تبلیغات
میراث زمان - مطالب اقلیم و معماری

بهره‌گیری از انرژی و ایجاد کیفیت در آسایش محیط مسکونی به صورت مجتمع یا تک بنا مواردی دارد که به رعایت ۸ مورداز انها اشاره می‌کنیم:
1.    کاربرد اصول برنامه ریزی نطیر نزدیکی به سوخت و انبار و دسترسی‌های داخلی و خارجی. به کار گرفتن سطوحی که به سادگی قابل نظافت باشد. کاهش فاصله در فضاهای باز و پرهیز از پله‌های غیر ضروری که منجر به خستگی می‌سود و قرار دادن وسایل رفاهی در زیر یک سقف که سبب کاهش بار حرارتی حاصل از آفتاب و هوای گرم خواهد شد.[۳]
2.    کاهش سطح مشرف به آفتاب. اگر موقعیت مجموعه و سایت اجازه دهد بهتر است بزرگترین بعد ساختمان رو به جنوب و شمال قرار گیرد. در این حالت نماها کمترین بار حرارتی را از تابش خورشید دریافت می کنندوبدین جهت حتی اگر تابش خورشید و نماهای شرقی و غربی یکسان باشد حداکثر تابش خورشید در نمای غرب با حداکثر دمای هوا همزمان می‌شود که سبب افزایش کامل بار حرارتی می‌گردد.
3.    ایجاد سایه روی بام‌ها، دیوارها و فضای خارجی مهم می‌باشد. بام‌های جلو آمده بالکن‌ها، سایه بان‌ها، درختان و به کار گیری دیوارها و ساختمان‌های اطراف روش‌های شناخته شده‌ای برای رفع این مشکل هستند. پیش بینی سایه بان‌ها ا استفاده از دیاگرام موقعیت خورشید نسبت به عرض جغرافیایی و روش نقالهٔ سایبان کاریست ساده و بکار گیری ان مناسب است. دربارهٔ سایبان‌های نزدیک به بازشوها باید از مصالحی با ظرفیت حرارتی اندک استفاده شود تا در خنک شدن سریع ان پس از غروب آفتاب مؤثر باشد.
4.    با نزدیک هم قرار دادن ساختمان‌ها و ایجاد سایه متقابل جذب گرما در دیواره‌های غربی کاهش می‌یابد به همین دلیل در اکثر اقلیم‌های گرم و خشک گرایش به داشتن ساختمان‌های مجتمع و خیابان‌های باریک و حیاط‌های محصور کوچک برای حداکقر سایه و خنکی به چشم می‌خورد.
5.    در اقلیم‌های خشک حاشیه کویری فعالیت‌های مردم در عصر و شب و خارج از ساختمان طورت می‌گیرد بنابراین باید در طراحی فضاهای خارجی ساختمان و رابطهٔ ان با فضاهای عمومی دیگر دقت شود. نحوهٔ قرار گیری ساختمان‌های مجاور، پیاده‌روها و فضاهای باز در باز پس دهی حرارت جذب شده در روز مؤثر است. از انجا که سطوح مشرف به تشعشع خورشید در طول روز انعکاس شدیدی دارد و باعث انتقال بار حرارت به ساختمان‌های مجاور می‌شود و هنگام شب نیز پس دهندهٔ حرارت جذب شده در طول روز است، با محصور کردن فضای بیرونی ساختمان به کمک دیوارهایی که در سایه‌اند می‌توان این اثر را دفع کرد.
1.    ایجاد فضای سبز به دلیل تبخیر آب گیاهان سبب خنکی هوا می‌شود و در برابر گرد و خاک هوا مانند فیلتر عمل می‌کند. یکی از ویژگی‌های حیاط و فضاهای باز مرکزی حفظ هوای سرد شبانه است که سنگین تر از هوای گرم روز است. حیاط به گونه‌های مختلف می‌تواند بهترین تنظیم کنندهٔ حرارتی باشد.
2.    یکی از روش‌های جلوگیری از نوسان زیاد دمای هوا بهره‌گیری از ساختارهایی با ظرفیت حرارتی زیاد است. استفاده از مصالح صحیح و منطبق با نیاز منطقه به حفظ دمای طبیعی داخل فضاها در مقابل حرارتی که در طول روز ایجاد می‌شود کمک زیادی می‌کند. استفادهٔ صحیح یعنی در ابتدای گرم شدن روز میزان دمای مصالح در حداقل ممکن باشد یعنی به هنگام شب بار حرارتی حاصل از روز کاملاً دفع شود برای داشتن هوای مطبوع باید تهویه مناسبی برای سطوح داخلی در نظر گرفت.
3.    استفاده از مصالح مناسب در سطوح خارجی ساختمان زمانی حداکثر کاربری را خواهد داشته با بازشوهای خارجی و کانال‌های خارجی هماهنگ شود... باز شوها بر حسب موقعیت اقلیمی هر منطقه شرایط خاص ان منطقه را دارند.
منطقهٔ گرم و خشک
در منطقهٔ گرم و خشک دو ضابطه برای طراحی باز شوها باید در نظر گرفت:
•    در طول روز انتقال حرارت به داخل را به حداقل برساند (به صورت مطلق امکان‌پذیر نیست ولی می‌توان پنجره‌ها را تا جایی که ممکن است کوچکتر ساخت و در قسمت فوقانی دیوارها نصب کرد.
•    در شب باز شوها باید به اندازهٔ کافی بزرگتر باشندکه تهویه مناسب برای رفع حرارت بازتابنده از دیوارها و سقف صورت گیرد. با توجه به ضوابط فوق باید قوانین استانداردهای باز شوها بر حسب میانگین تبادل حرارتی در شب و روز محاسبه شود. استفاده از شبکه‌هایی با مقاومت حرارتی زیاد در جلوی باز شوها می‌تواند شیوهٔ مناسبی در این زمینه باشد. برای عدم نفوذ حرارت به داخل ساختمان استفاده از پنجره‌های دو جداره پیشنهاد می‌شود.. باز شوهای دارای شبکه خارجی یا پنجره‌های دو جداره می‌تواند کنترل انتقال حرارتی را از حداقل تا حداکثر ممکن تغییر دهد.[۴]
نکات کلیدی در طراحی فضای مناسب زیست
در طراحی فضای مناسب زیست توجه به توصیه‌های داده شده راهنمای مناسبی برای رسیدن به نتایج مطلوب است:
•    اقلیم، موقعیت جغرافیایی و نحوهٔ بهره‌برداری از آن‌ها
•    هدف‌های فیزیولوژیکی
•    شکل پلان‌ها با عملکردهای مناسب
•    مصالح، اتصال‌ها، عایق بندی
•    جریان هوا و نوع باز شوها
•    تهویه
•    فضاهای خارجی
•    هماهنگی شبکه‌های کوچک یا مجتمع‌های زیستی و فضاهای عمومی در بافت‌های بزرگ در شهرهای ساخته شده یا در حال توسعه فقط می‌توان اصلاحاتی انجام داد تا با سازه‌های جدید هماهنگی بوجود آید اما شهرهایی با سابقه تاریخی بر حسب درصد فضای تاریخی به برنامه ریزی جداگانه‌ای نیازمندند در حالی که شهرهای جدید تسهیلاتی برای طراحان بوجود می اورند.[۵]
روش‌های معماری سنتی در کشورهای جهان
1.    توجه به شیوه ساختمان سازی سنتی برای صرفه جویی در انرژی که امکان استفادهٔ بهینه را بیشتر می‌سازد. در شهرهای ایران هنوز ساختمان‌های بلند و مجتمع‌های مرتفع اغلب مسیله ساز هستند زیرا با قطع برق و نرسیدن سوخت تمام سیستم داخلی ساختمان به هم می‌رسد. در کشورهایی نظیر یمن و مراکش ساختمان‌های سنتی بلند وجود دارد که از مصالح سنتی و محلی ساخته شده‌اند و مشکلات رفاهی ان کمتر از ساختمان‌های مدرن است.
2.    بهره‌گیری از بوته‌ها و درخت‌های همیشه سبز کم ارتفاع که می‌توان از ان به عنوان باد شکن دایمی و معتدل کنندهٔ هوا
استفاده کرد بنابراین در بافت شهری که معمولاً با اپارتمان‌های ۴ طبقه ته ریزی می‌شوند به راحتی می‌توان از نفوذ مستقیم باد به سطح خارجی ساختمان جلوگیری کرد. نحوهٔ به کار گیری درختان در جلوی ساختمان‌ها با نظر متخصصین و با سیستم پله‌ای که به تدریج جهت باد را به سمت بالا منحرف می‌کند انجام می‌شود.
1.    استفاده از انرژی خورشیدی روشی برای جذب انرژی می‌باشد که به ۲ سیستم انرژی فعال و غیر فعال تقسیم می‌شود.
1.    سیستم غیر فعال که در آن خود ساختمان به عنوان ترکیبی از جذب کننده، ذخیره کننده و توزیع کننده عمل می‌کند در این سیستم برای پذیرش یا دفع اشعهٔ خورشید و اطمینان از نگه داشتن ان در داخل ساختمان جز بوسیلهٔ پرده کرکره‌ها کنترل چندانی نمی‌شود اعمال کرد.
2.    سیستم فعال که جاذب است و منبع ذخیرهٔ سیستم توزیعی در این سیستم با به کار بردن ترموستات‌ها منابع ذخیره عایق بندی شده و ... امکان کنترل انرژی در سطح بالا وجود دارد.
2.    عامل مژثر دیگری در نگه داری انرژی حرارتی و نوری رنگ است. رنگ آمیزی سطوح داخلی و خارجی ساختمان با در نظر گرفتن ضرلیب جذب و دفع حرارتی رنگ‌ها و شناخت رنگ‌های خنثی یکی از عوامل صرفه جویی در مصرف انرژی می‌باشد.
3.    برای خنک کردن فضای مسکونی در تابستان باید به کم کردن حرارت اکتسابی توجه داشت. عایق کاری مناسب حرارتی می‌تواند از اتلاف حرارت در زمستان و دریافت حرارت در تابستان بکاهد و به تامین آسایش انسان کمک کرد زیرا عامل اصیل عدم آسایش در تابستان زاویه خورشید و شدت تشعشع آن است.
4.    روش دیگری که بدون انرژی نی توان محیط داخلی ساختمان را خنک کرد استفاده از پاسیو و ایجاد جریان هوای خنک در شب است. به علت تغییرات زیاد دمای شبانه روز در تابستان خارج کردن گرمای اضافی از جرم حرارتی داخل خانه با وزش هوای خنک میسر می‌شود یک منبع خوب برودتی برای خنثی کردن بار حرارت اضافی روز بوجود می اید که با وزش طبیعی هوا حاصل می‌شود که با استفاده از بادبزن سقفی گردش هوا را در شب می‌توان بهبود بخشید. یک بادبزن برقی می‌تواند کاهش دمای قابل ملاحظه‌ای ایجاد کند.[۶]

ضوابط صرفه جویی انرژی در فضای مسکونی
1.    نورگیری فضای زندگی در جهت بین ۳۰ درجهٔ شرقی و ۱۵ درجهٔ غربی نسبت به جنوب
2.    وجود حداکثر نور گیرها به سمت جنوب با جرم دمای داخلی در مقابل نور خورشید در زمستان
3.    وجود حداقل نورگیری در دیوار غربی
4.    وجود نورگیر کمتری در دیوارهای شرقی
5.    داشتن درخت‌های همیشه سبز مانند سرو و کاج در سمت جنوبی و درختکاری متراکم در غرب
6.    استفاده از رنگ آمیزی مناسب در خارج و داخل ساختمانها
7.    به کار گیری مصالح ساختمانی طبق استانداردهای منطقه‌ای
8.    ایجاد سایه بان در سمت تشعشع مستقیم خورشیدی
9.    رعایت کامل عایق بندی در ساختمان طبق استانداردهای تعیین شده فنی[۷]

فهرست منابع
•    راهنمایی طراحی اقلیمی، ترجمه مهندس مرتضی کسمایی، چاپ اول۱۳۶۹، مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن
•    طرح خانه‌های اقتصادی از نظر مصرف انرژی برای مناطق معتدل، چاپ اول۱۳۶۶، ترجمه مهندس نجفی امین، مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن
•    آسایش حرارتی در ساختمان‌های گرمسیری، چاپ دوم۱۳۷۱، ترجمه فیروز روشن بین
•    تنظیم شرایط محیطی (انرژی خورشیدی)، منوچهر پیروزان،۱۳۷۱، دانشکده مهندسی معماری، دانشگاه علم و صنعت ایران
•    حفظ ارزش‌های معماری سنتی، در معماری معاصر ایران، سیمون آیوازیان، مجله هنرهای زیبا، شماره ۲، بهار ۱۳۷۶




طبقه بندی: اقلیم و معماری، فن شناسی مرمت و معماری،

تاریخ : دوشنبه 1394/04/1 | 09:05 ب.ظ | نویسنده : پیمان سلیمانی روزبهانی

ویژگی های اقلیمی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران در طول تاریخ پرفراز و نشیب آن، روش های مختلفی را برای استفاده از طبیعت در محیط زندگی به وجود آورده است. نیاز به باغسازی در دوره های زمانی مختلف، در مناطق گوناگون و برای افراد با موقعیتهای اقتصادی و سیاسی متفاوت، منجر به ایجاد گونه های مختلفی از باغ ایرانی شده است. گونه شناسی باغ ایرانی كمك خواهد نمود كه باغها و فضاهای سبز امروزی از یكنواختی كسلكننده درآمده و به فضایی باشور و نشاط بدل شوند (تقوایی و شاهوردیان، 1382). اگر باغ، به معنای ساناندهی فضای زیست به منظور استفاده بیش تر از طبیعت در خدمت انسان تعریف شود، بر حسب سنت های جامعه ایرانی دو دسته كلی از طراحی باغ ایرانی را می توان شناسایی كرد: گونه شناسی كاربردی و گونه شناسی فضای باغ.
تقسیم بندی گونه ای باغ صرفاً برای شناخت دقیق تر باغ ایرانی انجام می گیرد و لزوماً به این معنی نیست كه هر باغ در یكی از گونه های تعریف شده شكل گرفته و با سایر گونه ها كاملاًَ متفاوت است، بلكه هر باغ می تواند تركیبی از گونه های مختلف را شامل باشد.
الف- گونه شناسی كاربردی
باغ و باغچه در حیاط
در بسیاری از نواحی ایران كه دارای اقلیم گرم و خشك است، بافت های مسكونی برای ایجاد سایه از تراكم بالایی برخوردارند، به گونه ای كه درون گرایی به صورت یك اصل مهم در ساختار فضایی این نواحی درآمده است. نمونه این گونه بناها را می توان در بافت های تاریخی شهرهای یزد و كرمان مشاهده كرد. از دیگر سو حیاط در مركز این خانه ها قرار گرفته است. تا آن جا كه كاوش های باستان شناختی از
خانه های ایرانی گواهی می دهد، نمونه هایی از تركیب فضاهای مسكونی در اطراف یك حیاط مركزی مربوط به دوره اشكانیان كشف شده است. در این دوره، ایوان نیز برای ایجاد ارتباط میان فضای بسته و باز و همچنین استفاده از آن برای گذران اوقات فراغت در منزل در كنار فضای طبیعی به وجود آمد)حیدرنتاج،1389).
باغ حیاط را می توان گونه ای از باغ ایرانی به شمار آورد كه در شرایط زمین و امكانات مادی محدود، فضای مصنوع قابل قبول در مقیاس انسانی، لزوم رسیدگی بهتر و دقیق تر به باغ و فراهم آورد ن امكانات بیش تر در بافت های شهری برای سكونت دائمی احداث می شود.
‐ خانه باغ
الگوی طراحی این گونه باغ ها شبیه منازل مسكونی به صورت حیاط مركزی است، لیكن اندازه و آرایش اطراف این حیاط، آن ها را در یك گروه جداگانه قرار می دهد به نحوی كه می توان آن ها را خانه باغ نامید.  مشهورترین نمونه این خانه باغ ها، خانه قوام در شیراز است كه در دو سمت حیاط آن دو استخر با كاشی های آبی رنگ ساخته شده است.
بسیاری از اعیان و رجال، عمارت مسكونی خود را در درون یك باغ می ساختند تا به این ترتیب شرایط مساعدی برای سكونت خود فراهم آورده باشند. وسعت و موقعیت این گونه باغ ها كه غالباً در پیرامون یا بیرون از بافت شهری قرار داشتند، از یك سو با ثروت و قدرت صاحب آن متناسب بود و از سوی دیگر تابع خصوصیات و امكانات محیطی هر شهر بود( FAO,2004).

باغ های سكونتگاهی را از لحاظ خصوصیات فضای مسكونی به دو گروه طبقه بندی می كنند.  گروه اول باغ هایی بودند كه فضای سكونتگاهی آن ها سطح اندكی از باغ را اشغال می كرد یا عمارت مسكونی در درون یك باغ قرار داشت. نوع دوم باغ هایی بودند كه در پشت یا كنار واحد مسكونی قرار داشتند  در طراحی فضاهای مسكونی عموماً قسمت خانه، به نحوی ساخته می شد كه از یك سو منظری به باغ نیز داشته باشد(سلطان زاده،1378، ص44).

منبع:
- تقوایی، مسعود و شاهوردیان، مرضیه. 1382 . مقدمه ای بر مبانی طراحی فضای سبز شهری،32-36:15موج سبز، سال چهارم.
- حیدرنتاج، وحید، 1389باغ ایرانی، دفتر پژوهش های فرهنگی، ص .114
- سلطان زاده، حسین، 1378 تداوم طراحی باغ ایرانی در تاج محل، تهران : دفتر پژوهش های فرهنگی كشور، ص. 44
- FAO. 2004. Urban and peri-urban forestry and greening in West and Central Asia, Access to
Natural Resources Sub-Program, LSP Working Paper 36.




طبقه بندی: باغ ایرانی، اقلیم و معماری، شهر و شهرسازی،

تاریخ : یکشنبه 1394/03/24 | 08:28 ب.ظ | نویسنده : پیمان سلیمانی روزبهانی


صمیمیت توام با رنجی كه در زندگی در بناهای خشتی نهفته است، نمایانگر، برخورد و مقابله مردم در برابر عوامل جدی و موانع طبیعی و حتی فراز و فرود تاریخی و شرح گذشته‌های دور و نزدیكی قومی در تركیب بندی آبادی‌ها و كیفیت بناهای آن قوم است. این كه مردم در گذشته چگونه به طبیعت اطراف خویش با خاك، سنگ، چوب و مصالح دیگر انس و الفت گرفته و آنها را تا چه حد تحت اختیار خویش درآورده‌اند در خور تامل و تفكر است. عوامل بسیار دست در دست هم داده تا ذوق و توان استفاده بهتر از مصالح طبیعی را به قومی بدهد كه با دقت و شكیبایی تمام، به این ابزارها شکل بدهد و آنها را به دلخواه خویش درآورد و به بهترین حالت از آنها استفاده كند. امكانات محدود و نیازهای متنوع، فكرها را به كار انداخته تا از ساده‌ترین مواد طبیعت یعنی خاك زیباترین ترکیب ها را به وجود آوردند و چه دلنشین است که فقط خاک در قالب چینه‌های روی هم نهاده و خشت‌های مكعبی این گونه سطوح و حجم‌های چشم‌نواز را به وجود آورد. خشت تجربه نسل‌های گذشته مرحوم پیرنیا در بررسی ویژگی‌های معماری ایران به استفاده از مصالح بوم آورد اشاره می‌كند یا به عبارت ساده‌تر استفاده از مواد و مصالح بومی هر محل را یكی از خصوصیات و توفیق‌های معماری ایرانی اعلام می‌كند. معماری خشتی ایران كه حداقل از تاریخی نزدیك به 9 هزار سال برخوردار است یكی از جذاب‌ترین پدیده‌های معماری ایران محسوب می‌شود. خشت تجربه ارزشمند نسل‌های گذشته است. امروز اگر چه استفاده از مصالح جدید باعث عقب‌نشینی خشت در معماری ایران شده اما با این وجود هنوز بخشی از جوامع روستایی ایران همچنان از خشت استفاده می‌كنند و این به دلیل ویژگی‌های خاص این مصالح است. ارزانی، دسترسی ساده به مواد و مصالح در هر نقطه از كشور سبب شده كه در جوامع متوسط ایران همواره از خشت استفاده كنند كه خود بیانگر خصوصیات طبقات اجتماعی ایران است. زیرا طبقات مرفه‌تر و دولتیان سنگ و آجر را ترجیح می‌دادند. افزون بر این استفاده از خشت با اعتقادات توده‌های مردم نیز در ارتباط است. خشت به دلیل داشتن تاریخ مصرف بین 50 تا 70 سال با عمر متوسط جامعه ایرانی برابری می‌كند و از این نظر خشت به ناپایداری و بی‌اعتنایی جهان مادی تاكید دارد. خشت نه تنها در ایران به عنوان یك مصالح ساختمانی همواره مورد توجه بوده و با اقلیم و تغییرات درجه حرارت سازگار است، بلكه به دلیل فیزیك خاص آن و موادی كه با گل تركیب می‌شوند تا به صورت خشت درآیند در ایجاد تعادل حرارتی در محیط‌های مسكونی از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. خشت علاوه بر این كه از جهات گوناگون اهمیت دارد در شناخت سیر تحول و تكامل معماری ایرانی نیز از جایگاه قابل توجهی برخوردار است و در واقع شاخص ارزشمندی در جهت شناخت و اصل ادوار تكامل زندگی در ایران است و با مشخص شدن شكل خشت‌های موجود در لایه‌های باستانی و باستان‌شناسی، سیر تكامل معماری نیز روشن می‌شود. بررسی‌های كارشناسی نشان می‌دهد انواع گوناگون خاك برای ساختن خشت و آجر مناسب بوده و از قدیم در بین‌النهرین و ایران به كار می‌رفته است. برخی از مواد خاكی از پوسیدن سنگ‌های درونی یا سنگ رس به دست آمده و گل حاصل از آن دارای انعطاف‌پذیری بیشتری در معماری است. انعطاف‌پذیری خشت منجر به شكل‌گیری انواع گوناگون معماری خشتی در شهرهای ایران شده است. و از سوی دیگر جدا از ویژگی‌ها و مزایای مصالح خشتی یكی از عوامل اصلی كه در كاربرد خشت و آجر به عنوان مصالح اصلی بنایی در برخی از مناطق ایران و بین‌النهرین تاثیر داشته كمبود سنگ مناسب در این مناطق بوده كه شرایط را برای ساخت خشت و آجر و كاربرد آنها در ساختمان سازی مهیا می‌كرده است. بر همین اساس از دوران‌های پیشین مصالح خاكی در این مرزها به كار گرفته شده و هیچ گاه نیز از روایی آنها كاسته نشده است.


منبع: 1. مجموعه مقالات اولین كنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران ارگ بم.

         2. پروژه مرمت تخت جمشید خانم پیلیا انتشارات انجمن آثار ملی ایران.




طبقه بندی: اقلیم و معماری، مبانی نظری مرمت و معماری،

تاریخ : یکشنبه 1393/10/21 | 10:27 ق.ظ | نویسنده : پیمان سلیمانی روزبهانی

فضاهای معماری به لحاظ كاركرد فیزیكی،فرهنگی و اجتماعی

سکو(صفه یا پیرنشین): محلی در دو سوی درب ورودی، برای استراحت در هنگام انتظار، برای ورود یا گفت و گو با همسایه ها
سر در ورودی:‌ هلال تزئینی روی در و تنها قسمت خارج از خانه که اغلب کاشی کاری دارد و معمولاّ طوری ساخته می شد که در زمستانها مانع از ریزش برف و باران بود و در تابستانها نیز مانعی برای تابش مستقیم آفتاب به شمار می رفت. در بالای سردر آیاتی از قرآن کریم یا عبارات مذهبی نوشته می شد تا هنگام ورود و خروج از زیر آیات قرآنی یا روایات و عبارات دینی عبور کنند.
درب ورودی: در بیشتر خانه های سنتی، درهای ورودی دو لنگه و چوبی هستند و هر لنگه کوبه ای نیز دارد. زن ها حلقه ای که صدای زیری داشت، به صدا در می آوردند و مردها کوبه ی چکشی شکل را که صدای بمی داشت.
هشتی: بلافاصله پس از ورودی به فضای هشتی می رسیم. اغلب به شکل هشت ضلعی یا نیمه هشت ضلعی و یا بیشتر مواقع چهار گوش است. هشتی دارای سقفی کوتاه و یک منفذ کوچک نور در سقف گنبدی شکل ان است و عموماّ سکوهائی برای نشستن در آن طراحی شده است. هشتی برای انشعاب قسمت های مختلف خانه و گاه برای دسترسی به چند خانه ساخته می شد. در خانه های بزرگ، اندرونی و اقامتگاه های خدمتکاران نیز به هشتی راه داشتند و اغلب برای جدا سازی آقایان و خانم ها دو قسمتی ساخته می شد.
دالان (راهرو): د الان راهروی باریکی بود که با پیچ و خم وارد شونده را از هشتی به حیاط خانه هدایت می کرد. پیچ و خم دالان برای رعایت حریم خصوصی خانه بود تا عابر نتواند سریعاً فعالیت های جاری در حیاط را متوجه شود.
حیاط: حیاط در خانه های قدیمی مرکز و قلب ساختمان بود. حیاط مرکزی همراه با ایوان در هر سمت، ویژگی بود که از گذشته های دور در معماری ایرانی حضور داشت؛ البته این امکان وجود داشت که حیاط از نظر هندسی مرکز خانه نباشد اما از نظر زندگی و انجام فعالیت ها و ایجاد ارتباط بین قسمت های مختلف خانه، تعبیه دید و سایر مسائل مرکز خانه محسوب می شد. حیاط محلی برای برگزاری مراسم مختلف نظیر مراسم مذهبی ، عروسی و تجمع اقوام بود. معمولاً چهار گوش بود. ابعاد حیات را تعداد و عملکرد فضاهای اطراف ان تعیین می کنند. هر حیاط معمولاً یک حوض و چند باغچه دارد که بسته به شرایط مختلف محلی نظیر آب و هوا و عوامل فرهنگی اشکال متفاوتی می یابد. سازمان دهی فضاهای محصور حیاط به گونه ای بود که با تغییرات فصلی و کارکردها ی مختلف اتاق های مجاور متناسب باشد.
حوض و باغچه: در حیاط سازی خانه های قدیمی حوض و باغچه معتبرترین عناصر حیاط سازی به شمار می رفت.
تالار: این عنصر عموماً فضائی بود با تزئینات بسیار زیبا و پرکار که در کنار اتاق های ساده زندگی در خانه های سنتی کاملاً مشهود بود. تالار با گچبری، آئینه کاری، نقاشی روی گچ، مقرنس و با نقاشی روی چوب تزئین می شدند. جبهه رو به حیاط تالار با ارسی های ۵ دری یا ۷ دری به حیاط خانه مربوط می شدند. تالار برای پذیرایی از مهمانان محترم و مخصوص مورد استفاده قرار می گرفت.
نشیمن: نشیمن،‌ اتاق هائی بود که از تالار اهمیت کمتری داشتند و از اتاق های ساده مهمتر بودند نشیمن، محل تجمع افراد خانواده ومهمانهای بسیار نزدیک به حساب می آمد این عناصر از نظر تزئینات بسیار ساده بودند.
آشپزخانه: معمولاً مربع یا مستطیل است. نزدیک آب انبار و چاه آب قرار دارد. در درون آشپزخانه، محلی برای پخت و پز، ذخیره ی چوب و تنور پخت نان و در درون دیوار آن تاقچه ای برای قرار دادن ابزار آشپزی و غذل تعبیه شده است. آبریزگاه (توالت) و حمام: در سطح پایین تری قرار می گرفتند: نخست به دلیل سهولت در استفاده از آب و زهکشی آن؛ دوم گرمای آن. حمام به دو بخش تقسیم می شد: یکی برای تعویض لباس (سر بینه) و دیگری برای شست و شو (گرم خانه)
جهت خانه ها: جهت خانه تابع زاویه ی نور خورشید و قبله است. هر وجه خانه برای فصل خاصی از سال مناسب بود و عناصری مانند تالار، بادگیر، پنج در ع سه دری و ارسی در شمار راه حل ها بودند. در اکثر قریب به اتفاق خانه های سنتی، محور اصلی بنا، محور شمالی جنوبی بودند و بهترین موقعیت را برای گرفتن نور خورشید داشتند تا در روزهای گرم تابستان از سایه و در زمستان از گرمای خورشید برخوردار باشد؛ فضاهای اصلی زندگی نیز در دو سمت شمالی و جنوب ساخته می شدند و فضاهائی که اهمیت کمتری داشتند،‌ به خصوص فضاهای خدماتی در دو سمت شرق و غرب ساخته می شدند.
فضاهای معماری به لحاظ كاركرد متناسب با اقلیم

معماری ایرانی که ابتدا در محدوده ی فلات ایران و سپس در حوزه نفوذ فرهنگ ایرانی شکل گرفت، همچون همه ی معماری هایی که ریشه در فرهنگ بومی دارند، به اقلیم توجه داشته و تا پایان دوره ی قاجار آثار با ارزشی از خود به جا گذاشته است.
بررسی نمونه های به جا مانده نشان می دهد:
رنگهای به کار رفته در تزیینات ساختمانها متأثر از ویژگی های اقلیم گرم و خشک بوده اند. مصالح ساختمانها، علاوه بر توانایی های سازه ای و توجه به مسائل اقتصادی و تأمین مصالح از نقاط نزدیک، بهترین شکل بهره برداری از انرژی محیط بری را نشان می دهند. سازه های طاقی در این بناها نشان دهنده ی رابطه ی اقلیم و معماری هستند. حتی در نقوش تزیینی رد پای خورشید را به عنوان مهمترین عامل اقلیمی در نقوشی با نام شمسه و چرخ خورشید می توان دید.
حیاط نارنجستان
در کتاب فرهنگ مهرازی ایران، نارنجستان چنین تعریف شده است: میان سرایی که می توان آنرا سر پوشیده کرد و در باغچه ی آن در ختان نارنج و غیره پرورش داد.
حیاط نارنجستان حیاطی کوچک در مجموعه ی اندرونی بوده که علاوه بر تأمین نور فضاهای اطراف، امکان نگهداری گیاهانی را که نسبت به یخبندان شبهای زمستان مناطق کویری حساس هستند فراهم می کرده است. ابعاد کوچک آن و مجاورت با طاق ها و توده های ساختمانی که در طول روز با انرژی خورشید گرم می شدند موجب می شده که با تخلیه ی این انرژی در طول شب، دمای فضای محدود حیاط بالای صفر حفظ شود، و حتی در برخی موارد این حیاط ها سقفی با یک سوراخ بزرگ در مرکز دارند که در زمستانهای خیلی سرد امکان پوشاندن آن با پارچه و جود داشته است.
این حیاط ها به ندرت در محور های اصلی بنا و بیشتر در گوشه ها و فضاهایی که مشکل نور گیری داشتند ساخته می شدند. الگوی معمولی آنها مربع ۹ قسمتی است که در هر وجه آن یک فضای سه دری قرار می گرفته یا هشت ضلعی بوده اند. در برخی موارد با گوشه سازی، نوعی گنبد ناقص روی آنها ساخته می شده ، تزیینات این فضا که تحت تأثیر تزیینات اتاق ها و فضاهای جانبی هم بوده، به شکل گلویی آجرکاری یا آجر لعاب دار بوده است.
گودال باغچه
گودال باغچه یا باغچال در وسط حیاط مرکزی ساخته می شده و یک طبقه در داخل زمین فرو می رفته است. نمونه های این فضا در اقلیم های بسیار خشک کویری از جمله در کاشان، نایین و یزد دیده می شود. گودال باغچه علاوه بر تأمین خاک مورد نیاز خشت های استفاده شده در بنا، امکان دسترسی به آب قناط را هم فراهم می کرده. این مساله، در شهر هایی مثل نایین که یک شبکه ی پیچیده ی قنات داخل شهر داشته اند بسیار مهم بوده است. بنابر این معمولاً در گودال باغچه آب روانی می بینیم که حوض میانی را پر می کرده و سر ریز آن به خانه های دیگر می رفته است. در حاشیه ی این حیاط اغلب رواق و گاه چند اتاق به شکلی نیمه باز ساخته می شده و کاشت درخت انار، پسته و انجیر در این گودال باغچه ها مرسوم بوده است. با توجه به کوچکتر و پایین تر بودن این حیاط ها و استفاده از رطوبت و خنکی زمین، علاوه بر رطوبت گیاهان و خنکی آب، در واقع فضایی به مراتب اقلیمی تر از حیاط شکل می گرفته است.
گودال باغچه ی خانه ی پیر نیا در نایین و مسجد مدرسه ی آقا بزرگ در کاشان نمونه های خوبی از این فضاها هستند. معماری خانه طباطبایی ها به شیوه گودال باغچه متقارن و درون گرا است، در کویر خانه ها را گود می ساختند تا بنا عایق حرارت و صدا بوده ودسترسی به آب قنات هم راحت تر و در مقابل زلزله مقاوت تر باشد.
بام
بام در معماری ایران به جرأت بخشی از فضای زندگی است و علاوه بر وجود حجم های پیچیده و زیبا، به عنوان حیاط هم مورد استفاده قرار می گرفته است. در شهرهایی چون نایین در برخی از بناها با دیوار های صندوقه چینی شده، اطراف بام را تا حدود یک متر و نیم بالا آورده و نوعی حیاط در بام بوجود می آوردند که در شب های تابستان برای خواب استفاده می شده است. همچنین این دیوارها با سایه اندازی بر بخشی از بام در ساعات مختلف روز نقش اقلیمی ثانویه ای نیز داشته اند. چنین فضاهایی در مساجد نیز مورد استفاده بوده است. در مسجد سپهسالار در بالای بام وضو خانه ای که چهل شیر نام دارد، این فضا به همین شکل وجود دارد. نمونه ی دیگر خانه ی عباسیان کاشان با چنین حیاطی در بام است که در آن معماران با قاب بندی های ظریف از مشبک آجری، امکان تهویه را نیز فراهم آورده اند.
سرابستان
باغ کوچکی بوده که کنار خانه ساخته می شده و تأثیر اقلیمی زیادی بر خانه داشته است. نمونه ی بسیار خوب آن در کنار خانه ی پیر نیا در نایین در قسمت جنوبی حیاط وجود دارد، در واقع متمو لین با ساختن چنین فضایی نوعی ییلاق در کنار خانه ی خود بوجود می آورده اند.
زمستان نشین
اگرچه زمستان نشین پیش از آنکه نام فضای معینی باشد، به همه ی فضاهایی که در وجه شمالی حیاط ساخته می شوند تا از آفتاب زمستان که با زاویه ای مایل به درون اتاقها می تابد استفاده کنند، گفته می شود اما مجموعه ی معینی از فضاها با رابطه ای خاص،‌ مجموعه ی فضاهای زمستان نشین را تشکیل می دهند که عبارتند از سه دری،‌ پنج دری و شکم دریده، که روی محور اصلی قرار می گرفته اند و دو فضای ارتباطی که می توانند راهرو یا تختگاه باشند و گوشواره هایی که از سه دری، اتاق ارسی یا تهرانی و اتاق دو دری تشکیل شده اند و گوشه های این بخش را تشکیل می دهند.
فضای اصلی زمستان نشین روی محور اصلی قرار گرفته و برای ورود بیشتر نور خورشید اغلب پنجره های آنرا از ارسی های بزرگ می ساخته اند. داخل فضاهای مرکزی با توجه به بسته بودن فضا، تزیینات پیچیده ای چون قطارهای مقرنس و آیینه کاری های بسیار پیچیده دیده می شود.
تابستان نشین
تابستان نشین نیز موقعیتی مانند زمستان نشین دارد با این تفاوت که در وجه جنوبی حیاط قرار گرفته است تا در تابستان از تابش مستقیم آفتاب در امان بماند و روی محور اصلی آن معمولاً فضای نیمه باز با تالار قرار می گیرد.
این تالارها و ایوان ها جز در مواقع بسیار سرد سال مهمترین فضایی زندگی در خانه بوده اند، و اگرچه همیشه تزیینات داشته اند، اما با توجه به باز بودن و نفوذ گرد و خاک، از تزیینات بسیار پیچیده در آنها پرهیز و به نقوش ساده ی گچی در ترکیب با آجر یا سیم گل قناعت می شده است.
حسینیه ی خانه ی بروجردی ها که فضای بسیار پیچیده با تزیینات ترکیبی کم نظیری در تابستان نشین آن دیده می شود، از نمونه های استثنایی این مجموعه فضا است. در شهرهای سرد سیری چون تبریز، زنجان، اردبیل، عملاً وجه تابستان نشین از بنا حذف شده و فضای نیمه باز ایوان را هم ندارند.
بهار خواب
این فضا همان مهتابی است و در مناطقی از خراسان تخ بوم (تخت بوم) نیز نامیده می شود. این فضای بدون یقف در مجاورت حیاط و در طبقات بالاتر از اول ساخته می شود و شب های تابستان در آن می خوابند و بسته به محل استقرار آن، در ساعاتی که دیوارهای اطراف بر آن سایه ی مناسب می اندازد از آن استفاده می شود. در بهار و پاییز در تمام ساعات روز و در تابستان شب ها قابل استفاده بوده است.
این فضا در دوره ی قاجار به مسجد مدرسه ها نیز راه یافت و نمونه های زیبایی از آن را در مسجد سید اصفهان، مسجد سلطانی سمنان و مسجد سپهسالار تهران می توان دید و در مناطق گرم و مرطوب چون دزفول و شوشتر جزء جدایی ناپذیر خانه های مسکونی است. تزیینات رایج این فضا از جنس تزیینات نمای رو به حیاط است.
اتاق کرسی
این اتاق در مجموعه ی زمستان نشین و اغلب در گوشه های این بخش که در و پنجره ی کمتری به حیاط دارند، ساخته می شده تا در زمستان با بستن در و پنجره ها بتوان آنرا گرم کرد. در وسط اتاق، چال کرسی قرار داشته و ابعاد اتاق تابع ابعاد کرسی بوده، چون دیواره های آن برای تکیه دادن مورد استفاده قرار می گرفته اند. این فضا در همه خانه های اقلیم سرد و کوهستانی وجود دارد. این اتاق در مناطق پر شیب در پشت اتاق ها و داخل کوه کنده  می شده و فاقد پنجره بوده است. این بخش در خانه هایی که حیاط بیرونی داشتند، گاه روی محور اصلی که شکم دریده یا چلیپا بوده نیز قرار می گرفته است. در خانه ی حیدرزاده تبریز اتاق کرسی الگوی شکم دریده دارد. که با توجه به استفاده ی این اتاق در شب و در بخش های خصوصی خانه تزیینات مفصلی ندارد. در خانه ی پیرنیا در نایین این اتاق با استقرار در محور اصلی، تزییناتی بسیار ظریف با لایه کاری گچی دارد.
پایاب
محل دسترسی به آب قنات در حیاط خانه ها و مساجد است و نمونه های عمومی آن نیز در شهرهایی همچون نایین به چشم می خورد. الگوی معمول آن هشتی است که با اتاق ترکی یا کلمبه پوشانده و در مسیر قنات در مرکز آن یک حوض ساخته می شود. نکته اقلیمی، هوای بسیار خنک آن در تابستان است که علاوه بر استفاده به عنوان یخچال برای نگهداری مواد غذایی، در مواردی برای خواب نیم روزی نیز مورد استفاده قرار می گرفته است.
احتمالاً می توان بین پایاب و پادیاو رابطه ای برقرار کرد، فضایی که به گفته ی استاد پیرنیا با مهاجرت به اروپا پاسیو را بوجود آورده است. نمونه های عالی پایاب در مسجد جامع نایین، مسجد جامع نطنز، مسجد جامع یزد و خانه های تاریخی یزد از جمله خانه ای که امروز به هتل کهن کاشانه تبدیل شده دیده می شود.
حوض خانه و سرداب
اگرچه گاه به تالار اصلی تابستان نشین نیز گفته می شود، اما به طور مشخص زیرزمینی است که در زیر تابستان نشین ساخته شده و مانند ایوان، فضایی نیمه باز است و اغلب یک حوض نیز دارد. در خانه عباسیان کاشان، نمونه های عالی حوض خانه و سرداب وجود دارد. در کاشان فضاهای بسیار متنوعی با عنوان حوض خانه در طبقه همکف یا زیر زمین یا در گوشه ها به چشم می خورد. در این شهر به زیرزمین های گود که در زیر هریک از وجوه ساختمان مخصوصاً تابستان نشین ساخته می شود و اغلب الگوی شکم دریده دارند، سرداب می گویند. در شهرهایی چون تبریز که فاقد تابستان نشین هستند، حوض خانه در زیر فضای اصلی زمستان نشین با در و پنجره ساخته می شود.
در کاشان فضاهای حوض خانه وسرداب معمولاً تزیینات یزدی بندی و با مصالح گچ یا سیمبل دارند. در مقابل در تبریز تزیینات آجری مخصوصاً با آجرهای رنگی و استفاده از کاربندیهای پیچیده در مرکز فضا بسیار رایج است. مهمترین الگوی مورد استفاده در حوض خانه ها، شکم دریده است. معمولاً امتداد بادگیرها به این فضا می رسد و عبور باد از روی آب حوض، هوایی لطیف در این فضا بوجود می آورد.
شوادان
این فضا که شبادان، شبابیک، خیشخان و بادکش نیز نامیده می شود به طور مشخص در شهرهای دزفول و شوشتر دیده می شود. و زیر زمینی با عمق بسیار زیاد است. با توجه به ویژگی خاک این دو شهر، در واقع در دل زمین حفر می شود و معمولاً فاقد مصالح بنایی است و حداکثر در مواردی بخش هایی از دیواره ی آنرا با گچ می پوشانند. سقف آن گنبدی و فاقد سازه است. در بالاترین قسمت سقف، سوراخی وجود دارد که معمولاً به کف حیاط می رسد.
این فضا که گاه ۶ تا ۷ متر در زیر زمین پایین می رود به زیر حریم مالکیتی خانه ی مجاور نیز نوفذ می کند.
شوادان ها علاوه بر مکش سوراخ بالا که موجب جریان هوا می شود، از پدیده ی نفوذ تأخیری فصول در زمین استفاده می کنند. در چنان عمقی معمولاً با دمای یک یا حتی دو فصل قبل روبرو هستیم.
شوادان ها عملاً تزییناتی ندارند و اغلب الگوی فضای مشخصی در آنها دیده نمی شود، اما در نمونه های عالی الگوی شکم دریده یا چلیپا دارند.
شبستان
این فضا در مساجد به عنوان نماز خانه در دو طرف گنبد خانه یا اطراف ایوان ها شکل می گیرد و معمولاً در زمستان بیشتر استفاده می شود. به زیر زمین خانه های شوشتر و دزفول هم شبستان گفته می شود که معمولاً حدود ۵/۱ تا ۲ متر در زمین فرو رفته و پنجره هایی به حیاط دارند و حد فاصل شوادان و طبقه ی اول اند. از این فضا در ساعاتی از روز در تابستان و  در بهار و پاییز و در مواردی به عنوان انبار نیز استفاده می شود. سازه و تزیینات آن آجری و پلان آن امتداد پلان طبقه ی اول است. در کاخ های قدیمی به حرمسرا نیز گفته می شود، در این صورت تزیینات پیچیده تری داشته اند.
شناشیل
این فضا که مختص مناطق جنوبی ایران بخصوص بوشهر است، نوعی بالکن به سمت بیرون خانه و روی معبر عمومی است. که با چوب ساخته شوده و پیرامون آن با نرده های مشبک پوشیده می شود.تا هوا به راحتی در آن جریان یابد. در برخی از موارد سقف ندارند. نمونه هایی از این فضا در برخی از خانه های شیراز نیز دیده شده است.
آب سرا
به ساختمانهای ییلاقی گفته می شود که در میان استخر یا دریاچه و برای استفاده از رطوبت و چشم انداز آب ساخته می شوند. نمونه های عالی آن شاه گلی در تبریز و چشمه علی دامغان هستند.
کنده
فضایی است که دردل زمین کنده شود. نمونه های عالی آن روستای کندوان در اسکو و میمند اند، ولی در بسیاری از خانه های کوهستان، قسمت های پشتی فضا را به شکل پستو در دل زمین می کنند که کیفیت اقلیمی بسیار مناسبی در زمستان وتابستان بوجود می آورد و گاهی به عنوان اتاق کرسی نیز استفاده می شود.
اتاق بادگیر
در تابستان نشین خانه های حاشیه کویر یا حاشیه دریای جنوب، علاوه بر تالار اصلی، در برخی موارد گوشواره ها نیز از جریان هوای بادگیر استفاده می کرده اند. اتاق بادگیر به هر فضایی در طبقه اول تابستان نشین که از هوای بادگیر استفاده کند گفته می شود. تزیینات این فضا همچون تزیینات ایوان است.

منبع: معماری خانه های ایران _ دکتر فاطمه کاتب intranet.isfahan.ir
فرامرز پارسی (مجله معمار، شماره ۴۸،‌فروردین و اردیبهشت ۸۷)

 




طبقه بندی: اقلیم و معماری، شهر و شهرسازی، فن شناسی مرمت و معماری، واژه شناسی مرمت و معماری،

تاریخ : جمعه 1392/11/11 | 07:52 ب.ظ | نویسنده : پیمان سلیمانی روزبهانی

1. عوامل فیزیکی
عوامل فیزیکی یکی از مهمترین عناصر تأثیرگذار در شکل بناها و به ویژه خانه ها است. توجه به اقلیم و موقعیت آب و هوایی محل استقرار بنا تأثیر مستقیم در انتخاب شکل آن داشته است. یکی از مهمترین کارکردهای خانه تأمین نیاز انسان به سرپناه است. انسان همواره در تلاش برای محافظت از خود در برابر تغییرات جوی بوده از این رو ساخت خانه‌هایی متناسب با اقلیم سکونت گاه انسان ها اجتناب ناپذیر بوده است.
خانه هایی با بام های شیب دار در اقلیم های پرباران، خانه هایی آفتاب گیر با دیوارهای ضخیم در اقلیم سرد، خانه هایی با بام های بلند گنبدی شکل در کویرهای سوزان و... همه فرم هایی هستند که در جهت سازگاری هرچه بهتر با طبیعت انتخاب شده اند.
از سوی دیگر تنوع شکل خانه در اقلیم های متفاوت، این تفکر را ایجاد می کند که ممکن است عوامل فیزیکی در حدی کمتر از آنچه تصور می شود بر شکل بنا تأثیر داشته باشند. گاه تغییر شکل معیشت و شیوه ی زندگی می تواند سبب تغییر شکل بنا شود در حالیکه اقلیم تغییری ننموده است.
2. مصالح و تکنولوژی ساخت و ساز
بشر در طول هزاران سال از مصالحی چون سنگ، خشت، چوب، حصیر و نمد و ... برای ساختن خانه استفاده کرده است. شکل بنا حاصل روند تدریجی مهارت انسان ها در بهره گیری از مصالح و بهبود تکنیک های ساخت و ساز است. البته نمی توان شکل بنا را تنها به مصالح یا تکنیک های به کار رفته نسبت داد.
رابطه ی مصالح با تکنیک استفاده از آنها حائز اهمیت است. نحوه ی استفاده از مصالح یکسان می تواند بسیار متنوع باشد. عامل تعیین کننده فرهنگ است. به همین دلیل است که شکل خانه های کاهگلی کویری ایران با پوئبلوهای کاهگلی بومیان امریکا تفاوت دارد. دیده شده است که در یک فرهنگ شکل بناهای مناسکی با خانه های عادی تفاوت چشمگیری دارد حال آنکه غالباً از یک نوع مصالح و حتی تکنیک یکسان استفاده می شود. به عنوان مثال استفاده از خشت و ساخت گنبد در ایران بویژه نواحی مرکزی متداول بوده است اما نمی توان گنبدهای خشتی خانه های عادی را با گنبدهای خشتی مساجد یکسان فرض کرد. از سویی تغییر در مصالح ممکن است به تغییر قابل توجهی در شکل بنا نیانجامد.
3. سایت و موقعیت
منظور از سایت و موقعیت، محل قرارگرفتن بنا است. موقعیت می تواند با توجه به جغرافیا و توپوگرافی در نظر گرفته شود یا مقصود از آن مکان قرارگرفتن بنا در همسایگی سایر بناهای مجموعه ی زیستی باشد. در این مورد نیز نمی توان قائل به جبر اکولوژیک بود و ادعا کرد که شکل بنا را موقعیت آن بر زمین یا موقعیت آن در شهر یا روستا تعیین می کند اگرچه این موضوع اهمیت دارد اما هرگز به تنهایی برای توجیه اشکال متنوع بناها کافی نیست.  در حالت کلی موقعیت طبیعی عامل تعیین کننده ی شکل بنا نیست اگرچه برخی اشکال در سایت های خاص نمی توانند به وجود آیند. یعنی گاهی سایت تحقق پاره ای از اشکال را ناممکن می سازد. مثلاً نمی توان در محلی که پهنه ی آبی ندارد خانه ی شناور ساخت. در برخی موارد نیز طبیعت موقعیت ویژه ای در اختیار انسان ها قرار می دهد و سبب به وجود آمدن اشکال خاص بنا می شود مانند دامنه های تخته سنگی کندوان.
اما موقعیت در مفهوم محل قرارگرفتن بنا در مجتمع زیستی غالباً در راستای ساختار سلسله مراتبی است و یک تأثیر فرهنگی است تا فیزیکی. ساماندهی فضا در سیستم اجتماعی امری فرهنگی و مستقل از سایت است.  مثلاً گرچه در شهرها غالباً از ساختن خانه در نزدیکی قبرستان ها یا در محله های بدنام اجتناب می شود اما این امر لزوماً در شکل بنا تأثیری ندارد.
4. دفاع
دفاع یکی از مؤلفه های اجتماعی مؤثر در شکل بنا است. حصارها، پرچین ها، دیوارهای بلند و... همه به منظور ممانعت از ورود دیگران و گاه حتی به منظور استتار از انظار دیگران ساخته شده و به بناها شکل داده است. خانه به خصوص بنایی است که باید قابلیت برآوردن حداکثر امنیت و نیز احساس امنیت را داشته باشد. به نظر می رسد سازماندهی فضایی بر اساس عامل دفاعی مستلزم توجه به سبک زندگی و به ویژه شیوه ی معیشت و باورهای انسان‌ها است. چراکه عامل دفاع با توجه به آنها مفهوم می یابد. به عبارتی این عوامل مشخص می کنند که چه چیزی بیشتر شایسته ی دفاع است.
5. مذهب
بارزترین شکل اجبار غیر فیزیکی التزام به باورهای دینی است. افراطی ترین دیدگاه درباره ی تأثیر مذهب بر سیمای خانه آنست که خانه را به عنوان یک معبد و محلی برای عبادت می داند. این نظریات خانه را نمود سازماندهی فضا به دو قسم مقدس و نامقدس معرفی می کند. خانه فضای درون را از بیرون، خودی را از دیگری جدا می سازد و مأمنی برای توسل به نیروهای ماوراء طبیعی فراهم می کند. این قبیل نظریه ها تلاش دارند همه چیز را در خانه به عامل مذهب نسبت دهند. شاید با نگاهی سنجیده تر بتوان عامل مذهب را در شکل دادن به یک مجموعه، شکل کلی شهر و ... مؤثر دانست.
در بیان اهمیت عامل مذهب و رابطه ی آن با خانه مثال های فراوانی قابل طرح است. وجه تقدس خانه در فرهنگ‌های مختلف دیده شده است. معمولاً ورود به خانه با نوعی مناسک تشرف همراه است. کسب اجازه ی ورود برای "دیگران" یا نامحرمان مستلزم طی مراحلی خاص است.  مراسم بسیاری برای دفع ارواح خبیث از حریم خانه در فرهنگ های مختلف وجود دارد. شکل خانه و جهت قرارگرفتن آن با توجه به باورهای دینی تعیین می شود. ارجحیت خانه ی رو به قبله در میان مسلمانان نمونه هایی از ارتباط دین و خانه است.
مثلاً به نظر او حصار خانه صرفاً به منظور جداکردن حریم مقدس خانه از فضای نامقدس بیرون نیست بلکه می تواند کارکردی دفاعی داشته باشد. خانه های خشتی یزد با دیواری بلند از فضای کوچه جدا می شوند. ممکن است چنین به نظر آید که تعالیم محرمیت دین اسلام این شکل معماری را ایجاب می کند اما علل دیگری را نیز می توان برشمرد. دیوارهای بلند علاوه بر ایجاد مانعی دفاعی توجیه اقلیمی نیز دارد.
چراکه باعث گسترده شدن سایه بر فضای کوچه در آفتاب کویری یزد می شود. در نهایت نگاه جبرگرایانه باید کنار گذاشته شود. می دانیم واقعیتی وجود دارد، اینکه خانه نیز مانند تمام تولیدات فرهنگی دیگر دارای بار ارزشی و سمبلیک است. لذا در تعیین عوامل مؤثر بر شکل خانه لازم است ضمن بررسی فاکتورهای مادی به دین به عنوان فاکتور غیر مادی تأثیرگذار در روند سازماندهی فضایی نیز اشاره شود. " دین به عنوان عامل بیان شکل خانه بیشتر امکان گراست تا تعیین کننده"  همانند عوامل مادی که پیش از این بحث شد.

- منبع:
راپاپورت، ایموس، (1388)، انسان شناسی مسکن، ترجمه خسرو افضلیان، مشهد، آستان قدس رضوی




طبقه بندی: اقلیم و معماری، شهر و شهرسازی،

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

  • سامان | اخبار | خرید اینترنتی