تبلیغات
میراث زمان - مطالب سبك شناسی معماری ایران
تاریخ : شنبه 1394/03/30 | 09:45 ق.ظ | نویسنده : پیمان سلیمانی روزبهانی

معماری ایران دارای ویژگیهایی است که در مقایسه با معماری کشورهای دیگر جهان از ارزشی بخصوص برخوردار است: ویژگیهایی چون طراحی مناسب، محاسبات دقیق، فرم درست پوشش، رعایت مسائل فنی و علمی در ساختمان، ایوانهای رفیع، ستونهای بلند و بالاخره تزئینات گوناگون که هریک در عین سادگی معرف شکوه معماری ایران است.به طور کلی میتوان معماری ایرانی را در این 5 اصل مشاهده کرد.
معماری ایران دارای ویژگیهایی است که در مقایسه با معماری کشورهای دیگر جهان از ارزشی بخصوص برخوردار است: ویژگیهایی چون طراحی مناسب، محاسبات دقیق، فرم درست پوشش، رعایت مسائل فنی و علمی در ساختمان، ایوانهای رفیع، ستونهای بلند و بالاخره تزئینات گوناگون که هریک در عین سادگی معرف شکوه معماری ایران است.به طور کلی میتوان معماری ایرانی را در این 5 اصل مشاهده کرد.

١- درونگرایی:

یکی از باورهای مردم ایران زندگی شخصی و حرمت آن بوده که این امر به گونه ‌ ای معماری ایران را درون ‌ گرا ساخته است. معماران ایرانی با ساماندهی اندام ‌ های ساختمان در گرداگرد یک یا چند میان ‌ سرا، ساختمان را از جهان بیرون جدا می ‌ کردند و تنها یک هشتی این دو را به هم پیوند می ‌ داد.
درون گرایی مفهومی است که به صورت یک اصل در معماری ایران وجود داشته و با حضوری آشکار، به صورت های متنوع، قابل درک و مشاهده است. اصولاً در ساماندهی اندام های گوناگون ساختمان به ویژه خانه های سنتی، باورهای مردم، بسیار کارساز بوده است. یکی از باورهای مردم ایران ارزش نهادن به زندگی شخصی و حُرمت آن و نیز عزت نفس ایرانیان بوده که این امر به گونه ای معماری ایران را درونگرا ساخته است. معماران ایرانی با ساماندهی اندامهای ساختمان در گرداگرد یک یا چند میانسرا، ساختمان را ازجهان بیرون جدا می کردند و تنها یک هشتی این دو را به هم پیوند می‌داد. خانه های درونگرا در اقلیم گرم و خشک، همچون بهشتی در دل کویر هستند، فضای درونگرا مانند آغوش گرم بسته است واز هر سو رو به درون دارد. سر در این خانه ها دارای دو سکو بود و درها دارای دو کوبه‌ی جدا ویژه‌ی مردان و زنان. دو دالان یکی از بخش بیرونی و دیگری از بخش اندرونی خانه به هشتی راه داشتند. اندرونی‌جایگاه زندگی خانواده بوده و ‌بیگانگان بدان راه نداشتند.
بیرونی، ویژه‌ی مهمانان و بیگانگان بود که جداگانه پذیرایی می شدند و گاهی مهمانان در بالاخانه (اتاق روی هشتی) که به اندرونی نزدیک بود پذیرایی می شدند. بخش بیرونی، آذین‌های بیشتری نسبت به اندرونی داشت. معماران حتی در ساختمان‌های برونگرا مانند کوشک میان باغ ها، نیز درونگرایی را پاس می داشتند. کوشک ها ساختمانهایی برونگرا بودند که گرداگرد آنها باز بود و از هر سو به بیرون باز می شدند. بیشتر خانه های غربی یا شرق آسیا چنین هستند. خانه های برونگرا در برخی سرزمینهای ایران نیز ساخته می شود. مانند کردستان، لرستان و شمال ایران، ولی در سرزمین های میانی و گرم و خشک ایران، خانه های درونگرا، پاسخ در خوری برای خشکی هوا، بادهای آزاردهنده، شن های روان و آفتاب تند هستند.
ویژگی معماری غیر قابل انکار آثار و ابنیه ای مانند خانه، مسجد، مدرسه، کاروانسرا حمام و غیره مربوط به خصوصیت درون گرایانه آن است که ریشه ای عمیق در مبانی و اصول اجتماعی –فلسفی سرزمین دارد. با یک ارزیابی ساده می توان دریافت که در فرهنگ این نوع معماری، ارزش واقعی به جوهر و هسته باطنی آن داده شده است و پوسته ظاهری، صرفا پوششی مجازی است که از حقیقتی محافظت می کند و غنای درونی وسربسته آن تعیین کننده جوهر و هستی راستین بنا است و قابل قیاس با وجوهات و فضای بیرونی نیست. درونگرایی در جستجوی حفظ حریم محیطی است که در آن شرایط کالبدی با پشتوانه تفکر، تعمق و عبادت به منظور رسیدن به اصل خویش و یافتن طمانینه‌ی خاطر و آرامش اصیل در درون، به نظمی موزون و متعالی رسیده است. به طور اعم و بر اساس تفکر شرقی و در سرزمینهای اسلامی؛ جوهر فضا در باطن است و حیاط درونی، به وجود آورنده اساس فضا است.

٢- پرهیز از بیهودگی:
در معماری ایران تلاش می شده کار بیهوده در ساختمان سازی نکنند و از اسراف پرهیز می کردند. این اصل هم پیش از اسلام و هم پس از آن مراعات می شده است. در قرآن کریم آمده "مومنان، آنانکه از بیهودگی روی گردانند"(سوره ی مومنون، آیه سوم.)
اگر در کشورهای دیگر، هنرهای وابسته به معماری مانند نگارگری(نقاشی)و سنگتراشی، پیرایه(آذین) به شمار می آمده، در کشور ما هرگز چنین نبوده است. گره سازی با گچ و کاشی و خشت و آجر و به گفته ی خود معماران،"آمود" و اندود بیشتر بخشی از کار بنیادی ساختمان است. اگر نیاز باد در زیر پوشش آسمانه (سقف)، پنامی (عایق) در برابر گرما و سرما ساخته شود یا افراز بنا که ناگزیر پرو پیمون است و نمی تواند به دلخواه معمار کوتاهتر شود،تنها با افزودن کاربندی می توان آنرا کوتاهتر و "باندام" و مردم وار کرد. اگر اُرسی(باز) و روزن با چوب یا گچ و شیشه های خرد و رنگین گره سازی می شود. برای این است که در پیش آفتاب تند و گاهی سوزان، پناهی باشد تا چشم را نیازارد و اگر گنبدی از تیزه تا پاکار با کاشی پوشیده می شود تنها برای زیبایی نیست. وانگهی باید دانست که واژه ی "زیبا" به معنای "زیبنده بودن" و تناسب داشتن است نه قشنگی و جمال.
در زیگورات چغازنبیل از 1250 پیش از میلاد،می توان کاربرد کاشی را دید. در این ساختمان،اِزاره دیوارها را با کاشی آبی آمود کرده اند. چون هنگام رفت و آمد مردم،برخورد به پای دیوار بیشتر بوده است،و چون خشت در برابر باران آسیب می دیده،نمای ساختمان را با آجر پوشانده اند. معماران ایرانی در جاهایی که مردم در آن بر زمین می نشستند و به دیوار تکیه می زدند،برای افزایش پایداری ازاره دیوار، آنرا با اندودی از گچ که با کتیرا آمیخته شده بود، تا بلندی یک گز(هر گز برابر 66/106 سانتیمتر)اندود می کردند که رویه ای سخت به دست می آمد،به گونه ای که خراشیدن آن دشوار بود. ازاره بیرونی ساختمان را هم بیشتر با سنگ کار می کردند.
همچنین از کاشی در آمود گنبدها بهره گیری می کردند و آنرا پر از نقش و نگار می کردند. این تکه های رنگی کاشی،آسانتر تعمیر و بازسازی می شدند.کاشی عمر زیادی ندارد و پس از زمانی از جا کنده شده و فرو می ریزد،به ویژه در جاهایی که برف و یخ هم باشد. اگر رویه ای یکرنگ باشد، بازسازی بخش کنده شده دشوار می شود و کار دو زنگ در می آید.ولی هنگامی که تکه تکه و چند رنگ باشد کار آسانتر است.

٣- مردم واری:
مردم محوری به معنای رعایت تناسب میان اندام ‌ های ساختمانی با اندام ‌ های انسان و توجه به نیازهای او در کار ساختمان ‌ سازی است. در ایران هم مثل مکان ‌ های دیگر، معماری هنری وابسته به زندگی است. معمار ایرانی بلندای درگاه را به اندازه بالای مردم می ‌ گرفته و روزن و روشندان را چنان می آراسته که فروغ خورشید و پرتو ماه را به اندازه دلخواه به درون سرا می آورد. پهنای اتاق خواب به اندازه یک بستر است و افراز طاقچه به اندازه ای است که نشسته و ایستاده به آسانی در دسترس باشد و از طرفی تالار که مخصوص مهمان است به اندازه ‌ ای پهناور و باشکوه بوده که شایسته پذیرایی باشد.

۴- خودبسندگی:
معماران ایرانی تلاش می کردند ساختمایه ی مورد نیاز خود را از نزدیک ترین جاها به دست می آوردند و چنان ساختمان می کردند که نیازمند به ساختمایه ی جاهای دیگر نباشد و "خودبسنده" باشند. بدین گونه کار ساخت با شتاب بیشتری انجام می شده و ساختمان با طبیعت پیرامون خود"سازوارتر" در می آمده است و هنگام نوسازی آن نیز همیشه ساختمایه ی آن در دسترس بوده است.
معماران ایرانی بر این باور بودند که ساختمایه باید "بوم آورد" یا "ایدری"(اینجایی) باشد. به گفته ی دیگر فرآورده (محصول) همان جایی باشد که ساختمان ساخته می شود و تا آنجا که شدنی است از امکانات محلی بهره گیری شود.
برای نمونه در ساخت پارسه(تخت جمشید)،بهترین را از یک کان(معمدن)در نزدیکی دشت مرغاب به دست می آوردند و با ارابه های چوبی به پارسه می رساندند. این سنگ را بیشتر برای روکش دیوارهای ستبرخشتی به کار می بردند.فرآوردن خشت نیز کاری بسیار ساده بوده است.
معماران ایران تا آنجا که می شد تلاش داشتند ساختمایه ی مرغوب به کار برند و با بهترین گونه ی خاک،گچ، آهک و سنگ کار می کردند. اگر فرآوردن و آماده ساختن آن از همانجا شدنی نبود،از جای دورتر بهره می گرفتند. برای نمونه چون خاک پیرامون شیراز،"ریگ بوم" بود، به کار آجر ساختن نمی خورد،پس خاک رُس بهتر از لار یا از خان خوره(آبادای میان را اصفهان) به دست می آوردند.یا در کناره ی کویر، چون خاک شوره دار بود، آجر خوبی به دست نمی آمد. پس هنگام کار این آجرها را میان چند رج خشت می چیدند و برای از میان بردن شوره ی آنها، دوغابی به نام "فرش آهک" به کار می بردند که با ماسه ی نرم درست می شد.
نمونه ی دیگر از خودبسندگی و بهره گیری از امکانات موجود،در ساخت میانسرای(حیاط) گود یا "باغچال"یا گودال باغچه در خانه ها بود. برای گودکردن ساختمان و دسترسی به آب، ناگزیر باید خاکبرداری فراوانی می شد.در تهران، آب روگذر بود و از آن برای پرکردن آب انبارها بهره می بردند. در کاشان، زواره و نایین آب زیرگذر بود، برای همین میانسرا را چنان گود می ساختند که تنه ی درختان باغچه در گودی پنهان می شد. معماران خاک برداشته شده را دوباره در همان ساختمان به کار می بردند. گود شدن ساختمان به ایستایی تاق ها نیز کمک می کرد. چون زمین،پشت بند در برابر رانش بود.

باز برای نمونه، در محله ی شارستان یزد،زمین تا ژرفای دو متری از جنس خاک رُس و پایین تر از آن، جنسی به نام"چلو" یا "کرشک" است که لایه ای بسیار سخت است. معماران خاک رُس را برداشته و روی لایه ی سخت،با همان خاک ساختمان می ساختند.
یکی از نکات مهم در معماری ایران این است که اساساً یکی از انگیزه های بنیادی در ساخت آسمانه خمیده ی تاقی و گنبدی و بهره گیری گسترده از آنها، این بوده که چوب مناسب برای ساختمان سازی در همه جا یافت نمی شده است. ولی فرآوردن خشت و آجر ساده بود.معماران هم دست به نوآوری هایی زدند که با خشت و آجر بتوان دهانه های بزرگ را پوشاند. آنها گونه های فراوانی از چفد مازه دار و تیزه دار را به کار گرفتند. از چفد مازه دار در زیگورات چغازنبیل و از چفد تیزه دار در سد درودزن شیراز بهره گیری شده است. تاق و گنبد را می شد با خشت که ساختمایه ای ناپایدار است هم ساخت. برای نمونه، آسمانه یخچالهای سنتی،گنبد بستو بوده که با خشت ساخته می شده، چون بسیار کمتر از آجر، گرمای بیرون را از خود می گذراند. این گنبدهای خشتی بسیار هم پایدار بودند.(در زمین لرزه ی طبس، ساختمان های بتنی پیش فشرده ویران شدند، ولی یخچالها که با گنبد کلنبو ساخته شده بودند بر جای ماندند.)
بدین گونه شاید بتوان انگیزه ی بنیادی بهره گیری از تاق و گنبد در معماری ایران را باور به "خودبسندگی" در ساختمان سازی دانست.
۵- نیارش:
واژه ی"نیارش"در معماری گذشته ی ایران بسیار به کار می رفته است. نیارش به دانش ایستایی،فن ساختمان و ساختمایه (مصالح)شناسی گفته می شده است. معماران گذشته به نیارش ساختمان بسیار توجه می کردند و آنرا از زیبایی جدا نمی دانستند. آنها به تجربه به اندازه هایی برای پوشش ها و دهانه ها و جرزها دست یافته بودند که همه بر پایه ی نیارش به دست آمده بود. "پیمون"، اندازه های خردو یکسانی بود که در هرجا در خور نیازی که بدان بود به کار گرفته می شد. پیروی از پیمون هرگونه نگرانی معمار را درباره ی نااستواری یا نازیبایی ساختمان از میان می برده، چنانکه یک گِلکار نه چندان چیره دست در روستایی دور افتاده می توانست با به کار بردن آن، پوشش گنبدی را به همان گونه انجام دهد که معمار کار آزموده و استاد پایتخت.معماران همراه با بهره گیری از پیمون و تکرار آن را در اندازه ها و اندام ها،ساختمان ها را بسیار گوناگون از کار در می آوردند. هیچ دو ساختمانی یکسان در نمی آمد و هر یک ویژگی خود را داشت، گرچه از یک پیمون در آنها پیروی شده بود.


منبع:
- سبک شناسی معماری ایرانی، دکتر پیرنیا



طبقه بندی: سبك شناسی معماری ایران،

تاریخ : یکشنبه 1394/03/24 | 08:23 ب.ظ | نویسنده : پیمان سلیمانی روزبهانی


 1.درون‏گرایی
      درون‏گرایی مفهومی است كه به صورت یك اصل در معماری ایران وجود داشته وبا حضوری آشكار،به‏صورت‏های متنوع،قابل درك و مشاهده است.
 ویژگی معماری غیرقابل انكار آثار و ابنیه‏ای مانند خانه،مسجد،مدرسه،كاروانسرا،حمام و غیره مربوط به خصوصیت درون‏گرایانه آن است كه ریشه‏ای عمیق در مبانی و اصول اجتماعی-فلسفی این سرزمین دارد.
 با یك ارزیابی ساده می‏توان دریافت كه در فرهنگ این نوع معماری،ارزش واقعی به جوهر و هسته باطنی آن داده شده است و پوسته ظاهری،صرفاً پوششی مجازی است كه از حقیقتی محافظت می‏كند و غنای درونی و سربسته آن تعیین‏كننده جوهر و هستی راستین بنا است و قابل قیاس با وجوهات و فضای بیرونی نیست.
 درون‏گرایی در جستجوی حفظ حریم محیطی است كه در آن شرایط كالبدی با پشتوانة تفكر ،تعمق و عبادت به منظور رسیدن به اصل خویش و یافتن طمأنینه خاطر و آرامش اصیل در درون ،به نظمی موزون و متعالی رسیده است.
 به طور اعم وبر اساس تفكر شرقی و در سرزمین‏های اسلامی،جوهر فضا در باطن است و حیات درونی،به وجود آورنده اساس فضا است.
 امر نوجه به مسائل درونی بر اساس فرهنگ،نوع زندگی،آداب و رسوم و جهان‏بینی شكل گرفته است كه همراه با مسائل محیطی،جغرافیایی و اقلیمی معنای نهایی خود را به دست آورده است. معنایی كه از فطرت خود انسان نشأت گرفته است.
2.مركزیت
      ویژگی موازی با مسأله درون‏گرایی،مركزیت در فضای معماری است. سیر تحول عناصر پراكنده(كثرت‏ها)به وحدت مركزی در اغلب فضاهای معماری دنیای اسلام به چشم می‏خورد. حیاط خانه‏ها،مساجد،مدرسه‏ها و كاروانسراها هسته‏های تشكیل دهنده این تفكر و رساندن عناصر عملكردی یا جزئیات.میانه و دور به مركز جمع‏كننده تنوع‏ها و گونه‏گونی‏ها می‏باشند. این فضای درونی مركزی كه گاه می‎تواند چیزی غیر از حیاط مركزی باشد تنظیم‏كننده تمام فعالیت‏ها بوده و اصل و مركز فضا را در قسمتی قائل است كه نقطه عطف و عروجی استثنایی در آن رخ می‏دهد.
3.انعكاس
     در اغلب فضاهای معماری ایران منظره كلی حاصل از شكل‏گیری عناصر كالبدی،به وجودآورنده كلیتی بصری است كه اجزای آن در قالب محوربندی‏های حساب‏شده و منظم،چارچوبی را تشكیل می‏دهند كه درآن موضوع شكل و تصویر به كمال می‏رسد. اجزاء تركیبی در محورهای افقی و عمودی همواره رشد صعودی داشته و به منظور دستیابی به مركزیت دید(تصویر)خط حركت عمودی در فضاهای باز به طرف آسمان ونور تنظیم می‏شود كه پیوند معماری،نور،آسمان و انعكاس را به عنوان نتیجه بصری به دست می‏دهد. بهترین نمونه‏های این شكل‏گیری منظم از طریق انعكاس را می‏توان در آینه‏های مابعدالطبیعی مساجد چهار ایوانی ایرانی دانست.
 انسان در گردش محوری خود به طرف جهات مختلف این كلیت فضایی منسجم را حس می‏كند كه گویای نظام فكری منظمی است كه در آن ،مركزیت فضا و زمین در مركزیت(توحید)آشتی‏دهنده عوامل اتصال زمین و آسمان است.
 در مركز مساجد چهار ایوانی،سطح آب از لحاظ بصری به عنوان آینه انعكاس‏دهنده،نه فقط بدنه‏های اطراف را معرفی می‏كند،بلكه به علت موقعیت استثنایی خود (مركز) تمثیل داستان آسمانی منعكس در تلألؤهای آب به عنوان تصاویر‏برگردان حاضر ولی غیرمادی از زندگی انسان‏ها در میل به حقیقتی بالاتر و جاویدان است.

منبع: www.iranmehraz.ir




طبقه بندی: سبك شناسی معماری ایران، مبانی نظری مرمت و معماری،

تاریخ : چهارشنبه 1392/07/24 | 03:53 ب.ظ | نویسنده : پیمان سلیمانی روزبهانی

پیمون ابزاری است که ابعاد و اندازه ها را در معماری ایرانی تنظیم می کند و به دو نوع پیمون کوچک و پیمون بزرگ تقسیم می گردد. در حقیقت، پیمون عرض دراست که به دو صورت کوچک و بزرگ تقسیم می شود:
پیمون کوچک: به طول چهارده گره و معادل نودو سه سانتیمتر است.
پیمون بزرگ: به طول هیجده گره ومعادل یکصد و بیست سانتی متر است.
یورت ها(واحد اندازه گیری را یورت گویند): یک دری (مرد گرد و راهرو)، دودری (اتاق کوچک)، سه دری (اتاق)، پنج دری (اتاق بزرگ)، تالار، طنبی و غیره هستند و فواصل درها که به صورت تیغه های تابش بند در می آیند و همچنین مجموع دولغاز جانبی در نظام پیمون کوچک دو گره و در نظام پیمون بزرگ چهار گره است.
معمار برای تعیین ابعاد بنای مورد نظرش اصطلاحات و ضوابطی را رعایت می کرد. از سوی دیگر، وسیله اندازه گیری ابعاد، گز بوده است:
هر گز معماری معادل 1/0666 متر است و اجزاء گز عبارتند از:
نیم گز : هشت گره و معادل 53/333 سانتیمتر
چارک : چهار گره ومعادل 26/66 سانتی متر است.
گره : معادل 6/66 سانتیمتر 
بهر : برابر نیم گره معادل 3/33 سانتی متر
مو : معماری  و یا 1/8 بهر است ولی در معماری مصرف ندارد ابعاد مشروحه ذیل در ساختمان و کارهای معماری و عمرانی مورد استفاده خاص و عام داشته اند:
الف – برابری های سر راست تصادفی متریک:
3 گره معادل 20 سانتیمتر
6 گره معادل با 40 سانتیمتر
9 گره معادل 60 سانتیمتر
12 گره معادل 80 سانتیمتر (سه چارک)
15 گره معادل 100 سانتیمتر
18 گره معادل 120 سانتیمتر
24 گره معادل 160 سانتیمتر (یگ گز و نیم)
30 گره معادل 200 سانتیمتر
ب- ابعاد در نظام پیمون کوچک:
14 گره معادل 93 سانتیمتر، عرض در پیمون کوچک
2 گره معادل 3/13 سانتیمتر، تابش بند
9گره معادل 60 سانتیمتر، قطر دیوار (1)
28 گره معادل 187 سانتیمتر،ارتفاع در
9 گره معادل 60 سانتیمتر، ارتفاع روزن (2)
2 گز معادل 13/2 متر، جبهه دو دری
3 گز معادل 2/3 متر، جبهه سه دری
5 گز معادل 33/5 متر، جبهه پنج دری
ج – ابعاد در نظام پیمون بزرگ:
18 گره معادل 120 سانتیمتر، عرض در (پیمون بزرگ)
4 گره معادل 6/26 سانتیمتر، تابش بند
11 گره معادل 73 سانتیمتر، قطر دیوار
30 گره معادل 200 سانتیمتر، ارتفاع در
9 گره معادل 60 سانتیمتر، ارتفاع روزن
2 گز و 12 گره معادل 93/2 متر، جبهه دودری
4 گز و 2 گره معادل 40/4 متر، جبهه سه دری

بهره گیری از آن به انگیزه‌های زیر بوده است:
1-کاهش گوناگونی اندازه‌ها
2-آسانی در چیدن و ساختن بدون اینکه نیازی به در آوردن اندازه‌ها و همساز کردن اندام‌ها باهم باشد.پیمون بندی زمانی بدست می‌آید که همه بخش‌ها و اندام‌های یک ساختمان مضرب یا کسری از یک اندازه باشد.که این انداز راپیمون می‌نامند؛ بهره گیری از پیمون پیشینه‌ای کهن دارد. در روزگاران کهن این روش شناخته شده بوده و نه تنها برای هماهنگ کردن اندام ه که برای پدید آوردن زیبایی و تناسب نیز به کار می‌رفته؛ یونانی‌ها و رومیان باستان، ستون‌ها یا قطر ستون را در بیندای 3/1از زمین برای پیمون می‌کردند و دیگر اندازه‌ها بر اساس آن بدست میامده و بخش‌های کوچک‌تر آن را پارتی میناند.در ژاپن از پیمون به نام شاه کو بهره گیری می‌کردند که از چین گرفته شده و نزدیک به یک گام یا فوت می‌باشد؛ پیمون دیگر آن‌ها کمپ بوده سامن دهی شبکه‌ای بر پایه کمپ نخست بر پایه‌ی اندازه‌ی حسی رهایی به نام تا تامی بوده که در ژاپن همچون کفپوش به کار رفته و هر تا تامی به اندازه دو آدم نشسته یا یک آدم خوابیده بوده است.
در ایران پیمون بر پایه‌ی پهنای درگاه بوده که در اتاق‌های چند دربی روبه میان سار باز می‌شده؛پیروی از پیمون هرگونه نگرانی معماران را در باره نازیبایی یا نا استواری ساختمان از بین می‌برده است.بهره گیری از پیمون در ایران جدایی از دیگران بوده مثلاً در ژاپن برای ساماندهی کف فضا استفاده‌ی شده ولی در معماری از پیمون هم در کف و هم در بنا به طور کلی در حجم ساختمان بهره گیری می‌شده. در ساختمان‌های سنتی حجم‌هایی یافت می‌شده که در ساختمان تکرار شده مانند تاق و چشمه‌هایی که در یک شبستان ستون دار یا راسته بازار استفاده می‌شد.در ایران بیشتر ساختمان بر پایه 2 سامانه پیموندار یکی کوچک و بزرگ ساخته می‌شدند که هر دو اندازه پایه پهنای در گاه بوده ساختمان‌های کوچک با پیمون کوچک و بزرگ با پیمون بزرگ ساخته می‌شده اند.

منبع:
- سبک شناسی معماری ایرانی، دکتر پیرنیا
- جزوه درسی دکتر تهرانی، دانشگاه تهران

 




طبقه بندی: سبك شناسی معماری ایران، فن شناسی مرمت و معماری، واژه شناسی مرمت و معماری،

تاریخ : دوشنبه 1392/07/8 | 08:59 ب.ظ | نویسنده : پیمان سلیمانی روزبهانی

سبک شناسی معماری ایرانی
تالیف محمد کریم پیرنیا - تدوین غلامحسین معماریان
هدف این کتاب آشنا نمودن مخاطبان با معماری ایرانی و تغییرات و تحولاتی است که در طول تاریخ چند هزار ساله ایران رخ داده است بدین منظور مولف در ابتدا چهار شیوه " مصری "، " شامی "، " مغربی " و  " ایرانی"، که در حوزه معماری اسلامی مطرح بوده اند، را توضیح داده وسپس به طور مفصل به بررسی 6 شیوه مطرح در معماری ایرانی پرداخته است که عبارتند از: شیوه های پارتی، پارسی، خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی که شیوه های پارسی و پارتی متعلق به دوره های پیش از اسلام و سبکهای خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی مربوط به دوران اسلامی می باشند، دراین نوشتار سعی شده است به مختصری از آنچه در کتاب آمده اشاره کنیم.
ساختمانهای تخت جمشید نمونه های خوبی جهت توضیح شیوه پارسی هستند که شامل: دروازه ملل، آپادانا، تالار صد ستون، تچرا، هدیش و تالار شورا هستند که از بارزترین ویژگیهای آنها استفاده از سنگهای پاکتراش و گاهی صیقل شده ، منظم و بهره گیری از بهترین مصالح، بنا کردن ساختمانها بر روی سکو هایی از سنگ، آرایش فضاهای درونی با کاشی های لعاب دار، بهره گیری از پایه ستون و سر ستون و استفاده از نقوش برجسته (ستونها در این دوره دارای حداکثر ارتفاع هستند ) می باشند.
شیوه پارتی بعد از حمله اسکندر به ایران و در دوره های اشکانی وساسانی پیدا می شود و در این دوران است که توجه به معماری یونانی رو به افول می رود. در این دوران استفاده از مصالح بومی رواج می یابد و مهمترین دستاورد این عصر استفاده از پوششهای طاقی در دهانه های بزرگ و گنبدها در زمینه چهار گوش می باشد که آتشکده فیروزآباد، کاخ بیشابور، کاخ سروستان، ایوان کرخه از نمونه های ابنیه این دوران می باشند در این عصر گچ بری با خطوط شکسته و خمیده و استفاده از کنگره ها در نمای ساختمانها رواج یافته و قرینه سازی در نیایشگاهها و کاخ ها مورد توجه قرار می گیرد.
با ورود اسلام به ایران سبکهای معماری تا حدودی دستخوش تغییرات می گردند و سبکهایی چون خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی به عرصه ظهور می رسند. شیوه خراسانی، همانطور که از نامش بر می آید، در خراسان شکل می گیرد و از آنجا به شهرهای دیگر اشاعه می یابد ( از سده نخست هجری تا سده چهارم ) این شیوه بر اصولی چون سادگی، دوری از بیهودگی، مردم واری و استفاده از مصالح بومی استوار بوده که یکی از اصیل ترین بنا های این شیوه، مسجد جامع " فهرج " است. مسجد جامع اصفهان و مسجد جامع اردستان از نمونه هایی دیگر در این سبک می باشند.
شیوه رازی نیز در شهر ری ظهور می نماید، از زمان آل زیار آغاز و در زمانهای آل بویه، سلجوقی، اتابکان و خوارزمشاهیان ادامه می یابد . " در این شیوه نغز کاری شیوه پارسی، شکوه شیوه پارتی و ریزه کاری شیوه خراسانی با هم پدیدار می شوند. " از مهمترین ویژگیهای این سبک ساخت بناهایی است با کارکردهایی ویژه وخاص مانند آرامگاههای برجی و میل ها (برجهای راهنما برای مسافران در بیابانها ).در این شیوه نیز ساخت تاق و گنبد پیشرفت ارزنده ای دارد و از گچبری بسیار در تزیین بناها استفاده می نمایند . یکی ازشیوه های گچبری که در این دوره بسیار رواج داشته گچ بری " گچ تراش " بوده که گچ را با رنگهای مختلف می آمیختند و زمانیکه سفت می شد آنرا به اشکالی در می آوردند و همچون کاشی در کنارهم قرار می دادند و تصویری راخلق می کردند. از نمونه های ای سبک می توان به گنبد قابوس و گنبد کبود مراغه اشاره نمود.
شیوه آذری را می توان به دو دوره تقسیم کرد، یک دوره از زمان هولاکو و پایتخت شدن مراغه و دوره دوم از زمان تیمور و پایتختی سمرقند . آنچه که به عنوان مشخصه اصلی این سبک می توان ذکر نمود، بهره گیری هر چه بیشتر از هندسه و طرحهای متنوع وپیچیده در آثار معماری و ساخت بناهای بسیار بزرگ می باشد در این سبک از کاشی تراش یا معرق بیشتر از سبکهای گذشته بهره گرفته شده است و در دوره دوم استفاده از کاشی هفت رنگ ( کاشی سفید لعاب دار که پس از نقاشی روی آن آنرا داخل کوره می گذاشتند ودرتزیین استفاده می کردند.) وخشتی در برخی ساختمانها باب می گردد در این شیوه از تاقهایی چون تاق " آهنگ یا استوانه ای "، تاق " تویزه "  و تاق " کلنبو " ( گنبد کوچکی با خیز کم که در مکانهایی چون سقف نشیمن، خانه های اشرافی و پوشش چهار سوق بازارها به کار می رفته ) بهره می گرفتند . گنبد " سلطانیه " را می توان نمونه ای از این سبک دانست.
شیوه اصفهانی آخرین شیوه در معماری ایرانی می باشد که برای این سبک نیز می توان دو دوره را در نظر گرفت:
 از زمان قره قویونلوها تا حکومت محمد شاه قاجار
 از زمان افشاریان تا پایان حکومت زندیان
از جمله ویژگیهای این شیوه، ساده شدن طرحها واستفاده از اشکال هندسی ساده (برخلاف شیوه آذری که از طرحهای پیچیده هندسی بهره گرفته می شد)، استفاده از گنبدهای گسسته میان تهی و بهره گیری هر چه بیشتر از کاشی های هفت رنگ تا کاشیهای تراش یا معرق در تزیینات.
در این شیوه بر خلاف شیوه های قبل در مصالح تغییراتی ایجاد وسپس از آنها استفاده می کردند که البته این کار سبب پایین آمدن کیفیت بناها می گشت (در شیوه های گذشته از مصالح به شکل اولیه شان استفاده می نمودند و تغییر و تحولی در آنها ایجاد نمی کردند مثلا آجر را بدون تراشیدن مورد استفاده قرار می دادند.) از جمله بناهای مطرح در این سبک ، مسجد امام اصفهان، مسجد شیخ لطف الله و عمارت عالی قاپو می باشند.
به طور کلی می توان اصول معماری ایرانی را در مردم واری ( توجه به نیازهای انسان ودر نظر گرفتن  تناسبات)، پرهیز از بیهودگی (دوری از خلق فضاهای بی کاربرد و صرفا تزیینی) نیارش ( توجه در به کارگیری مصالح)، خودبسندگی (توجه به معماری بومی) و درون گرایی (در نظر گرفتن اعتقادات و پایبندی به ارزشهای بومی)خلاصه نمود .
شیوه های معماری اسلامی
به طور كلی هنر و معماری سرزمین های اسلامی را در چهار شیوه (سبك) بررسی می كنند:
ا- شیوه مصری:
این شیوه كه از معماری مصر سرچشمه گرفته است، در كشور های اسلامی شرق آفریقا، مصر، و سودان و كشور های پیرامونی تا حجاز رایج بوده و در حجاز با شیوه شامی تلفیق می شود.
2- شیوه شامی: از شیوه هنر و معماری بیزانس سر چشمه گرفته و شیوه غالب در كشور های سوریه، فلسطین، لبنان، اردن و بخشی از تركیه است و در عربستان شاهد تلفیق آن با شیوه مصری هستیم.
3- شیوه مغربی: در كشورهای مراكش امروزی، الجزایر وجنوب اسپانیا به چشم می خورد.این شیوه بسار پیشرفته و ارزشمند از هنر مسلمانان ایرانی نیز بهره گرفته است. شیوه مغربی به دو شاخه تقسیم شد:
 یكی در شمال آفریقابر جای ماند.
 دیگری در اندلس پا گرفت و پیشرفت بیشتری نمود.
4- شیوه ایرانی: این شیوه بسیار ارزشمند گستردگی بیشتری نیز یافت، به طوری كه كشورهای میان رودان (عراق)، ایران، افغانستان، پاكستان،‌جمهوری های فرارودی(ماوراء النهر)، ازبكستان و... تا هند و اندونزی را در بر گرفت.
برای بررسی شیوه ایرانی آنرا به شش سبك كه بر پایه خاستگاهشان نامیده می شوند تقسیم می كنیم:
پیش از اسلام 
1-پارسی
2-پارتی
 پس از اسلام
3-خراسانی
4-رازی
5-آذری
6-اصفهانی
اصول معماری و سبک شناسی
برسی ها و کاوش ‌های باستانشناسی حکایت از آن دارد که سابقه معماری ایران به حدود هزاره هفتم قبل از میلاد می رسد. از آن زمان تا کنون پیوسته این هنر در ارتباط با مسائل گوناگون، بویژه علل مذهبی، توسعه و تکامل یافته است.
معماری ایران دارای ویژگیهایی است که در مقایسه با معماری کشورهای دیگر جهان از ارزشی بخصوص برخوردار است: ویژگیهایی چون طراحی مناسب، محاسبات دقیق، فرم درست پوشش، رعایت مسائل فنی و علمی در ساختمان، ایوانهای رفیع، ستونهای بلند و بالاخره تزئینات گوناگون که هریک در عین سادگی معرف شکوه معماری ایران است.
اصول معماری ایرانی
• )درون‌گرایی (حفظ کرامت و احترام انسان
• )نیارش (فن اجرای ساختمان
• )خود بسندگی (استفاده از مصالح بوم آورد ایدری
• )مردم‌واری (تبعیت از نیازها و ابعاد انسانی ( پیمون (مدول
• پرهیز از بیهودگی
 سبک شناسی معماری ایران
• شیوه پارسی -هخامنشیان( سده ششم پیش از میلاد تا سده چهارم.)
• شیوه پارتی -اشکانیان و ساسانیان) سده چهام تا صدر اسلام.)
• شیوه خراسانی-صفاریان، طاهریان، غزنویان و ...( از ابتدای قرن چهارم تا پایان قرن چهارم.)
• شیوه رازی -سامانیان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان) قرن پنجم تا اول قرن هفتم.)
• شیوه آذری -ایلخانیان و تیموریان( از اول قرن هفتم تا اول قرن دهم).
• شیوه اصفهانی -صفویان، افشاریه، زندیه و قاجاریه) از اول قرن دهم تا اواسط دوره قاجاریه.)
• معماری معاصر -پهلوی، بعد از انقلاب اسلامی( از اواسط دوره قاجاریه تا کنون)
از شش شیوه معماری ایران دو شیوه پارسی و پارتی مربوط به پیش از اسلام و چهار شیوه ی دیگر مربوط به دوره اسلامی می باشد. غربی ها برای شیوه های اسلامی نام هایی را به کار می برند مانند شیوه های اموی و عباسی. اما به نظر خیلی ها هیچ یک از کشورها و ملت ها یعنی ترک ها، عرب ها و... نمی توانسته اند در معماری کشوری که پیشینه معماری چند هزارساله دارد کارساز باشند، زیرا آنها در آن زمان معماری ارزشمندی نداشته اند.
سبک خراسانی:
با طلوع اسلام ساخت بناهای مذهبی به خصوص مساجد آغاز گردید. سبک خراسانی اولین سبک معماری اسلامی بوده، چون اولین بناها در خراسان ایجاد شده، لذا به سبک خراسانی معروف است. این سبک در قرون اولین (1 تا 4 هجری) رایج بوده و تحت تأثیر پلان و نقشه مساجد عربی با ساختمانی ایرانی (پارتی) با فضای ساده (فاقد تزئینات) بنا احداث شده‌اند.
ویژگی‌های سبک خراسانی:
1. پلان مستطیل شکل
2. فضای شبستانی یا چهل ستونی
3. ساده و بی‌پیرایه (فاقد تزئینات)
4. مصالح اولیه خشت خام و آجر
5. فاقد پوشش و تزئینات یا گاهاً پوشش کاهگل
6. استفاده از تک منار منفک با مقطع دایره‌ای در شمال بنا
7. قوس‌های بیضی، تخم‌مرغی،ناری
در سبک خراسانی پلان و نقشه مساجد عربی و ساختمان بنا ایرانی است.
بناهای سبک خراسانی:
مسجد جامع فهرج . مسجد تاریخانه‌ی دامغان . مسجد جامع نیریز. مسجد جامع ابرقو. مسجد جامع میید. مسجد جامع اردستان. مسجد جامع اصفهان . ارگ بم در کرمان . رباط ماهی یا چاهه در سرخس. پل _ سد امیر در شیراز. مسجد جامع اردبیل
 سبک رازی:
تغییرات اسلوب معماری روندی تدریجی و آرام دارد، آغاز تغییرات در اسلوب خراسانی و نزدیک شدن آن به سبک رازی از دوره‌ی آل زیار و سامانیان صورت پذیرفته است. سبک رازی دومین سبک معماری پس از اسلام در ایران می‌باشد. که اوج آن در دوره‌ی سلجوقی بوده است.چون اولین بناها در شهر ری (راز) احداث گردیده، به سبک رازی معروف است. از مهمترین تغییرات این سبک حذف فضای شبستانی و ستون‌های آن و احداث ایوان، گنبد با پلان چهار ایوانی می‌باشد.
اصلی‌ترین متنوع‌ترین سبک معماری ایرانی، سبک رازی است.
سبک رازی تحت تأثیر سبک پارسی و پارتی قرار دارد.
روند تغییر مساجد شبستانی به ایوانی:
مساجد شبستانی:
 مانند مسجد جامع فهرج یزد، مسجد تاریخانه‌ی دامغان. مساجد چهار طاقی: مانند مسجد یزد خواست، مسجد جامع اردبیل. مساجد تک ایوانی: مانند مسجد جامع نیریز، مسجد جامع رجبعلی (درخونگاه تهران) مسجد جامع یزد، مسجد جامع سمنان. مساجد دو ایوانی: مسجد جامع زوزن (فریومد خراسان)، مسجد جامع ساوه. مساجد چهار ایوانی: مسجد جامع اصفهان – مسجد امام اصفهان
ویژگی‌های سبک رازی:
1. پلان مستطیل شکل
2. فضای ایوانی
3. مصالح اولیه آجر
4. ساخت ایوان (پلان ایوان مربع شکل می‌باشد)
5. استفاده از طاق‌های جناقی (تیزه دار)
6. ساخت گنبد و متعلقات آن (گوشواره و فیلپوش)، گنبدها بر پشت ایوان جنوبی ساخته می‌شده است.
7. ساخت زوج مناره بر ایوان جنوبی
8. استفاده از تزئینات (گچ‌بری، آجرکاری، گره‌سازی، کاشی خشتی)
بناهای سبک رازی:
مقبره‌ی امیر اسماعیل سامانی در بخارا. گنبد سرخ مراغه. مقبره‌ی امیر ارسلان جاذب در مشهد. برج رسگت در سواد کوه مازندران. برج لاجیم در مازندران. برج اردکان در گرگان. برج مهماندوست در دامغان. برج طغرل در شهر ری. برج علاءالدین تکش در ورامین. برج مقبره‌های خرقان در همدان. گنبد قابوس در گرگان. مسجد برسیان در اصفهان. مسجد جامع اردستان. مسجد جامع کبیر قزوین. رباط شرف(کاروانسرای شرف)در سرخس. مسجد جامع گلپایگان. مسجد جامع اصفهان .عتیق اصفهان. گنبد علویان درهمدان. پل شهرستان در اصفهان. حرم حضرت عبدالعظیم
سبک آذری:
با ورود مغولان (ایلخانی) این شیوه معماری آغاز گردید و تا زمان صفویه ادامه داشته است. چون اولین بناها درتبریز احداث گردید به سبک آذری معروف است. دوره‌ی حکومت غازان خان را آغاز سبک آذری می‌دانند.
 ویژگی های سبک آذری:
سبک آذری خود به دو شیوه قابل تفکیک می‌باشد:
الف: شیوه‌ی اول سبک آذری مربوط به دوره‌ی ایلخانی به مرکزیت تبریز با ویژگی‌های زیر:
1. ساخت بناهای سترگ و عظیم
2. توجه به تناسبات عمودی بنا
3. ساخت ایوان با پلان مستطیل شکل
4. تنوع در ایوان سازی
5. استفاده از تزئیناتی چون گچ‌بری، کاشی زرین فام و کاشی نقش برجسته.
ب: شیوه ی دوم سبک آذری مربوط به دوره‌ی تیموری به مرکزیت سمرقند با ویژگی‌های زیر:
1. ساخت ساقه (گلوگاه) بین فضای گنبد و گنبد خانه.
2. ایجاد سطوح ناصاف در تمامی بنا.
3. استفاده از تزئینات کاشی معرق (موزاییک کاری)
دوره‌ی تیموری اوج معماری سبک آذری می‌باشد.
بناهای سبک آذری:
شنب غازان . ربع رشیدی . رصدخانه‌ی مراغه . ارگ علیشاه در تبریز . مدرسه و تکیه‌ی امیر چخماق . زندان اسکندر یا مدرسه‌ی ضیاییه در یزد . مسجد جامع ورامین . گنبد سلطانیه یا مقبره‌ی اولجایتو . حرم امام رضا (ع). مقبره‌ی شیخ صفی الدین اردبیلی . مسجد کبود تبریز یا جهانشاه . مدرسه‌ی امامی اصفهانی . مسجد جامع یزد . مسجد گوهرشاد . مجموعه‌ی تاریخی سنگ بست . مقبره ی شاه نعمت‌الله ولی در ماهان کرمان . مدرسه‌ی غیاثیه خردگرد در خواف . مسجد جامع عتیق شیراز . بقعه‌هارونیه در توس . گور امیر تیمور در سمرقند . مزار شیخ احمد جام در تربت جام . مقبره‌ی سلطان بخت آغا در اصفهان . مسجد و مدرسه‌ی طلاکاری در سمرقند . مجموعه‌ی آرامگاه‌های شاه زند در سمرقند . مدرسه‌ی گوهرشاد در هرات . مسجد بی‌بی خاتون در سمرقند . مدرسه‌ی میر عرب در بخارا . کاروانسرای انجیره در جاده یزد – طبس . کاروانسرای چهار آباد درجاده‌ی نطنز – اصفهان . پل قافلانکوه . منارجنبان.

سبک اصفهانی:
به شیوه‌ی معماری دوره‌ی صفویه، سبک اصفهانی اطلاق می‌شود. چون اولین بنادر شهرهای اصفهان ساخته شده و به سبک اصفهانی معروف است. دوره‌ی حکومت شاه عباس را عصر طلایی سبک اصفهانی می‌دانند.
ویژگی‌های سبک اصفهانی (تزئینی‌ترین سبک معماری ایرانی)
1. پلان مستطیل شکل و چند ضلعی ساده
2. پلان ایوانی
3. مصالح مرغوب و بادوام
4. در تزئینات بناها از کاشی خشتی، هفت‌رنگ، مقرنس کاری، یزدی‌بندی، کاربندی یا رسمی‌بندی استفاده شده است.
بناهای سبک اصفهانی:
کاخ چهلستون در قزوین . کاخ عالی‌قاپو در قزوین . کاخ صفی‌آباد در بهشهر مازندران . مسجد هارون ولایت در اصفهان . مسجد علی در اصفهان . مسجد جامع ساوه . میدان نقش جهان . کاخ چهلستون در اصفهان . کاخ هشت بهشت در اصفهان . مدرسه‌ی چهار باغ اصفهان یا مدرسه‌ی مادرشاه . مسجد حکیم اصفهان . تالار اشرف در اصفهان . مجموعه‌ی گنجعلی خان در کرمان . پل الله وردی خان (سی و سه پل) . پل خواجه در اصفهان . پل رودخانه‌ی کوی. باغ فین کاشان . کاروانسرای شبلی در تبریز – میانه . کاروانسرای خان خوره در شیراز – آباده . کاروانسرای امین‌آباد در شیراز – آباده. کاروانسرای ده‌بید در شیراز . کاروانسرای زین‌الدین در یزد – کرمان . کاروانسرای زیزه در کاشان – نطنز . کاروانسرای اقبال در تاکستان – قزوین (دوایوانی) . کاروانسرای دو کوهک در شیراز – قهلیان (دوایوانی). کاروانسرای تینوش در قم – کاشان (چهار ایوانی). کاروانسرای سن سان در قم – کاشان (چهار ایوانی) . کاروانسرای جاکرد در کرمان – مشهد (چهار ایوانی). کاروانسرای ریوادوبستان در نائین – اصفهان (چهار ایوانی) . کاروانسرای کوهپایه در یزد – نائین (چهار ایوانی). کاروانسرای دیرگچین در تهران – قم . کاروانسرای مهیار در اصفهان (چهار ایوانی) . کاروانسرای شیخ علی خان در اصفهان . کاروانسرای مادرشاه یا هتل عباسی در اصفهان.

چكیده:
سبك پارسی

تاریخ
نخستین سبك معماری پیش از اسلام است . از روزگار هخامنشیان تا حمله اسكندر،از سده چهارم تا ششم میلادی را در بر میگیرد.
بناهای مهم
معماری پیش از پارس:محوطه تاریخی زاغه،تپه سیلك كاشان،چغازنبیل،نوشیجان،پاس ، پاسارگاد،آرامگاه كوروش،كاخ شوش،تخت جمشید، آرامگاه نقش رستم
عناصر معماری
سقف تخت، چوبی،شیبدار،تیرریزی عمودی،دیوار جداكننده با خشت،سقف خمیده در زیرزمین،پی سازی با سنگ لاشه ،نمای بیرونی با سنگ،نمای درونی با كاشی لعابدار
تزئینات
پایه ستون و سر ستون با تزئینات،آرایش درگاه،سردر با زغره و پتكانه،آرایش فضای درونی با كاشی لعابدار،نقش برجسته و كنگره های زیبا در تارمیو پلكانهای كوتاه
ویژگی عمومی
بهره گیری از شیوه آرارتو،طرح فضاهای راست گوشه ،تالار ستوندار،ساخت بنا روی سكو،درون گرایی،راهروهای پنهان برای ارتباط فضا،ساخت سایه بان و آفتابگیر،آبنما،استخر،پردیس
سبك پارتی
تاریخ
یكی از شاخه های نژاد آریایی است. سرزمین آنها پرشو است.مركز استقلال شمال خراسان در دوره اشكانی-ساسانی،صدر اسلام و بعد از اسلام تا سده 4 هجری
بناهای مهم
نیایشگاه آناهیتا كنگاور،كاخ الحضرا،مجموعه نسا،كاخ آشور،كوه خواجه،بازه هور؛آتشكده فیروز آباد،طاق كسری،كاخ بیشابور،كاخ سروستان، كاخ قصر شیرین
عناصر معماری
بهره گیری از آسمانه خمیده، طاقی و گنبدی، طاق آهنگ و تویزه، نیم گنبد، استفاده از چفد مازه دار، پی سازی با سنگ لاشه، گوشه سازی چوبی، سكنج و فیلپوش، گنبد 4 گوشه.
تزئینات
گچبری با خطوط خمیده و شكسته ،استفاده از كنگره و كوردر در نمای ساختمان،كاشی كاری در تخت سیمان،دیواره های سفید، كتیبه های مركب، سفال های نقش دار.
ویژگی عمومی
دو بنا را نمیتوان شبیه هم یافت، از جفت و پدجفت و قرینگی و ناقرینگی،در نیایشگاه از جفت، در بنای مسكونی از پدجفت،اقتباس از معماری كلاسیك، درون گرایی، شكوه و عظمت، بلند ساختن بنا

سبك خراسانی
تاریخ
اولین سبكی كه بعد از اسلام به ایران آمد.سده اول هجری تا سده چهارم هجری، با حمله اعراب به ایران و شكست ساسانیان.
بناهای مهم
مسجد مدینه، مسجد جامع فهرج، تاریخانه دامغان، مسجد جامع اردستان، مسجد جامع اصفهان، مسجد جامع نائین، مسجد نیریز.
عناصر معماری
تفاوتی با معماری پارتی نكرد.استفاده از چفد مازه دار، سقف كمی بیش از بلندای قد یك انسان، طاق آهنگ با جفد مازه دار،چهار بخش و گنبد استفاده نشد، نیارش شبیه پارتی.
تزئینات
آرایه های گچبری و شكنجی و پیچك،استفاده از نقش درهای ساسانی، پوشش و آرایش طاقی تفاوتی با ساسانی ندارد،استفاده از گچبری ناب و بیهمتا در مسجد جامع اصفهان.
ویژگی عمومی
مردم واری در بنا،با شتاب ساختن،افت كیفیت بنا، سادگی در طرح، شبستان ستوندار، مسجد برگرفته از تهرنگ مسد مدینه، سقف كوتاه، عمارت تك تای منفرد.
سبك رازی
تاریخ
چهارمین شیوه معماری اسلامی، در شمال بودا مادر ری پا گرفت. از زمان ال زیاد شروع و در زمان آل بویه، سلجوقیو اتابكان و خوارزمشاه پایان یافت.
بناهای مهم
مقبره امیر اسماعیل سامانی، گنبد قابوس استاد ابوالمعالی زنجانی،برج خرقان،مسجد اصفهان، رباط شرف،مسجد جامع زواره، مسجد جامع اردستان، گنبد سرخ مراغه.
عناصر معماری
ساخت طاق و گنبد، چفد تیزه دار برای گنبد، طاق چهار بخش و چهار ترك،گنبد به صورت گسسته، رك گنبد نار، گنبد خاگی با چفد مازه دار، گنبد تركین با تویزه.
تزئینات
نازك كاری نما، با آجرهای بزرگ و كوچك، آجر پیش بر به گوشه لعابدار یا بی لعاب، گونه نگار با خطوط شكسته و مستقیم، گره سازی با آجر و كاشی، معرق كاری.
ویژگی عمومی
ساختمان با كاركرد گوناگون، مثل برج و میل و آرامگاه برجی 4 تا 8 گوشه، استوانه، گرداگرد پره مسجد شبستان دار، تبدیل به 4 ایوانی، یك گنبد خانه روی طرح.
سبك آذری
تاریخ
دارای 2 دوره:از زمان هلاكو و پایتختی مراغه، از زمان تیمور و پایتختی سمرقند.
بناهای مهم
مقبره سلطانیه، مسجد علیشاه، مسجدجامع ورامین، مسجد جامع یزد، خانقاه شیخ عبدالصمد نطنز، مسجد گوهرشاد، مدرسه غیاثیه خرگرد.
عناصر معماری
چفد كلیل آذری، چفد چمانه (گنبد سبویی)، چفد شبدری تند، كند، گنبد های دو پوسته، گسسته، ناری، طاق آهنگ، كلنبو، طاق و تویزه، كاربندی، بهره گیری از پیمون، خشخاشی.
تزئینات
نخست سفت كاری با خشت و آجر، سپس آمود آجر(گره سازی)و آجر با گل اندازی، گره سازی معلقی، كاسته شدن آجر، استفاده از كاشی تراش، كاشی هفت رنگ،كاشی معرق،كاشی خشتی.
ویژگی عمومی
ساختمانهای گوناگون، ساختمان سازی با شتاب، پیمون و بهره گیری از عناصر یكسان، بهره گیری از هندسه قوی، طرح های پیچیده، نهاز و نخیر در تهرنگ، بنا با مقیاسهای بزرگ.
سبك اصفهانی
تاریخ
از زمان قره قویونلو آغاز و در پایان روزگار آقا محمدخان قاجار دوره نخست آن به پایان رسید.دوره دوم از زمان افشاریان آغاز و در زندیان به پایان رسید.
بناهای مهم
مسجد امام اصفهان،مسجد شیخ لطف الله، مدرسه خان شیراز، مجموعه گنجعلیخان كرمان، مسجدحكیم اصفهان، چهلستون، هشت بهشت، مدرسه چهارباغ، مدرسه امام، مدرسه آقا بزرگ كاشان.
عناصر معماری
طاق و گنبد،گنبد گسسته، میان تهی، آجر آسیاب، آجر تراش، خوانچه پوش، پوشش ها آویخته و دروغین، بی باكی و جسارت در پوشش گنبد،آزادی بی حساب در جرز و ستون.
تزئینات
بهره گیری همه آمود های پیشین، استفاده از آجر چوب و خمیده،رنگ نامرغوب،كاشی هفت رنگ به جای كاشی معرق.
ویژگی عمومی
ساده شدن طرح، بیشتر فضاها یا چهارپهلو شد یا مستطیل، هندسه ساده و شكل ها و خطوط شكسته، كم شدن نخیر و نهاز، ساخت گوشه های پخ، پیمون بندی اندام ها و اندازه های یكسان، افت كیفیت.



منبع:
- سبک شناسی معماری ایرانی، دکتر پیرنیا




طبقه بندی: سبك شناسی معماری ایران، منابع مطالعاتی مرمت و معماری،

  • سامان | اخبار | خرید اینترنتی