسارگاد و كوه خواجه سیستان به كاوش و پژوهش پرداخت.
وی از جمله نخستین اعضای انجمن آثار ملی بود. این انجمن در 1301 شمسی زمان رضاشاه بنیاد گرفت. نخستین نشریه انجمن آثار ملی به عنوان «فهرست مختصری از آثار اولیه» به وسیله هرتسفلد در 1304 شمسی منتشر شد. او در همین انجمن فعالیتهایی نمود و اثاری از وی به جا مانده است. از جمله كنفرانس وی در خصوص آثار ملی ایران در مهر 1304 شمسی و كنفرانس در مورد شاهنامه در تاریخ شهریورماه 1305 شمسی. كتابش به نام شاهنامه و تاریخ در 64 صفحه می‌باشد و در خصوص اختلاف بین مضمون روایات و اخبار ملی ایران كه در شاهنامه است با حقایقی كه صحت آنها را تاریخ نویسان اروپایی بعد از مطالعات طولانی تصدیق و آنها را تاریخ حقیقی ایران تشخیص داده‌اند می‌باشد.
همچنین خطابه‌ای درباره آثار ملی و تاریخی ایران از وی در مهر 1306 شمسی بر جای مانده است. هرتسفلد تا قبل از جنگ جهانی اول بیش از 5 بار به كشور ایران مسافرت كرد.
نقش‌هایی را كه هرتسفلد بین سالهای 8 ـ 1897 و 1900 ـ 1899 میلادی در طی مسافرت اول خود در ایران از حجاریهای زمان هخامنشی و ساسانی و بناهای یادگاری برداشت و رونوشتهایی را كه تاكنون انتشار یافته بود به طور كلی تكمیل و جزئیاتی را روشن نمود. در زمینه آثار باستانی دروازه‌های زاگرس در مسافرت 1905 میلادی اطلاعات كسب كرد و از لرستان و فارس دیدن كرد، سپس برای جستجوی بنای پایكولی (كه از سرحد عراق) چندان دور نیست دو مرتبه از دروازة آسیا عبور كرد. در سال بعد جاده بزرگ نظامی همدان را مورد اكتشاف قرار داد.

قبل از جنگ اول جهانی اكتشافاتی در منطقه سوریه و بین‌النهرین كرد و كتبی را در این زمینه نوشت از جمله مسافرت باستان‌شناسی در منطقه دجله و فرات. وی در مورد تاریخ عمومی و سیاسی خلفا و نحوه اداره سرزمینهای خلافت هم كار كرده است. كتاب Iranische Felsreiefs (حجاریهای ایران) را در سال 1901 م. به اتفاق زاره (ساره) منتشر كرد و در واقع این دو، تحقیقات باستان‌شناسی ایران را شكل دادند كه در آن عكسهای بناهای یادگاری زمان قدیم و قرون وسطایی ایران نشان داده شده است و اولین گزارش وی درباره آ‌ثار تاریخی مختلف پازارگاد (پاسارگاد) و پرس‌پولیس می‌باشد.
زحمات هرتسفلد و آرنولد در مورد تشخیص صنایع و فنون شرق و مخصوصاً درباره نقاشی ایران قابل تقدیر است.

منبع:

- ارنست هرتسفلد، تاریخ باستان‌شناسی ایران بر بنیاد باستانشاسی: ترجمه علی‌ اصغر حكمت، تهران، انجمن آثار ملی، 1354، ص 9، 8 و 1.
- ارنست هرتسفلد، «شاهنامه و تاریخ» ترجمه، متین دفتری، تهران مجلس، 1305، ص 58.
- آلفونس گابری، تحقیقات جغرافیای راجع به ایران، مترجم:‌فتحعلی خواجه نوری، تهران، ابن سینا، ج اول 1348، ص 312.
- ارنست هرتسفلد، تاریخ باستان‌شناسی ایران بر بنیاد باستانشناسی، همان كتاب، ص 10.
- ژان سواژه: مدخل تاریخ شرق اسلامی تحلیلی كتابشناختی، ترجمه نوش‌آفرین انصاری، تهران، مركز نشر دانشگاهی تهران، ج اول 1366، ص 235.
- مریم میر‌احمدی: روابط ایران و آلمان در قرن 19 م، مجله تحقیقات تاریخی، تابستان و زمستان 1368، سال اول، ش 1 و 3، ص 28.
- پژوهشگاه فرهنگ خاورشناسان، ج 1، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1372، ج 1، ص 15.




طبقه بندی: فرهنگ و تمدن ایران و جهان، بزرگان تاریخ ،

تاریخ : چهارشنبه 1392/08/1 | 08:27 ق.ظ | نویسنده : پیمان سلیمانی روزبهانی

(متولد۲۳ ژوئیه۱۸۷۹ - درگذشت ۲۰ ژانویه ۱۹۴۸) باستان شناس و ایران‌شناس آلمانی است که در سالهای ۱۹۲۳ تا ۱۹۲۵ بخشهایی از پاسارگاد و تخت جمشید را برای نخستین بار مورد کاوش قرار داد. وی از ۱۹۲۵ تا ۱۹۳۴ در تهران اقامت داشت.

وی در خانواده ای یهودی به دنیا آمد، او پسر پزشک ارتش پروس یوزف هرتسفلد و مارگارته روزنتال، از نامی‌ترین باستان شناسان و متخصص امور شرق باستان و خط‌شناس و متخصص خطوط باستانی در آلمان بود. مارگارته روزنتال از پدر و مادری یهودی زاده شده بود. هرتسفلد پس از پایان دوره دبیرستانی در برلین نخست به تحصیل در رشته معماری در دانشگاه عالی برلین پرداخت که در سال ۱۹۰۳ به پایان رساند. پس از آن هرتسفلد جوان به فراگرفتن تاریخ آشوریان و تاریخ هنر در دانشگاههای مونیخ و برلین روی آورد. هرتسفلد در سال ۱۹۰۷ تز دکترای خویش را که در مورد پاسارگاد نوشته شده بود به استادان خویش ادوارد مایر Eduard Meyer و اشتفان ککوله Stephan Kekulé عرضه نمود و به اخذ درجه دکترا نایل گردید. موضوع تز دکترای وی در همان سال بصورت کتابی چاپ و منتشر گردید.

هرتسفلد ابتدا به عنوان استادیار جغرافیای تاریخی در همان دانشگاه به تدریس پرداخت و در کنار آن ضمن خدمت در موزه دولتی پروس، به مطالعه در جغرافیای تاریخی مشرق زمین به ویژه ایران و عراق پرداخت. وی از سال ۱۹۰۳ در خاور نزدیک و خاورمیانه و نیز در طول جنگ‌های اول و دوم جهانی به کاوش‌های باستان‌شناسی در ایران، بین‌النهرین و سوریه مشغول بود و با هیأت اعزامی به نینوا برای کشفیات باستان‌شناسی و تاریخی اعزام گردید. در جریان این ماموریت‌ها بود که شوق تحقیق در تاریخ مشرقِ قدیم در او افزایش یافت و شوقش به تاریخ اشکانیان و مطالعات اسلامی به حدی رسید که در تمام عمر از آن دست نکشید. وی هم‌چنین چندین سال در مورد تمدنِ‌های بابل، آشور، ساسانی و نیز صنایع، معماری و اسناد مربوط به صنعت دوره هخامنشی و دوره اسلامی به تحقیق و کاوش اشتغال داشت.

هرتسفلد در سال ۱۹۲۰ کرسی استادی جغرافیای تاریخی مشرق زمین در دانشگاه برلین را به دست آورد و به طور هم‌زمان به تدریس در رشته زبان‌شناسی شرق اشتغال یافت. وی مدت‌ها در ایران به مطالعه و تحقیق پرداخت و گزارشی جامع درباره تخت جمشید برای دولت ایران تهیه نمود. در جریان این کاوش‌ها آثار متعدد باستانی شامل ظروفِ حجاری، نقاشی و کتیبه‌های زیادی از زیر خاک بیرون آورده شد. در این میان هرچند تلاش‌های علمی هرتسفلد در شناسایی تمدن کهن مناطق مختلفِ شرق، مثال‌زدنی است، اما نباید از نظر دور داشت که این امر زمینه‌های انتقال اشیاء عتیقه بسیاری به موزه‌های غرب را فراهم آورد.

هرتسفلد عضور انجمن آسیایی لندن و ایرلند، عضو فرهنگستان عربی دمشق، عضو افتخاری مؤسسه باستان‌شناسی هند و فرهنگستان بریتانیا بود. از هرتسفلد آثار متعددی در زمینه تاریخ تمدن اسلامی و پژوهش‌هایی در مورد نقشه‌برداری از مناطق مختلف شرق به جای مانده که کتیبه‌های ایران قدیم، ایران در شرق قدیم، زرتشت و جهان از آن جمله‌اند. ارنست امیل هرتسفلد سرانجام بعد از ۶۹ سال زندگی در ۲۰ ژانویه ۱۹۴۸ در شهر بال سوئیس درگذشت.

 




طبقه بندی: فرهنگ و تمدن ایران و جهان، بزرگان تاریخ ،

تاریخ : پنجشنبه 1392/07/25 | 02:08 ب.ظ | نویسنده : پیمان سلیمانی روزبهانی

آندره گدار (متولد ۱۸۸۱ و متوفی ۱۹۶۵) باستان‌شناس و معمار فرانسوی و متخصص در صنایع اسلامی و ایرانی و خاورمیانه بوده که تحصیلات خود را در دانشکده هنرهای زیبای پاریس در رشته معماری و باستان‌شناسی به پایان رسانده و اوقات خود را در بررسی دو رشته مزبور در خاورمیانه به‌خصوص ایران صرف کرده و عمر او بالغ بر هشتاد و پنج سال بوده است.
دولت ایران وی را در سال ۱۹۲۸ استخدام کرد و او مدت سی سال در ایران ماند و در ساختمان موزه ایران باستان و موزه دانشگاه تهران و تشکیلات آن خدمات مهمی انجام داد و آثار باستانی جالبی را هم بر اثر حفریات از زیر خاک‌های مناطق مختلف ایران بیرون آورد و در موزه‌های مزبور به‌شیوه فنی قرار داد.  گدار در سال ۱۳۰۶ مدیریت اداره باستان‌شناسی ایران را به‌عهده گرفت و به ترمیم آثار تاریخی پرداخت. وقتی قانون عتیقات در ۱۲ آبان ۱۳۰۹ شمسی به تصویب مجلس شورای ملی رسید و آیین‌نامه آن در جلسه ۲۸ آبان ۱۳۱۱ از تصویب هیئت وزرا گذشت بر طبق ماده اول آن تمام آثار صنعتی و ابنیه و اماکن که تا پایان دوره زندیه در کشور ایران احداث شده اعم از منقول و غیرمنقول جزو آثار ملی ایران محسوب گردید و در زیر حفاظت و نظارت دولت قرار گرفت. از این‌رو به آندره گدار دستور داده شد که فهرستی از آثار ملی ایران تهیه کند و به دولت تسلیم نماید.
گرچه پیش از او پروفسور ارنست هرتسفلد باستان‌شناس آلمانی فهرستی از ابنیه تاریخی ایران تهیه کرد و در نشریه شماره یک انجمن آثار ملی در شهریورماه ۱۳۰۴ در تهران به چاپ رسید، ولی فهرست آندره گدار دقیق‌تر و کامل‌تر تنظیم گردید. بدین‌طریق از تاریخ ۲۴ شهریور ۱۳۱۰ شمسی (طی دستور دولت ایران مبنی بر تهیه فهرست از آثار ملی کشور مزبور) پنجاه و شش اثر تاریخی ثبت گردید و در دنباله آن هم سیزده اثر تاریخی دیگر به ثبت رسید. فهرستی هم که از گنجینه‌های هنری کشور تهیه شد که بسیار جالب است. آندره گدار علاوه بر تأسیس سازمان‌های اداری و فنی هیئت‌هایی را تشکیل داد، که در تعمیر ابنیه تاریخی و امور فنی باستانی ساختمان‌ها تخصص داشتند و به‌وسیله همین‌ها مسجد جامع شیراز و مسجد شاه اصفهان، مسجد شیخ لطف الله و ابنیه دیگری که در شرف ویرانی بود تعمیر کرد. وی در ضمن تعمیر ابنیه باستانی به تأسیس دانشکده هنرهای زیبای تهران هم اقدام کرد و خود وی مدت‌ها ریاست آن‌را بر عهده داشت و در تربیت کردن معماران ایرانی که تا پیش از آن در خارج از کشور تحصیل می‌کردند سهم بزرگی دارا گردید. گرچه او به هنر اسلامی مصر و بین‌النهرین و ابنیه دوره غزنویان موجود در افغانستان علاقه نشان داده، و با اینکه با همکاری همسرش در نقاشی‌های بودایی شهر بامیان مطالعاتی به عمل آورده، اما با وجود این با فعالیت‌های باستان‌شناسی خود در ایران خدمات جالبی انجام داده است. وی از اولین کسانی است که نسبت به مفرغ‌های لرستان که به‌زودی علاقه موزه‌ها و مجموعه‌داران جهان را به خود جلب کرد، توجه خاصی کرده و در سال ۱۹۳۱ کتاب خود را با عنوان « مفرغ‌های لرستان» به چاپ رسانیده است و نیز در بخش اول کتاب « هنر ایران» درباره مفرغ‌های مزبور مفصلاً بحث کرده؛ زیرا مدارک باستان‌شناسی مهمی برای مطالعه زندگی و تمدن دوره پیش از تاریخ مردم سلسله جبال زاگرس که ناحیه باختری فلات ایران را محدود کرده و آن‌را از کانون فرهنگی شگفت‌انگیز بین‌النهرین جدا نموده و در دسترس ما گذارده و در چهار فصل بعدی این کتاب هنرهای هخامنشی، سلوکی، اشکانی، ساسانی و اسلامی را تحت بررسی قرار داده است. در این فصول بیشتر هنر ساختمانی در مجاورت حجاری و در دوره اسلامی به‌همراه کاشیکاری‌ها مورد بحث قرار گرفته است و در حقیقت ادامه هنر در دوره سه هزار ساله تاریخ ایران در معماری آن بهتر نمایان است؛ همان‌طوری‌که در مطالعات تخصصی که مؤلف این کتاب در سال‌های ۱۹۳۶ و ۱۹۴۹ در گزارش‌های سالانه اداره کل باستان‌شناسی زیر عنوان « آثار ایرانی» انتشار داده است. در « هنر ایرانی» هم با مقدمه خود با دید حساس و دقیقی که از خصوصیات روشن وی می‌باشد به‌چشم می‌خورد. آثار آندره گدار : از کارهای وی تأسیس مجله‌ای به نام« راهنمای تاریخی ایران» می‌باشد که در سال ۱۳۱۳ شمسی نشر داده، که اصل آن به زبان فرانسه بوده و شادروان غلامرضا رشید یاسمی آن‌را به فارسی برگردانده است.مجله مزبور حاوی مطالب سودمندی از بعضی آثار و ابنیه تاریخی می‌باشد. دیگر مجموعه‌ای به‌نام « آثار ایران باستان» در هشت جلد، که به دو زبان فرانسه و فارسی انتشار یافته است. و نیز « مینیاتورهای ایرانی در کتابخانه شاهی تهران » که در مجموعه هنرهای جهانی یونسکو درج شده است.دیگر از آثار ایشان « تخت‌جمشید، ۱۹۶۱»، « مفرغ‌های لرستان، ۱۹۳۱»، « گنجینه زی‌ویه کردستان، چاپ سرویس، باستان‌شناسی ایران، هارلم، ۱۹۵۰»، «صنایع ایران قدیم‌(مندرج در تاریخ عمومی هنر، ۱۹۳۲)»، « مساجد قدیمی ایران(مندرج در آثار ایران، ج اول، سال ۱۹۳۶)»، « نطنز(مندرج در آثار ایران،ج اول، ۱۹۳۶)»، « هنر اسلامی و نبوغ ملی( روزنامه تاریخ جهان، ۱۹۵۴)»،معماری ایرانی در دوران اسلامی( ۱۹۵۵) می‌باشد. ضمناً مقالات علمی متعددی نوشته که در « مجله تعلیم و تربیت» قدیم درج شده است. دیگر از آثار او « نمایشگاه ایران در لندن(روزنامه هنرهای زیبا، ۱۹۳۱)»، « تاریخ مسجد جامع در اصفهان ۱۹۳۶ و خراسان ۱۹۴۹( آثار ایران، جلد دوم ۱۹۳۷)»، مدرسه و مسجد جامعی دارای ایوان‌های چهارگانه می‌باشد (هنر اسلامی ۱۹۵۱) مقبره الجایتو، خدابنده در سلطانیه، ۱۹۳۸، فهرست آثار گدار به زبان فرانسوی را به‌دنبال همین ترجمه احوال ملاحظه خواهید نمود. اعطای دکترای افتخاری به آندره گدار : نظر به خدمات سی ساله آقای آندره گدار، شورای دانشکده هنرهای زیبا به دانشگاه تهران پیشنهاد کرد که « دکترای افتخاری دانشگاه تهران» به وی داده شود. دانشگاه تهران هم پیشهنهاد مزبور را با حسن قبول تلقی کرد و مجلس باشکوهی با حضور استادان و دانشمندان کشور در ساعت پنج بعدازظهر روز هفتم دی‌ماه ۱۳۳۷ تشکیل شد؛ و رئیس دانشگاه مزبور، آقای آندره گدار را به اعطای دکترای افتخاری دانشگاه تهران مفتخر گردانید. آقای گدار هم که تحت تأثیر قرار گرفته بود از رئیس دانشگاه سپاسگزاری کرد و مجلس با کف زدنممتد حضار پایان یافت.

 




طبقه بندی: فرهنگ و تمدن ایران و جهان، بزرگان تاریخ ،

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

  • سامان | اخبار | خرید اینترنتی
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic