تبلیغات
میراث زمان - مطالب شهر و شهرسازی
تاریخ : دوشنبه 1394/04/1 | 09:05 ب.ظ | نویسنده : پیمان سلیمانی روزبهانی

ویژگی های اقلیمی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران در طول تاریخ پرفراز و نشیب آن، روش های مختلفی را برای استفاده از طبیعت در محیط زندگی به وجود آورده است. نیاز به باغسازی در دوره های زمانی مختلف، در مناطق گوناگون و برای افراد با موقعیتهای اقتصادی و سیاسی متفاوت، منجر به ایجاد گونه های مختلفی از باغ ایرانی شده است. گونه شناسی باغ ایرانی كمك خواهد نمود كه باغها و فضاهای سبز امروزی از یكنواختی كسلكننده درآمده و به فضایی باشور و نشاط بدل شوند (تقوایی و شاهوردیان، 1382). اگر باغ، به معنای ساناندهی فضای زیست به منظور استفاده بیش تر از طبیعت در خدمت انسان تعریف شود، بر حسب سنت های جامعه ایرانی دو دسته كلی از طراحی باغ ایرانی را می توان شناسایی كرد: گونه شناسی كاربردی و گونه شناسی فضای باغ.
تقسیم بندی گونه ای باغ صرفاً برای شناخت دقیق تر باغ ایرانی انجام می گیرد و لزوماً به این معنی نیست كه هر باغ در یكی از گونه های تعریف شده شكل گرفته و با سایر گونه ها كاملاًَ متفاوت است، بلكه هر باغ می تواند تركیبی از گونه های مختلف را شامل باشد.
الف- گونه شناسی كاربردی
باغ و باغچه در حیاط
در بسیاری از نواحی ایران كه دارای اقلیم گرم و خشك است، بافت های مسكونی برای ایجاد سایه از تراكم بالایی برخوردارند، به گونه ای كه درون گرایی به صورت یك اصل مهم در ساختار فضایی این نواحی درآمده است. نمونه این گونه بناها را می توان در بافت های تاریخی شهرهای یزد و كرمان مشاهده كرد. از دیگر سو حیاط در مركز این خانه ها قرار گرفته است. تا آن جا كه كاوش های باستان شناختی از
خانه های ایرانی گواهی می دهد، نمونه هایی از تركیب فضاهای مسكونی در اطراف یك حیاط مركزی مربوط به دوره اشكانیان كشف شده است. در این دوره، ایوان نیز برای ایجاد ارتباط میان فضای بسته و باز و همچنین استفاده از آن برای گذران اوقات فراغت در منزل در كنار فضای طبیعی به وجود آمد)حیدرنتاج،1389).
باغ حیاط را می توان گونه ای از باغ ایرانی به شمار آورد كه در شرایط زمین و امكانات مادی محدود، فضای مصنوع قابل قبول در مقیاس انسانی، لزوم رسیدگی بهتر و دقیق تر به باغ و فراهم آورد ن امكانات بیش تر در بافت های شهری برای سكونت دائمی احداث می شود.
‐ خانه باغ
الگوی طراحی این گونه باغ ها شبیه منازل مسكونی به صورت حیاط مركزی است، لیكن اندازه و آرایش اطراف این حیاط، آن ها را در یك گروه جداگانه قرار می دهد به نحوی كه می توان آن ها را خانه باغ نامید.  مشهورترین نمونه این خانه باغ ها، خانه قوام در شیراز است كه در دو سمت حیاط آن دو استخر با كاشی های آبی رنگ ساخته شده است.
بسیاری از اعیان و رجال، عمارت مسكونی خود را در درون یك باغ می ساختند تا به این ترتیب شرایط مساعدی برای سكونت خود فراهم آورده باشند. وسعت و موقعیت این گونه باغ ها كه غالباً در پیرامون یا بیرون از بافت شهری قرار داشتند، از یك سو با ثروت و قدرت صاحب آن متناسب بود و از سوی دیگر تابع خصوصیات و امكانات محیطی هر شهر بود( FAO,2004).

باغ های سكونتگاهی را از لحاظ خصوصیات فضای مسكونی به دو گروه طبقه بندی می كنند.  گروه اول باغ هایی بودند كه فضای سكونتگاهی آن ها سطح اندكی از باغ را اشغال می كرد یا عمارت مسكونی در درون یك باغ قرار داشت. نوع دوم باغ هایی بودند كه در پشت یا كنار واحد مسكونی قرار داشتند  در طراحی فضاهای مسكونی عموماً قسمت خانه، به نحوی ساخته می شد كه از یك سو منظری به باغ نیز داشته باشد(سلطان زاده،1378، ص44).

منبع:
- تقوایی، مسعود و شاهوردیان، مرضیه. 1382 . مقدمه ای بر مبانی طراحی فضای سبز شهری،32-36:15موج سبز، سال چهارم.
- حیدرنتاج، وحید، 1389باغ ایرانی، دفتر پژوهش های فرهنگی، ص .114
- سلطان زاده، حسین، 1378 تداوم طراحی باغ ایرانی در تاج محل، تهران : دفتر پژوهش های فرهنگی كشور، ص. 44
- FAO. 2004. Urban and peri-urban forestry and greening in West and Central Asia, Access to
Natural Resources Sub-Program, LSP Working Paper 36.




طبقه بندی: باغ ایرانی، اقلیم و معماری، شهر و شهرسازی،

تاریخ : یکشنبه 1393/10/21 | 10:27 ق.ظ | نویسنده : پیمان سلیمانی روزبهانی

فضاهای معماری به لحاظ كاركرد فیزیكی،فرهنگی و اجتماعی

سکو(صفه یا پیرنشین): محلی در دو سوی درب ورودی، برای استراحت در هنگام انتظار، برای ورود یا گفت و گو با همسایه ها
سر در ورودی:‌ هلال تزئینی روی در و تنها قسمت خارج از خانه که اغلب کاشی کاری دارد و معمولاّ طوری ساخته می شد که در زمستانها مانع از ریزش برف و باران بود و در تابستانها نیز مانعی برای تابش مستقیم آفتاب به شمار می رفت. در بالای سردر آیاتی از قرآن کریم یا عبارات مذهبی نوشته می شد تا هنگام ورود و خروج از زیر آیات قرآنی یا روایات و عبارات دینی عبور کنند.
درب ورودی: در بیشتر خانه های سنتی، درهای ورودی دو لنگه و چوبی هستند و هر لنگه کوبه ای نیز دارد. زن ها حلقه ای که صدای زیری داشت، به صدا در می آوردند و مردها کوبه ی چکشی شکل را که صدای بمی داشت.
هشتی: بلافاصله پس از ورودی به فضای هشتی می رسیم. اغلب به شکل هشت ضلعی یا نیمه هشت ضلعی و یا بیشتر مواقع چهار گوش است. هشتی دارای سقفی کوتاه و یک منفذ کوچک نور در سقف گنبدی شکل ان است و عموماّ سکوهائی برای نشستن در آن طراحی شده است. هشتی برای انشعاب قسمت های مختلف خانه و گاه برای دسترسی به چند خانه ساخته می شد. در خانه های بزرگ، اندرونی و اقامتگاه های خدمتکاران نیز به هشتی راه داشتند و اغلب برای جدا سازی آقایان و خانم ها دو قسمتی ساخته می شد.
دالان (راهرو): د الان راهروی باریکی بود که با پیچ و خم وارد شونده را از هشتی به حیاط خانه هدایت می کرد. پیچ و خم دالان برای رعایت حریم خصوصی خانه بود تا عابر نتواند سریعاً فعالیت های جاری در حیاط را متوجه شود.
حیاط: حیاط در خانه های قدیمی مرکز و قلب ساختمان بود. حیاط مرکزی همراه با ایوان در هر سمت، ویژگی بود که از گذشته های دور در معماری ایرانی حضور داشت؛ البته این امکان وجود داشت که حیاط از نظر هندسی مرکز خانه نباشد اما از نظر زندگی و انجام فعالیت ها و ایجاد ارتباط بین قسمت های مختلف خانه، تعبیه دید و سایر مسائل مرکز خانه محسوب می شد. حیاط محلی برای برگزاری مراسم مختلف نظیر مراسم مذهبی ، عروسی و تجمع اقوام بود. معمولاً چهار گوش بود. ابعاد حیات را تعداد و عملکرد فضاهای اطراف ان تعیین می کنند. هر حیاط معمولاً یک حوض و چند باغچه دارد که بسته به شرایط مختلف محلی نظیر آب و هوا و عوامل فرهنگی اشکال متفاوتی می یابد. سازمان دهی فضاهای محصور حیاط به گونه ای بود که با تغییرات فصلی و کارکردها ی مختلف اتاق های مجاور متناسب باشد.
حوض و باغچه: در حیاط سازی خانه های قدیمی حوض و باغچه معتبرترین عناصر حیاط سازی به شمار می رفت.
تالار: این عنصر عموماً فضائی بود با تزئینات بسیار زیبا و پرکار که در کنار اتاق های ساده زندگی در خانه های سنتی کاملاً مشهود بود. تالار با گچبری، آئینه کاری، نقاشی روی گچ، مقرنس و با نقاشی روی چوب تزئین می شدند. جبهه رو به حیاط تالار با ارسی های ۵ دری یا ۷ دری به حیاط خانه مربوط می شدند. تالار برای پذیرایی از مهمانان محترم و مخصوص مورد استفاده قرار می گرفت.
نشیمن: نشیمن،‌ اتاق هائی بود که از تالار اهمیت کمتری داشتند و از اتاق های ساده مهمتر بودند نشیمن، محل تجمع افراد خانواده ومهمانهای بسیار نزدیک به حساب می آمد این عناصر از نظر تزئینات بسیار ساده بودند.
آشپزخانه: معمولاً مربع یا مستطیل است. نزدیک آب انبار و چاه آب قرار دارد. در درون آشپزخانه، محلی برای پخت و پز، ذخیره ی چوب و تنور پخت نان و در درون دیوار آن تاقچه ای برای قرار دادن ابزار آشپزی و غذل تعبیه شده است. آبریزگاه (توالت) و حمام: در سطح پایین تری قرار می گرفتند: نخست به دلیل سهولت در استفاده از آب و زهکشی آن؛ دوم گرمای آن. حمام به دو بخش تقسیم می شد: یکی برای تعویض لباس (سر بینه) و دیگری برای شست و شو (گرم خانه)
جهت خانه ها: جهت خانه تابع زاویه ی نور خورشید و قبله است. هر وجه خانه برای فصل خاصی از سال مناسب بود و عناصری مانند تالار، بادگیر، پنج در ع سه دری و ارسی در شمار راه حل ها بودند. در اکثر قریب به اتفاق خانه های سنتی، محور اصلی بنا، محور شمالی جنوبی بودند و بهترین موقعیت را برای گرفتن نور خورشید داشتند تا در روزهای گرم تابستان از سایه و در زمستان از گرمای خورشید برخوردار باشد؛ فضاهای اصلی زندگی نیز در دو سمت شمالی و جنوب ساخته می شدند و فضاهائی که اهمیت کمتری داشتند،‌ به خصوص فضاهای خدماتی در دو سمت شرق و غرب ساخته می شدند.
فضاهای معماری به لحاظ كاركرد متناسب با اقلیم

معماری ایرانی که ابتدا در محدوده ی فلات ایران و سپس در حوزه نفوذ فرهنگ ایرانی شکل گرفت، همچون همه ی معماری هایی که ریشه در فرهنگ بومی دارند، به اقلیم توجه داشته و تا پایان دوره ی قاجار آثار با ارزشی از خود به جا گذاشته است.
بررسی نمونه های به جا مانده نشان می دهد:
رنگهای به کار رفته در تزیینات ساختمانها متأثر از ویژگی های اقلیم گرم و خشک بوده اند. مصالح ساختمانها، علاوه بر توانایی های سازه ای و توجه به مسائل اقتصادی و تأمین مصالح از نقاط نزدیک، بهترین شکل بهره برداری از انرژی محیط بری را نشان می دهند. سازه های طاقی در این بناها نشان دهنده ی رابطه ی اقلیم و معماری هستند. حتی در نقوش تزیینی رد پای خورشید را به عنوان مهمترین عامل اقلیمی در نقوشی با نام شمسه و چرخ خورشید می توان دید.
حیاط نارنجستان
در کتاب فرهنگ مهرازی ایران، نارنجستان چنین تعریف شده است: میان سرایی که می توان آنرا سر پوشیده کرد و در باغچه ی آن در ختان نارنج و غیره پرورش داد.
حیاط نارنجستان حیاطی کوچک در مجموعه ی اندرونی بوده که علاوه بر تأمین نور فضاهای اطراف، امکان نگهداری گیاهانی را که نسبت به یخبندان شبهای زمستان مناطق کویری حساس هستند فراهم می کرده است. ابعاد کوچک آن و مجاورت با طاق ها و توده های ساختمانی که در طول روز با انرژی خورشید گرم می شدند موجب می شده که با تخلیه ی این انرژی در طول شب، دمای فضای محدود حیاط بالای صفر حفظ شود، و حتی در برخی موارد این حیاط ها سقفی با یک سوراخ بزرگ در مرکز دارند که در زمستانهای خیلی سرد امکان پوشاندن آن با پارچه و جود داشته است.
این حیاط ها به ندرت در محور های اصلی بنا و بیشتر در گوشه ها و فضاهایی که مشکل نور گیری داشتند ساخته می شدند. الگوی معمولی آنها مربع ۹ قسمتی است که در هر وجه آن یک فضای سه دری قرار می گرفته یا هشت ضلعی بوده اند. در برخی موارد با گوشه سازی، نوعی گنبد ناقص روی آنها ساخته می شده ، تزیینات این فضا که تحت تأثیر تزیینات اتاق ها و فضاهای جانبی هم بوده، به شکل گلویی آجرکاری یا آجر لعاب دار بوده است.
گودال باغچه
گودال باغچه یا باغچال در وسط حیاط مرکزی ساخته می شده و یک طبقه در داخل زمین فرو می رفته است. نمونه های این فضا در اقلیم های بسیار خشک کویری از جمله در کاشان، نایین و یزد دیده می شود. گودال باغچه علاوه بر تأمین خاک مورد نیاز خشت های استفاده شده در بنا، امکان دسترسی به آب قناط را هم فراهم می کرده. این مساله، در شهر هایی مثل نایین که یک شبکه ی پیچیده ی قنات داخل شهر داشته اند بسیار مهم بوده است. بنابر این معمولاً در گودال باغچه آب روانی می بینیم که حوض میانی را پر می کرده و سر ریز آن به خانه های دیگر می رفته است. در حاشیه ی این حیاط اغلب رواق و گاه چند اتاق به شکلی نیمه باز ساخته می شده و کاشت درخت انار، پسته و انجیر در این گودال باغچه ها مرسوم بوده است. با توجه به کوچکتر و پایین تر بودن این حیاط ها و استفاده از رطوبت و خنکی زمین، علاوه بر رطوبت گیاهان و خنکی آب، در واقع فضایی به مراتب اقلیمی تر از حیاط شکل می گرفته است.
گودال باغچه ی خانه ی پیر نیا در نایین و مسجد مدرسه ی آقا بزرگ در کاشان نمونه های خوبی از این فضاها هستند. معماری خانه طباطبایی ها به شیوه گودال باغچه متقارن و درون گرا است، در کویر خانه ها را گود می ساختند تا بنا عایق حرارت و صدا بوده ودسترسی به آب قنات هم راحت تر و در مقابل زلزله مقاوت تر باشد.
بام
بام در معماری ایران به جرأت بخشی از فضای زندگی است و علاوه بر وجود حجم های پیچیده و زیبا، به عنوان حیاط هم مورد استفاده قرار می گرفته است. در شهرهایی چون نایین در برخی از بناها با دیوار های صندوقه چینی شده، اطراف بام را تا حدود یک متر و نیم بالا آورده و نوعی حیاط در بام بوجود می آوردند که در شب های تابستان برای خواب استفاده می شده است. همچنین این دیوارها با سایه اندازی بر بخشی از بام در ساعات مختلف روز نقش اقلیمی ثانویه ای نیز داشته اند. چنین فضاهایی در مساجد نیز مورد استفاده بوده است. در مسجد سپهسالار در بالای بام وضو خانه ای که چهل شیر نام دارد، این فضا به همین شکل وجود دارد. نمونه ی دیگر خانه ی عباسیان کاشان با چنین حیاطی در بام است که در آن معماران با قاب بندی های ظریف از مشبک آجری، امکان تهویه را نیز فراهم آورده اند.
سرابستان
باغ کوچکی بوده که کنار خانه ساخته می شده و تأثیر اقلیمی زیادی بر خانه داشته است. نمونه ی بسیار خوب آن در کنار خانه ی پیر نیا در نایین در قسمت جنوبی حیاط وجود دارد، در واقع متمو لین با ساختن چنین فضایی نوعی ییلاق در کنار خانه ی خود بوجود می آورده اند.
زمستان نشین
اگرچه زمستان نشین پیش از آنکه نام فضای معینی باشد، به همه ی فضاهایی که در وجه شمالی حیاط ساخته می شوند تا از آفتاب زمستان که با زاویه ای مایل به درون اتاقها می تابد استفاده کنند، گفته می شود اما مجموعه ی معینی از فضاها با رابطه ای خاص،‌ مجموعه ی فضاهای زمستان نشین را تشکیل می دهند که عبارتند از سه دری،‌ پنج دری و شکم دریده، که روی محور اصلی قرار می گرفته اند و دو فضای ارتباطی که می توانند راهرو یا تختگاه باشند و گوشواره هایی که از سه دری، اتاق ارسی یا تهرانی و اتاق دو دری تشکیل شده اند و گوشه های این بخش را تشکیل می دهند.
فضای اصلی زمستان نشین روی محور اصلی قرار گرفته و برای ورود بیشتر نور خورشید اغلب پنجره های آنرا از ارسی های بزرگ می ساخته اند. داخل فضاهای مرکزی با توجه به بسته بودن فضا، تزیینات پیچیده ای چون قطارهای مقرنس و آیینه کاری های بسیار پیچیده دیده می شود.
تابستان نشین
تابستان نشین نیز موقعیتی مانند زمستان نشین دارد با این تفاوت که در وجه جنوبی حیاط قرار گرفته است تا در تابستان از تابش مستقیم آفتاب در امان بماند و روی محور اصلی آن معمولاً فضای نیمه باز با تالار قرار می گیرد.
این تالارها و ایوان ها جز در مواقع بسیار سرد سال مهمترین فضایی زندگی در خانه بوده اند، و اگرچه همیشه تزیینات داشته اند، اما با توجه به باز بودن و نفوذ گرد و خاک، از تزیینات بسیار پیچیده در آنها پرهیز و به نقوش ساده ی گچی در ترکیب با آجر یا سیم گل قناعت می شده است.
حسینیه ی خانه ی بروجردی ها که فضای بسیار پیچیده با تزیینات ترکیبی کم نظیری در تابستان نشین آن دیده می شود، از نمونه های استثنایی این مجموعه فضا است. در شهرهای سرد سیری چون تبریز، زنجان، اردبیل، عملاً وجه تابستان نشین از بنا حذف شده و فضای نیمه باز ایوان را هم ندارند.
بهار خواب
این فضا همان مهتابی است و در مناطقی از خراسان تخ بوم (تخت بوم) نیز نامیده می شود. این فضای بدون یقف در مجاورت حیاط و در طبقات بالاتر از اول ساخته می شود و شب های تابستان در آن می خوابند و بسته به محل استقرار آن، در ساعاتی که دیوارهای اطراف بر آن سایه ی مناسب می اندازد از آن استفاده می شود. در بهار و پاییز در تمام ساعات روز و در تابستان شب ها قابل استفاده بوده است.
این فضا در دوره ی قاجار به مسجد مدرسه ها نیز راه یافت و نمونه های زیبایی از آن را در مسجد سید اصفهان، مسجد سلطانی سمنان و مسجد سپهسالار تهران می توان دید و در مناطق گرم و مرطوب چون دزفول و شوشتر جزء جدایی ناپذیر خانه های مسکونی است. تزیینات رایج این فضا از جنس تزیینات نمای رو به حیاط است.
اتاق کرسی
این اتاق در مجموعه ی زمستان نشین و اغلب در گوشه های این بخش که در و پنجره ی کمتری به حیاط دارند، ساخته می شده تا در زمستان با بستن در و پنجره ها بتوان آنرا گرم کرد. در وسط اتاق، چال کرسی قرار داشته و ابعاد اتاق تابع ابعاد کرسی بوده، چون دیواره های آن برای تکیه دادن مورد استفاده قرار می گرفته اند. این فضا در همه خانه های اقلیم سرد و کوهستانی وجود دارد. این اتاق در مناطق پر شیب در پشت اتاق ها و داخل کوه کنده  می شده و فاقد پنجره بوده است. این بخش در خانه هایی که حیاط بیرونی داشتند، گاه روی محور اصلی که شکم دریده یا چلیپا بوده نیز قرار می گرفته است. در خانه ی حیدرزاده تبریز اتاق کرسی الگوی شکم دریده دارد. که با توجه به استفاده ی این اتاق در شب و در بخش های خصوصی خانه تزیینات مفصلی ندارد. در خانه ی پیرنیا در نایین این اتاق با استقرار در محور اصلی، تزییناتی بسیار ظریف با لایه کاری گچی دارد.
پایاب
محل دسترسی به آب قنات در حیاط خانه ها و مساجد است و نمونه های عمومی آن نیز در شهرهایی همچون نایین به چشم می خورد. الگوی معمول آن هشتی است که با اتاق ترکی یا کلمبه پوشانده و در مسیر قنات در مرکز آن یک حوض ساخته می شود. نکته اقلیمی، هوای بسیار خنک آن در تابستان است که علاوه بر استفاده به عنوان یخچال برای نگهداری مواد غذایی، در مواردی برای خواب نیم روزی نیز مورد استفاده قرار می گرفته است.
احتمالاً می توان بین پایاب و پادیاو رابطه ای برقرار کرد، فضایی که به گفته ی استاد پیرنیا با مهاجرت به اروپا پاسیو را بوجود آورده است. نمونه های عالی پایاب در مسجد جامع نایین، مسجد جامع نطنز، مسجد جامع یزد و خانه های تاریخی یزد از جمله خانه ای که امروز به هتل کهن کاشانه تبدیل شده دیده می شود.
حوض خانه و سرداب
اگرچه گاه به تالار اصلی تابستان نشین نیز گفته می شود، اما به طور مشخص زیرزمینی است که در زیر تابستان نشین ساخته شده و مانند ایوان، فضایی نیمه باز است و اغلب یک حوض نیز دارد. در خانه عباسیان کاشان، نمونه های عالی حوض خانه و سرداب وجود دارد. در کاشان فضاهای بسیار متنوعی با عنوان حوض خانه در طبقه همکف یا زیر زمین یا در گوشه ها به چشم می خورد. در این شهر به زیرزمین های گود که در زیر هریک از وجوه ساختمان مخصوصاً تابستان نشین ساخته می شود و اغلب الگوی شکم دریده دارند، سرداب می گویند. در شهرهایی چون تبریز که فاقد تابستان نشین هستند، حوض خانه در زیر فضای اصلی زمستان نشین با در و پنجره ساخته می شود.
در کاشان فضاهای حوض خانه وسرداب معمولاً تزیینات یزدی بندی و با مصالح گچ یا سیمبل دارند. در مقابل در تبریز تزیینات آجری مخصوصاً با آجرهای رنگی و استفاده از کاربندیهای پیچیده در مرکز فضا بسیار رایج است. مهمترین الگوی مورد استفاده در حوض خانه ها، شکم دریده است. معمولاً امتداد بادگیرها به این فضا می رسد و عبور باد از روی آب حوض، هوایی لطیف در این فضا بوجود می آورد.
شوادان
این فضا که شبادان، شبابیک، خیشخان و بادکش نیز نامیده می شود به طور مشخص در شهرهای دزفول و شوشتر دیده می شود. و زیر زمینی با عمق بسیار زیاد است. با توجه به ویژگی خاک این دو شهر، در واقع در دل زمین حفر می شود و معمولاً فاقد مصالح بنایی است و حداکثر در مواردی بخش هایی از دیواره ی آنرا با گچ می پوشانند. سقف آن گنبدی و فاقد سازه است. در بالاترین قسمت سقف، سوراخی وجود دارد که معمولاً به کف حیاط می رسد.
این فضا که گاه ۶ تا ۷ متر در زیر زمین پایین می رود به زیر حریم مالکیتی خانه ی مجاور نیز نوفذ می کند.
شوادان ها علاوه بر مکش سوراخ بالا که موجب جریان هوا می شود، از پدیده ی نفوذ تأخیری فصول در زمین استفاده می کنند. در چنان عمقی معمولاً با دمای یک یا حتی دو فصل قبل روبرو هستیم.
شوادان ها عملاً تزییناتی ندارند و اغلب الگوی فضای مشخصی در آنها دیده نمی شود، اما در نمونه های عالی الگوی شکم دریده یا چلیپا دارند.
شبستان
این فضا در مساجد به عنوان نماز خانه در دو طرف گنبد خانه یا اطراف ایوان ها شکل می گیرد و معمولاً در زمستان بیشتر استفاده می شود. به زیر زمین خانه های شوشتر و دزفول هم شبستان گفته می شود که معمولاً حدود ۵/۱ تا ۲ متر در زمین فرو رفته و پنجره هایی به حیاط دارند و حد فاصل شوادان و طبقه ی اول اند. از این فضا در ساعاتی از روز در تابستان و  در بهار و پاییز و در مواردی به عنوان انبار نیز استفاده می شود. سازه و تزیینات آن آجری و پلان آن امتداد پلان طبقه ی اول است. در کاخ های قدیمی به حرمسرا نیز گفته می شود، در این صورت تزیینات پیچیده تری داشته اند.
شناشیل
این فضا که مختص مناطق جنوبی ایران بخصوص بوشهر است، نوعی بالکن به سمت بیرون خانه و روی معبر عمومی است. که با چوب ساخته شوده و پیرامون آن با نرده های مشبک پوشیده می شود.تا هوا به راحتی در آن جریان یابد. در برخی از موارد سقف ندارند. نمونه هایی از این فضا در برخی از خانه های شیراز نیز دیده شده است.
آب سرا
به ساختمانهای ییلاقی گفته می شود که در میان استخر یا دریاچه و برای استفاده از رطوبت و چشم انداز آب ساخته می شوند. نمونه های عالی آن شاه گلی در تبریز و چشمه علی دامغان هستند.
کنده
فضایی است که دردل زمین کنده شود. نمونه های عالی آن روستای کندوان در اسکو و میمند اند، ولی در بسیاری از خانه های کوهستان، قسمت های پشتی فضا را به شکل پستو در دل زمین می کنند که کیفیت اقلیمی بسیار مناسبی در زمستان وتابستان بوجود می آورد و گاهی به عنوان اتاق کرسی نیز استفاده می شود.
اتاق بادگیر
در تابستان نشین خانه های حاشیه کویر یا حاشیه دریای جنوب، علاوه بر تالار اصلی، در برخی موارد گوشواره ها نیز از جریان هوای بادگیر استفاده می کرده اند. اتاق بادگیر به هر فضایی در طبقه اول تابستان نشین که از هوای بادگیر استفاده کند گفته می شود. تزیینات این فضا همچون تزیینات ایوان است.

منبع: معماری خانه های ایران _ دکتر فاطمه کاتب intranet.isfahan.ir
فرامرز پارسی (مجله معمار، شماره ۴۸،‌فروردین و اردیبهشت ۸۷)

 




طبقه بندی: اقلیم و معماری، شهر و شهرسازی، فن شناسی مرمت و معماری، واژه شناسی مرمت و معماری،

بارو
استفاده از کلمه بارو به دوره ساسانیان باز می گردد و به استحکاماتی اطلاق می شده که اطراف شهرها و یا روستاها و بیش از همه، قلعه ها می ساخته اند تا خطر حمله راهزنان یا دشمنان را دفع کنند.
بیش تر شهرهای تاریخی یا قلعه های به جا مانده از دوران باستان، محصور در دیواری است که گاهی پی و ریشه آن چندین متر پهنا دارد. بخش فوقانی این دیوارها به شکل دالانی است که به پاسبانان امکان فعالیت دفاعی می دهد. دالان ها با برج های دیده بانی قطع می شدند. برج ها در قسمت هایی تعبیه می شدند که تمامی چشم انداز بیرون حصار در دیدرس دیده بانان قرار بگیرد.
از طرف دیگر مهاجمان نیز پیش رفته ترین فنون را به کار می گرفتند تا راهی به میان حصار باز کنند. محاصره و قطع ارتباط ساکنان قلعه ها با دنیای خارج قدیمی ترین این روش ها است. منجنیق و عراده و آوردن توپ های باروتی در پای حصارها، روش های پیش رفته تر برای شکستن حصار قلعه ها بودند. استفاده از فیل های مسلح نیز در دوره ای از تاریخ سرزمین ما رایج بود. فیل ها به کوبه هایی مجهز بودند که می توانستند باروها را فرو بریزند. روش رایج دیگر استفاده از ظرف های نفت بود. این ظرف های شعله ور را با فلاخن به داخل حصار پرتاب می کردند.
باروها معمولاً از خشت خام ساخته می شدند. ولی در مناطق کوهستانی استفاده از سنگ نیز رایج بود. در مناطق جنگلی که الوارهای چوبی در دسترس بود، باروها ترکیبی از چوب و خشت بود. در دوره هایی نیز به خصوص برای حفاظت از قلعه درباریان از آجرهای کوره ای استفاده می شد و استحکامات قوی تری ساخته شده اند که تعدادی از این حصارها تا هم اکنون نیز باقی مانده اند.
خندق
خَندَق (به پارسی سره: کَندَگ) نهر پرآب یا خشک و دست‌ساخت است که در قدیم گرداگرد شهر یا لشکرگاه می‌کندند تا از ورود دشمنان یا سیل جلوگیری شود.
در راستای قسمت درون‌شهری خندق نیز معمولاً حصاری با برج و بارو ساخته می‌شد.
واژهٔ خندق عربی‌شدهٔ واژهٔ پارسی میانه کَندَگ و به معنی «کَنده» است. در زبان‌های کهن ایرانی چون اوستایی و فارسی باستان، ریشهٔ «کن» به معنی «کندن» امروزی به‌کار می‌رفته‌است و «فرکنتن» یعنی آغازبه‌ساختن ساختمان یا شهر.
دروازه
ورودی در شهرهای قدیم ایران به طور اخص در کلیت شهر مورد توجه بود. در شهرهای امروزی مفهوم ورودی عینیت کالبدی مطلوب خود را از دست داده است و در برنامه ریزیها و طرحهای رسمی شهری چندان عنایتی به آن نمی شود. اکثر شهرهای فعلی ایران با کیفیت فضایی ناخوشایند و عدم انتظام کالبدی و نیز کارکردهای عمدتاً کارگاهی محمل اغتشاش بصری بوده و در روندی از ادراک شهر و نیز تلقی کلیت آن، سیمای عینی و منظر ذهنی نامطلوبی برجا می گذارد. گره‌های مهم در کنار پذیرایی به شهر آمدگان محل عبور عده زیادی از افراد بوده و سیمای آن شهر با تلقی کلی از این فضا در ذهن آنان نقش می بندد. کاربریهای موجود در ورودی شهرها در اغلب موارد نقش کاروانسراهای برون شهری را بر عهده می گیرند و عده ای برای تجدید قوا، استراحت، سرویس وسایل نقلیه و ... در این مکانها توقفی موقتی دارند. بکارگیری عناصر نشانه ای درمدخل شهرها عاملی در ساماندهی ورودی شهرهاست که ریشه تاریخی دارد و نقش آنها با برج‌ها، مناره‌ها و میل‌ها و ... که نوعی معرف و راهنمای راه بودند قابل مقایسه است.
برج
بطور کلی ساختمانهای منفرد که با فرم پلان مربع یا دایره یا مشابه آن مانند ستاره یا صلیب شکل باشد واز طرفی ارتفاع آن بلندتر از قطر دایره محاطی پلان باشد برج نامیده می شود.
خصوصیات معماری برجها بدین شکل است که از محیط اطراف به شکل یکسان تاثیرپذیر بوده ونسبت به آن عکس العمل متقارن نشان می دهند وعملکرد مستقل نیز دارند.
انواع برج
تناسب محیط یا قطر ساختمان برجها با ارتفاع آن تعیین کننده نوع برج از نظر هندسی آن می باشد.
معماری برج ها
معمولا در برج ها سعی می شود که معماری آن به شکل متقارن وکلیه خطوط ارتباطی در هسته مرکزی قرار گیرند.این عملکرد از لحاظ انتقال نیروهای افقی وبه منظور مقابله با زلزله وحفظ پایداری برج ارجح است.همچنین دیافراگمهای افقی در اطراف هسته مرکزی به شکل متقارن قرار می گیرند وبه لحاظ ارتفاع برج حفظ تقارن معماری ودر نتیجه سازه آن وتقارن در طراحی وبارگذاری از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به منظور صرفه جویی در استفاده از اراضی وحفظ فضای سبز وباز،استفاده از ارتفاع برای ساختمانها در شهرهای بزرگ توصیه می گردد، زیرا هزینه های تاسیسات زیر بنایی در شهرهای بزرگ وتحمیل آن به ارگانهای مملکتی ودر نتیجه به عموم مردم، باعث می شود که بیشتر از ارتفاع استفاده شود وضمنأ با در نظر گرفتن عواملی مانند زلزله،مقاومت زمین وشرایط ایمنی ارتفاع مناسب ساختمانها را تعیین می نماید.
علاوه بر برج های مسکونی،برج ها برای کاربریهای دیگری مانند اداری – تجاری وغیره استفاده شده است. لیکن به طور کلی جهت سکونت برجهای بسیار بلند مناسب نبوده و برجهای متوسط مناسبت تر می باشد.برجهای بلند دارای مسائل و مشکلات شناخته شده و یا در حال طراحی می باشند.ساخت و کاربری برج ها در کشورهای مختلف نیز در رابطه با محدودیت زمین وتراکم و استفاده حداکثر از زمین بوده و به طور کلی از نظر اقتصادی چنانچه هزینه ساخت یک متر مربع بنا از قیمت زمین کمتر باشد، طبیعتا ساختمانهای بلند با صرفه تر بوده و مورد استفاده قرار می گیرند.
 کبوترخانه
کبوترخانه‌ها یا کفترخانه‌ها، که بدان‌ها کبوترخان نیز اطلاقمی‌شده،ساختمان‌هایی کهن هستند که معمولاً به شکل استوانه ساخته می‌شده‌اند. کبوترخانه‌ها برای گردآوری کود کبوترها و دیگر پرندگان، جهت مصارف کشاورزی ساخته می‌شده‌است.
از دیرباز، برای استفاده از گوشت و کود کبوتران، ساختن کبوترخان معمول بود. در هنگام حمله دشمنان جهت در امان ماندن از گزند دشمن به این مکان ها پناه می بردند. ساخت چنین بناهایی در حوالی اصفهان و یزد معمول بوده‌است.

منجنیق
منجنیق (معرب منجنیک و من‌چه‌نیک) اسلحه‌ای باستانی است که برای پرتاب اشیا بدون نیاز به مواد منفجره استفاده می‌شد. گویا منجنیق در سال ۳۹۹ قبل از میلاد در شهر سریکیوس سیسیل اختراع شده‌است. منجنیق‌های اولیه، فقط قادر به پرتاب اشیای کوچکی مثل سنگ‌های ۵ تا ۱۲ کیلوگرمی را پرتاب کنند اما رفته رفته به قدرت آن‌ها افزوده گشته و منجنیق‌های جدید که همانند تیر و کمان کار می کردند، می توانستند سنگ‌های گداخته و با وزنی تا حدود ۵۰ کبلو گرم را پرتاب کنند. با وجود اینکه انگلیسی‌ها و چینی‌ها باروت داشتند و با توپ و موشک‌های فیتیله ای دشمن را هدف قرار می دادند، ولی هنوز منجنیق ایمن تر و قوی تر بود. البته وسایلی نیز بوده اند که چوب بلند سنباده شکلی داخل آن‌ها قرار می دادند که از آن برای تخریب دیوارها استفاده می نمودند ولی منجنیق‌ها بیشتر برای کشتن تعداد زیادی سرباز یا تخریب سریع بناها استفاده می شده است. کم کم با رسیدن تفنگ و باروت به سراسر جهان، منجنیق‌ها به شکل توپ در آمده و با پرتاب گلوله‌های بزرگی که داغ بودند، قدرت تخریبی بسیاری داشتند.
قلعه دختر
می گویند به این علت نام این قلاع را قلعه دختر گذاشته اند که نشان از عدم فتح این قلعه توسط دشمنان دارد.افسانه ای در باب قلعه دختر وجود دارد که بنابر آن، دختری بر این قلعه فرمانروایی داشته که با در دست داشتن طلسمی آن را ناگشودنی ساخته بود.اما پژوهش های تاریخی ثابت کرده که نامگذاری کلمه "دختر" روی این قلعه مسلما علت ویژه ای داشته است. شاید یکی از علل آن این است که در فرهنگ ایرانی مظهر دست نخوردگی می باشد و استفاده از نام دختر در قلعه ها، اشاره ای ضمنی به غیر قابل تسخیر بودن آن قلعه ها توسط دشمنان مهاجم و در واقع بکر بودن آنان است.

منبع: نگارنده

 

 




طبقه بندی: شهر و شهرسازی، واژه شناسی مرمت و معماری،

تاریخ : چهارشنبه 1393/07/23 | 12:15 ب.ظ | نویسنده : پیمان سلیمانی روزبهانی

فرسودگی یکی از مهمترین مسائل مربوط به فضای شهری است که باعث بی‌سازمانی، عدم تعادل، عدم تناسب و بی‌‌قوارگی آن می‌شود. فرسودگی عاملی است که به زدودن خاطرات جمعی، افول حیات شهری واقعه‌ای و شکل گرفتن حیات شهری روزمره‌ای کمک می‌کند. این عامل با کاهش عمر اثر و با شتابی کم و بیش تند، باعث حرکت به سوی نقطه پایانی اثر می‌گردد. فرسودگی به دو دسته تقسیم می‌شود: فرسودگی نسبی و کامل. فرسودگی نسبی، فرسودگی است که در یکی از عناصر مهم فضای شهری یعنی کالبد یا فعالیت رخنه می‌کند و به دنبال خود باعث فرسودگی نسبی فضای شهری می‌گردد. فرسودگی کامل، فرسودگی است که فرسودگی در هر دو عنصر فضای شهری یعنی کالبدی و فعالیت آن رخنه کرده باشد و به دنبال آن باعث فرسودگی کامل فضا شود. پس فرسودگی یا در کالبد یا فعالیت یا در کالبد و فعالیت به طور یکجا رسوخ می‌کند. بر این اساس، می‌توان معادلاتی تشکیل داد که بیان‌گر انواع فرسودگی‌ها باشد. معادلات می‌تواند به صورت زیر باشد:

معادله اول: شکل (کالبد سالم) + فعالیت (فرسودگی نسبی) = فرسودگی نسبی فضا- (ابقاء)
بهسازی:Rehabilitation
بهسازی شامل سلسله اقداماتی است که به منظور بهبود کالبد، که در نتیجه فرسایش فعالیت تحقق یافته است، در کوتاه مدت صورت می‌پذیرد. در واقع بهسازی زمانی صورت می‌گیرد که فرسودگی نسبی فضا از لحاظ عملکردی حادث شده باشد.

معادله دوم: شکل (کالبد نسبتاً فرسوده) + فعالیت (سالم) = فرسودگی نسبی فضا- (احیاء)
نوسازی: Renovation
نوسازی زمانی انجام می‌‌شود که فضای شهرسازی، مجموعه و یا بنا از کارکردی مناسب و معاصر برخوردار بوده ولی فرسودگی نسبی کالبدی فضایی سبب کاهش بازدهی و کارایی آن شده است. نوسازی مجموعه اقداماتی را شامل می‌شود که در عین حفاظت بنا، مجموعه و یا فضای شهری کهن، سازمان فضایی مربوط را معاصر نوسازی نموده و امکان بازدهی بهینه آن را فراهم آورد. نوسازی هفت دسته از اقدامات را شامل می‌شود.

معادله سوم: شکل (کالبد فرسوده) + فعالیت (فرسوده) = فرسودگی کامل فضا – (تخریب)
 بازسازی: Reconstruction
 بازسازی به معنای از نوساختن است. بازسازی زمانی صورت می گیرد که در بنا، مجموعه و یا فضای شهری، فرسودگی به صورت کامل ایجاد شده باشد. فرسودگی کامل معمولاً براثر فرسودگی (نسبی یا کامل) فعالیت و کالبد توأمان صورت می پذیرد. این امر معمولاً برای ایجاد حیات جدید در سازمان فضایی فرسوده (بنا، مجموعه، بافت) به کار می رود. امروزه معنای بازسازی ایجاد فضای شهری معاصر یا سازمان فضایی جدید و موزونی است که بتواند گفت و گوی خلاق بین گذشته و آینده را نشان دهد. 

منبع: (مرمت شهری، حبیبی و مقصودی،1381).





طبقه بندی: شهر و شهرسازی، مبانی نظری مرمت و معماری،

تاریخ : یکشنبه 1393/06/9 | 08:18 ب.ظ | نویسنده : پیمان سلیمانی روزبهانی

انواع بازارها به شرح زیر می باشند:
1- بازارهای ادواری: بازارهایی که در مواقع معینی از روزهای هفته و ماه تشکیل می شوند مانند دوشنبه بازار، پنج شنبه بازار و ....
2 – بازارهای شهری: بازارهایی که دارای فضایی ساخته شده هستند مانند بازار وکیل شیراز، بازار همدان و بازار نیشابور
3 – بازارچه ها: بازارهای کوچکی که در مراکز محله ها برای تأمین نیازهای روزمره و هفتگی اهالی محله شکل می گرفت.
بازارچه هر محله بنا به وسعت محله و جمعیت آن شامل تعدادی دکان بود که نیازهای اساسی را تأمین می کرد. 
روند شکل گیری بازارهای شهری
هسته اولیه بعضی از بازارهای شهری( و بیشتر بازارهای روستایی) در بازارهایی که در برخی فضاهای باز و میدان های مهم سکونت گاه تشکیل می شد، تکوین می یافت و سپس فضاهایی کالبدی برای پاسخگویی به آن گروه از نیازهای فضایی که نمی توانست در محیط باز شکل گیرد، احداث می شد. 
خصوصیات معماری
اغلب بازارهای شهری ایران دارای شکل خطی و ممتد هستند. البته باید توجه داشت که بازارها تنها در جهت طول، توسعه و گسترش نمی یافته اند بلکه با به خدمت گرفتن فضاهای مجاور خود و تغییر کارکرد، نیازهای فضایی و ساختمانی خود را تأمین می کردند. به این ترتیب، بازارهای پررونق واقع در شهرهای بزرگ بازرگانی علاوه بر بدنه اصلی که گاه متشکل از چند راسته بزرگ بود، دارای تعداد زیادی راسته مرغی و فضاهایی مانند کاروان سرا، تیمچه و ... نیز بودند.
بعضی از بازارها که قسمتی از آنها «قیصریه» نام داشت به خصوص در شهرهای بزرگ، مکان هایی برای عرضه کالاهای گران بها بودند. 

مصالح و فناوری بازار
همیشه سعی می شود از بهترین مصالح و طرح های معماری در بنای بازار استفاده شود. در زمین های مرطوب قطعات سنگ را در شالوده و پی ستون ها (تویزه ها) به کار می بردند. تویزه ها و دیوارهای باربر، اغلب با آجر و گچ ساخته می شوند. برای پوشش دهانه بزرگی مانند چهارسوها و تیمچه ها، از گنبد و کاربندی استفاده می کردند. به این ترتیب ضمن آنکه می توانستند دهانه های بزرگ را به کمک تویزه های متقاطع بپوشانند. از نظر زیبایی هم حجم ها و شکل های ظریف و بدیعی را با کمک فن کاربندی به وجود می آورند.
پشت بام بازارها، بیشتر با کاهگل پوشانده می شد که هم عایق حرارتی بود و هم تا حدودی به عنوان عایق رطوبتی عمل می کرد. 

منبع: آشنایی با بناهای تاریخی/ مؤلف: ویدا تقوائی.  تهران: شرکت چاپ ونشر کتاب های درسی ایران




طبقه بندی: شهر و شهرسازی، فرهنگ و تمدن ایران و جهان،

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

  • سامان | اخبار | خرید اینترنتی