تبلیغات
میراث زمان - مطالب فرهنگ و تمدن ایران و جهان
تاریخ : شنبه 1393/08/24 | 12:00 ب.ظ | نویسنده : پیمان سلیمانی روزبهانی


آیین بودا در سده پنجم پیش از زایش مسیح در هندوستان پیدا شد و کمابیش ۱۵۰۰ سال در آن سرزمین ماند و سپس به سرزمین‌های دیگر کوچید. بوداییان بر این باورند که در این ۱۵۰۰ سال آموزه‌های بوداگرایی سه بار دستخوش دگرگونی شده‌اند و در این باره اصطلاح «سه بار گردش چرخ آیین» را بکار می‌برند. چرخشگاه هر کدام از این دوره‌ها را هم هر ۵۰۰ سال می‌پندارند. البته آموزه‌های دوره‌های پیشین هم همراستا با آموزه‌های تازه به زندگی خود ادامه داده‌اند.
بنمایه‌ای که همه این آموزه‌ها به آن پایبند بوده‌اند همانا اصل نپایندگی هستی است. این باور که هیچ چیز این جهان هستی پاینده و پایدار نیست. اصطلاح چرخ آیین (چرخ دارما) (Dharmacakra) بعدها در میان بوداییان تبت محبوبیت زیادی پیدا کرد و در موارد دیگری به کار رفت. دارما چاکرا نمادی باستانی در آیین بوداست که توسط آشوکا پادشاه قدرتمند قرن چهارم قبل از میلاد به عنوان گردونه قانون استفاده می‌شده است. اکنون تصویر این گردونه به رنگ سورمه ای و با بیست و چهار پره بر روی پرچم هند قرار دارد.
برای نمونه در آنجا بوداییان چرخ‌های درست کردند و بر روی آنها متون بودایی نگاشتند و به این چرخها نام چرخ آیین یا چرخ نیایش دادند. منظور از گرداندن این چرخ‌ها بدست پیروان آیین بودا همانا نمادی از خواندن سخن بودا بود.
بر روی و در درون این چرخ‌ها افسون‌هایی (مانتراهایی) نوشته شده‌است. افسون‌ها سخنانی ژرف به گونه‌ای بسیار نمادین هستند. این چرخها را می‌توان در جوامع گوناگون بودایی یافت اما تنها در تبت است که آنها بخشی جاافتاده از زندگی روزمره را تشکیل می‌دهند. بوداییان بر این باورند که چرخاندن این چرخها مانند این میماند که شخص (بصورت نمادین) همه متون درون آن را خوانده‌است.
منبع: پاشایی، ع.: فراسوی فرزانگی (پرَگیا پارَمیتا)، نشر نگاه معاصر، تهران ۱۳۸۰.




طبقه بندی: فرهنگ و تمدن ایران و جهان،

خصوصیات مصر
مصر دارای جغرافیای ساده است (رودخانه - صحرا - صخره) سواحل نیل به طول 900 و پهنای 16 کیلومتر منبع حیات این سرزمین و ساکنان آن بوده است و می توان به جرأت گفت که شاهرگ حیاتی تمدن مصر محسوب می شود (تصویر 1). در مصر بر خلاف بین النهرین، ما شاهد ایجاد یک تمدن و امپراطوری واحد و طولانی با سنت های واحد - مذهب واحد و عقاید و سیستم نظامی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی واحد هستیم و بدین جهت در زمینه های هنری دارای هویتی مستقل و با ثبات و دست نخورده است که برای مدتی طولانی این ثبات را حفظ نموده است.
ساکنان مصر از دو تیره ی مختلف بودند، در قسمت شمالی (مصر سفلی) یعنی دلتای نیل انسان هایی از نژاد آسیایی با صورت های گرد و پوست های روشن و در قسمت جنوبی (مصر علیا) یعنی دره ی نیل مردمی از نژاد آفریقایی با پوست های قهوه ای و صورت های کشیده می زیسته اند.
زمانی که نارمر پادشاه مصر علیا بر مصر سفلی غلبه یافت (حدود 3200 ق.م) این دو قسمت با هم یکی شده و اتحادی همیشگی در مصر آغاز شد. تئوری های سیاسی و مذهبی یکی گشته و سلطنت مطلقه با آیین «رع» شکل می گیرد. بر اساس این آیین به هنگام تولد انسان «خود» دیگری با انسان همراه و زاده می شوند به نام «کا» که بعد از مرگ به حیات خود ادامه می دهد و به همین جهت برای جاودانگی بقای «کا» پس از مرگ دست به اقدامات زیادی می زده اند از جمله مومیایی کردن اجساد جهت لانه کردن «کا» پس از مرگ در جسد و همین طور ساخت تندیس های متوفی و یا مقبره های با عظمت و به طور کلی قسمت اعظم آثار هنری و معماری مصریان از همین اعتقاد سرچشمه می گیرد. قدرت دین در مصر باستان را قدرت پادشاهان یکی بوده، چرا که پادشاهان مصر خود را دارای نیروی الهی می دانسته اند. در هنر مصر به خاطر ثبات حکومت و نگرش دینی، ما شاهد نوعی یگانگی در موضوع، تلقی و بیان در مدت زمان قریب به 2000 سال می باشیم.
هنر مصر
مورخان تمدن، مصر باستان را به سه دوره ی به هم پیوسته تقسیم می کنند:
1) پادشاهی کهن (سلسله های 1 تا 11) 3200 تا 2040 ق.م
2) پادشاهی میانه (سلسله های 11 تا 18) 2040 تا 1650 ق.م
3) پادشاهی جدید (سلسله های 18 تا 20) 1550 تا 1070 ق.م
هنر پادشاهی کهن
خصوصیات پادشاهی کهن
بعد از اتحاد و یکپارچگی در سراسر مصر به دست «نارمر» پادشاهی کهن آغاز می شود. هنر مصر در عهد کهن را می توان اجمالاً با صفات «دینی»، «ابدیت گرایی»، «کاهنی» و «ایستایی» توصیف نمود.
در نظام مصر پادشاهان موجوداتی تلقی می شدند که در مقررات جاری عالم هستی و حیات طبیعی مشارکت داشته اند. آنان از مقام اولوهیت برخوردار بوده و تجلی خدا بر روی زمین هستند. بدین جهت ما شاهد هستیم در بیش تر موارد آثار هنری را نقش برجسته ها و تندیس پادشاهان و ملکه ها، مقابر پادشاهان و تصاویر نقاشی از زندگی در این جهان و وادی پس از مرگ تشکیل می دهد.
پیکر تراشی و نقش برجسته
قدیمی ترین اثر بر جای مانده از هنر مصر «لوحه آرایش پادشاه نارمر» مکشوفه از «هیراکونپولیس» با قدمتی حدود 3000 ق.م است. این لوح حاوی اطلاعات ارزنده در خصوص شروع تمدن یک پارچه ی مصر توسط نارمر است. در یک قسمت این لوح شاه نارمر را با تاج و نمادهای مصر سفلی و در طرف دیگر لوح، شاه نارمر را با نمادهای مصر علیا نشان می دهد. این طرح ها به عنوان یک سند تاریخی ولی با زبان نماد و تصویر، وقایع زمان خود را ثبت نموده اند. وجود عناصر نمادین و اسطوره ای مانند سرگاو (در دو سوی بالای لوح) و عقاب به منظور استناد به تأیید الهی و ماورای طبیعی بر این پیروزی دنیوی است.
از دیگر آثار نقش برجسته ی این دوره لوحه ی تمثال «هزی رع» یکی از عالی مقامان دربار فرعون «زوسر» است که از «سقاره» کشف شده و متعلق به 3750 ق.م و بر روی چوب کنده کاری شده است. نکته ی قابل توجه این نقوش ترسیم و ساخت و ساز بدن است که تابع روش خاصی است. صورت و نیم تنه ی پایین از نیم رخ و بالاتنه از روبرو نشان داده می شوند. نوع ایستادن بسیار استوار و با وقار است.
«روش قراردادی نمایش تصاویر» بیش تر در مورد مضامین مذهبی و رسمی بوده و معمولاًً هنرمند در مضامین عادی با فراغ بال بیش تر به خالق می پردازد. پیکر تراشی و ساخت مجسمه های سنگی یکی از اصلی ترین اشکال هنری در مصر باستان است. اهمیت مجسمه و مجسمه سازی در مصر نیز به فرهنگ دینی و اعتقادات مصریان بر می گردد. همان گونه که توضیح دادیم مصریان معتقدند پس از مرگ، «کا» یا کالبد ثانوی انسان به حیات خود ادامه می دهد.
به همین جهت همیشه تندیس هایی شبیه سازی شده از متوفی ساخته و در مقبره (اطاقک تندیس) قرار می دادند تا در صورت تخریب شدن جسد مومیایی شده، «کا» بتواند در درون مجسمه لانه کرده و به حیات خود ادامه دهد. نوع ساخت، دقت در فرم صورت با در نظر گرفتن خصوصیات فردی، بیان متانت قدرت و تعادل، وقار و شوکت در خور فراعنه از خصوصیات این مجسمه ها است. از نمونه های این گونه مجسمه ها می توان بدین موارد اشاده نمود:

1) پیکره ی شاه زوسر - سال 2750 ق.م .

2) پیکره ی خفرن یا خفرع فرزند خوفو قرار داده شده در نمازخانه ی متوفی - سال 2600 ق.م

نقاشی
آثار نقاشی در مصر باستان یکی از ارزنده ترین ذخایر هنری جهت بررسی تمدن مصر است. نقاشی به خاطر ویژگی های خاص خود از قبیل دو بعدی بودن - اشغال سطح و فضای کمتر و قابلیت استفاده ی طیف وسیعی از رنگ ها، اطلاعات وسیع تری نسبت به معماری و مجسمه سازی در اختیار ما قرار می دهد. جدای از این، وجود سنتی کهن در مصر که تزیین دیوارهای مقابر برای راحتی و آرامش متوفی پس از مرگ را یک اصل اساسی می دانسته اند باعث توجه بیش تر مصریان به نقاشی شده است. قسمت اعظم نقاشی های مصری را در مقابر و معابد به جای مانده از این تمدن مشاهده می کنیم. موضوع نقاشی های این تمدن کهن را می توان به سه طبقه ی کلی «اسطوره ای» «آیینی» و «واقعه نگاری» تقسیم نمود.

اسطوره ای: موضوع این دسته از نقاشی ها «جهان خدایان و وادی پس از مرگ است» در این نقاشی ها به گونه ای ما بین شخص متوفی و جهان خدایان ارتباط برقرار می شده است.
آیینی: توجه نقاش در این مضامین عمدتاً به «مراسم سوگواری، تشییع جنازه و مراسمی از این سنخ معطوف می شده است» در این نوع نقاشی ها شخص متوفی نیز به عنوان یکی از عناصر تابلو محسوب می شود.
واقعه نگاری: موضوع این نقاشی ها «ثبت جلوه هایی از زندگی روزمره و حوادث رایج» است. تنوع موضوعی در این گونه نقاشی ها نسبت به دو مورد قبل بیش تر است. نکته ی جالب توجه در بررسی نقاشی های «واقع گرایانه» خلاقیت، نوآوری و آزادی بیش تر نقاش در ارائه یک ترکیب بندی متنوع است که از لحاظ بصری جذابیت بیش تری دارد. از آنجایی که نقاش در این گونه از نقاشی ها ملزم به رعایت قواعد رسمی و قراردادی در ترکیب بندی ها نیست، نقاشی ها با خلاقیت هنرمند نیز همراه گشته است .
معماری
مانگونه که توضیح دادیم بر اساس اعتقاد مصریان جسم پس از مرگ کالبدی است برای حیات «کا» پس کالبد ثانی انسان (کا) بعد از مرگ جسم، هنوز هم برای ادامه ی حیات، به او نیاز دارد. نیاز به حفظ و نگهداری جسم به منظور جایگاهی برای «کا» رفته رفته به مطالعاتی علمی در خصوص چگونگی جلوگیری از فاسد شدن بدن مرده رهنمون شد که در نتیجه ی آن «فن مومیایی کردن» اختراع گردید. و برای قرار دادن مومیایی در جای مطمئن مقبره ها شکل گرفته و به تکامل آن فکر کردند. و چون باید «کا» به حیات خود ادامه دهد درون مقابر را مثل زندگی این جهانی ساخته و اسباب و وسایل زندگی را در آن قرار می دادند و با نقاشی دیواری از زندگی متوفی در هر دو جهان، آن را تزیین می نمودند.
پس از اتحاد مصر به تدریج توجه به مقبره به عنوان یک بنا باعث ایجاد شکل اولیه ی آن یعنی «مصطبه» ها می شود. مصطبه (به عربی یعنی سکو و تخت) عبارت بود از یک سکوی ساده با وجوه جانبی شیبدار با یک سوراخ مرکزی در سقف آن که جسد متوفی را از آن داخل می کردند.

مصطبه-فرم ابتدایی مقابر مصری

«مصطبه؛ فرم ابتدایی مقابر مصری»

فرم تکامل یافته ی «مصطبه» را در هرم پله ای فرعون «زوسر» مشاهده می کنیم. این هرم از شش مصطبه روی هم تشکیل گردیده است و مربوط به 2750 ق.م است. با افزایش قدرت فراعنه و القاء موجودیتی افسانه ای برای خود، مراسم تدفین با شکوه تر شده و به تبع آن شکل مقبره ها در آخرین مرحله ی تکامل خود در پادشاهی کهن به «اهرام ثلاثه» واقع در شهر «جیزه» می رسد. سه هرم خفرن (خفرع) - خوفو (خئوپس) و میکرینوس (منکوره) با سطوح جانبی صاف که در اصل با غلافی از سنگ های تراشیده و یک دست پوشیده شده است. در بین این اهرام، هرم خئوپس بزرگترین و قدیم ترین این اهرام و مربوط به 2650 ق.م است.

اصولاً استفاده از فرم هرم که یکی از پایدارترین فرم های هندسی است از روی آگاهی و با توجه به شناخت از خواص هندسی احجام که نشان گر دانش زیاد مصریان است صورت گرفته است و ارتباط مستقیم با بینش جاودانگی و ایستایی در مصر دارد. در تجزیه و تحلیل معماری اهرام بیدن موارد می توان اشاره نمود:
1) به عقیده ی مصریان انسان بعد از مرگ وارد مرحله ی جاودانگی می شود و مقبره ها باید از لحاظ فیزیکی این جاودانگی را به نمایش بگذارند.
2) معماری باید در ابعاد نمادین عظمت مقام متوفی یعنی فرعون را مجسم کند.
در کنار این اهرام، تعداد دیگری هرم در ابعاد کوچک تر و همین طور مصطبه در جیزه واقع است و یکی از عجیب ترین اثر از مجموعه ی این آثار مجسمه ی «ابوالهول» است. این مجسمه که بیش تر به یک بنا شبیه است با سر انسان (خفرن) و بدن شیر ساخته شده و در کنار معبد «دره ای» واقع شده است. این مجسمه شاید عظیم ترین اثری است که برای نمایش گذاشتن شوکت و قدرت یک امپراطور تاکنون ساخته شده است .

هنر پادشاهی میانه
در حدود سال 2300 ق.م شورش و طغیان اشراف و زمین داران بزرگ در مقابله و زورآزمایی با فراعنه از یک طرف و ضعف بنیه ی مالی فراعنه به خاطر هزینه های گزاف ساخت اهرام از طرف دیگر، زمینه ای را به وجود می آورد که آشوب و ناآرامی حدود یک صد سال مصر را فرا گیرد (به این روزگار «دوران فترت» می گویند) سرانجام «منتحوتپ» توانست دوباره مصر را یکپارچه نماید و سلسله های پادشاهی میانه شکل بگیرد نکته ی جالب توجه در این دوره نزول قدرت فراعنه از «خدا - شبانی» به «خدا - انسانی» است.
پیکر تراشی
در پیکره های شبیه سازی شده ی متعلق به دوره ی پادشاهی میانه ادراک نسبتاًً ژرف تری از شخصیت و حالت روانی انسان به چشم می خورد. مجسمه های «سنوسرت سوم» (تصویر 18) و «آمنمحت سوم» (تصویر 19) نمونه هایی از این ادعا است و با این که این مجسمه ها بسیار کوچک تر از مجسمه های قبل از خود هستند ولیکن تأثیر یک شبیه سازی به اندازه ی طبیعی را بر بیننده می گذارند.
نقاشی
نقاشی در این دوره ادامه ی همان سنت های پادشاهی کهن است. علاوه بر آن نقاشی در خارج از دربار نیز به حالت های بداهه نگاری و طبیعت پردازانه ادامه می یابد. نمونه ای از نقاشی های این دوره «غذا دادن به غزال ها» از مقبره ی «خنوم حوتب» مربوط به 1900 ق.م است .
معماری
ناآرامی هایی که از آن صحبت به میان آمد تأثیر زیادی نیز در تغییر فرم و ظاهر بناهای مصری گذاشته و نمود آن را در ساخت «مقابر تخته سنگی» و شروع ساخت معابد مشاهده می کنیم. مقبره های تخته سنگی پادشاهی میانه در بیش تر موارد جانشین مقبره های هرمی متعلق به پادشاهی کهن شدند. قابل دید بودن هرم ها و وجود شورش ها و ناآرامی ها باعث شد که مقبره ها در دل کوه ها جای گرفته تا از گزند مهاجمان در امان بمانند. نمونه ای از این مقابر تخته سنگی را در «بنی حسن» و مقبره ی «خنوم حوتب» مشاهده می کنیم.
در این مقابر از ستون های تنومند با نقوش برجسته عظمت گرایانه استفاده شده است. از نکات دیگر معماری این دوره محوریت پیدا کردن ساخت معابد به جای مقابر است و معماری مذهبی که مقبره در آن رکن اساسی داشت و معبد جزء ثانوی بود به «معبد محوری» تبدیل می شود.
هنر پادشاهی جدید
گرانی که در چهره ی مجسمه ی «سنوسرت سوم» یکی از پادشاهان میانه مشاهده می کردیم که ناشی از رنج تحمیل شده توسط ملتش بود، بازتابی بود از حسن پیش از وقوع یک حادثه ی تلخ که در پایان این سلسله اتفاق افتاد و آن هم هجوم «هیکسوس ها» یکی از اقوام آسیایی سامی الاصل به مصر بود. هیکسوس ها حدود 175 سال بر مصر مسلط می شوند و در نهایت توسط «آحموس اول» شکست خورده و پادشاهی جدید آغاز می شود.
پیکر تراشی
از خصوسیات پیکر تراشی این دوره گرایش به نئوکلاسیسم یا تقلید از الگوهای پادشاهی کهن است. بازگشت به سوی ضابطه و ایجاد تأثیر بر بیننده از طریق بزرگ نمایی در آثار پیکر تراشی این دوره کاملاًً مشهود است. مجسمه های «حتشپ سوت» و جانشین او، مجسمه های بزرگ «ممنن» در «تبس»، مجسمه های صخره ای «رامسس دوم» و ملکه اش در «ابوسمبل» (تصویر 22)، تابوت «توت عنخ آمون» با طلای ناب متعلق به 1360 ق.م تندیس شاه «آخناتن» بر ستونی از معبد «آتن» در شهر «کرناک» 1360 ق.م  از آثار به جای مانده ی پیکر تراشی این عصر است.

نقاشی
آن چه درباره ی نقاشی این عهد باید بگوییم، تغییراتی است که در عهد «آخناتن» که نام قبلی او «آمنوفیس» بوده، رخ داده است. آخناتن بعد از به رسمیت شناختن یک دین جدید در مصر به ناگهان یک گسست را در زنجیره ی دینی و اعتقادی در مصر ایجاد می کند، که بر روی آثار هنری نیز تأثیرگذار است. نکته ی جالب توجه نقاشی این دوره توجه بیش تر نقاشان به گرایشات ناتورالیستی و طبیعت پردازی است. از نمونه ی نقاشی های این دوره می توان به مقبره ی «نخت» در «طیوه» مربوط به 1450 ق.م و همین طور نقاشی «صحنه ی شکار پرنده» جزئی از نقاشی مقبره ی «آمنمحت» در «طیوه» مربوط به 1450 ق.م اشاره کرد
معماری
آن چه در معماری مصر در دوران جدید بیش تر مشاهده می شود تلاش معماران برای پیدا کردن مجد و عظمت گذشته است ولی با نگاه و زاویه دید دیگر.
آن ها به جای آن که عظمت بنا را در ساخت اهرام نشان دهند از طبیعت کمک گرفته و در دل کوه ها و صخره های بزرگ بناها را جای می دهند. از نمونه های خوب این بناها می توان به مقبره ی ملکه «حتشپ سوپ» در «دیر البحری» مربوط به 1500 ق.م (تصویر 27) و معبد «رامسس دوم» در «ابوسمبل» مربوط به 1257 ق.م اشاره نمود .
نوعی دیگر از معابد در مصر که در فضاهای بازساخته می شدند به معابد «پیلونی» معروف هستند. نقشه ی این معابد در امتداد یک محور که از ابتدا تا انتهای معبد کشیده می شود، طراحی می شده است .

نکاتی اساسی در ساخت این معابد قابل بررسی است: اول محوری که معبد از ابتدا تا انتها بر راستای آن به شکلی کاملاًً قرینه ساخته می شد و دوم سلسله مراتب فضاها در رابطه با عملکرد این معابد است که ابتدا از سردر ورودی آغاز و در انتها به «قدس الاقدس» یا جایگاه عبادت پادشاه می رسد. نکته ی دیگر قابل توجه در معماری مصری ها این است که آن ها هیچ گاه به معماری داخلی توجه نداشتند و بیش تر توجه آن ها معطوف به شکل خارجی بنا شده است.
منبع:
هنر و معماری ایران و جهان، انتشارات مارلیک، چاپ دوم، 1388





طبقه بندی: فرهنگ و تمدن ایران و جهان،

تاریخ : یکشنبه 1393/06/9 | 08:18 ب.ظ | نویسنده : پیمان سلیمانی روزبهانی

انواع بازارها به شرح زیر می باشند:
1- بازارهای ادواری: بازارهایی که در مواقع معینی از روزهای هفته و ماه تشکیل می شوند مانند دوشنبه بازار، پنج شنبه بازار و ....
2 – بازارهای شهری: بازارهایی که دارای فضایی ساخته شده هستند مانند بازار وکیل شیراز، بازار همدان و بازار نیشابور
3 – بازارچه ها: بازارهای کوچکی که در مراکز محله ها برای تأمین نیازهای روزمره و هفتگی اهالی محله شکل می گرفت.
بازارچه هر محله بنا به وسعت محله و جمعیت آن شامل تعدادی دکان بود که نیازهای اساسی را تأمین می کرد. 
روند شکل گیری بازارهای شهری
هسته اولیه بعضی از بازارهای شهری( و بیشتر بازارهای روستایی) در بازارهایی که در برخی فضاهای باز و میدان های مهم سکونت گاه تشکیل می شد، تکوین می یافت و سپس فضاهایی کالبدی برای پاسخگویی به آن گروه از نیازهای فضایی که نمی توانست در محیط باز شکل گیرد، احداث می شد. 
خصوصیات معماری
اغلب بازارهای شهری ایران دارای شکل خطی و ممتد هستند. البته باید توجه داشت که بازارها تنها در جهت طول، توسعه و گسترش نمی یافته اند بلکه با به خدمت گرفتن فضاهای مجاور خود و تغییر کارکرد، نیازهای فضایی و ساختمانی خود را تأمین می کردند. به این ترتیب، بازارهای پررونق واقع در شهرهای بزرگ بازرگانی علاوه بر بدنه اصلی که گاه متشکل از چند راسته بزرگ بود، دارای تعداد زیادی راسته مرغی و فضاهایی مانند کاروان سرا، تیمچه و ... نیز بودند.
بعضی از بازارها که قسمتی از آنها «قیصریه» نام داشت به خصوص در شهرهای بزرگ، مکان هایی برای عرضه کالاهای گران بها بودند. 

مصالح و فناوری بازار
همیشه سعی می شود از بهترین مصالح و طرح های معماری در بنای بازار استفاده شود. در زمین های مرطوب قطعات سنگ را در شالوده و پی ستون ها (تویزه ها) به کار می بردند. تویزه ها و دیوارهای باربر، اغلب با آجر و گچ ساخته می شوند. برای پوشش دهانه بزرگی مانند چهارسوها و تیمچه ها، از گنبد و کاربندی استفاده می کردند. به این ترتیب ضمن آنکه می توانستند دهانه های بزرگ را به کمک تویزه های متقاطع بپوشانند. از نظر زیبایی هم حجم ها و شکل های ظریف و بدیعی را با کمک فن کاربندی به وجود می آورند.
پشت بام بازارها، بیشتر با کاهگل پوشانده می شد که هم عایق حرارتی بود و هم تا حدودی به عنوان عایق رطوبتی عمل می کرد. 

منبع: آشنایی با بناهای تاریخی/ مؤلف: ویدا تقوائی.  تهران: شرکت چاپ ونشر کتاب های درسی ایران




طبقه بندی: شهر و شهرسازی، فرهنگ و تمدن ایران و جهان،

تاریخ : شنبه 1393/06/8 | 09:38 ب.ظ | نویسنده : پیمان سلیمانی روزبهانی

کاروانسراها زمانی نقشی مهم در حیات اجتماعی ایرانیان داشتند و هرگاه بر تعداد و کیفیت آنها افزوده می‌شد، نشان از رونق و رفاه اجتماعی و آسایش مردمان بود. پیشینه کاروانسرا در ایران به دوره باستان برمی‌گردد. شواهدی تاریخی حاکی از احداث این بناها در دوره هخامنشی است. در دوره‌های بعد نیز از اشکانیان تا دوران اسلامی همان اهتمام و اهمیت وجود داشت. تاریخ ایران پس از اسلام، سلسله صفویه نقطه عطفی است. پس از قرن‏ها حکومت‌های عاجل و نیم‌بند که در گوشه و کنار سرزمین‌های ایــرانی سر برمی‌آوردند و مرزها دائم پس و پیش می‌شدند، ایران دوباره به کشوری قدرتمند و مستقل با هویتی متمایز از همسایگانش تبدیل شد و داعیه خلافت عثمانیان را بر ممالک اسلامی رد کرد. پادشاهی صفوی با تاجگذاری شاه اسماعیل در تبریز در سال 907 هجری قمری رسما آغاز و با تسخیر اصفهان توسط افغان‏ها در سال 1135 هجری قمری پایان‏ می‏یابد.
عصر صفوی را دوران طلایی احداث کاروانسراهای بزرگ دانسته‏اند. در این زمان ضمن این که کاروانسراهای فراوانی ساخته شد بر حجم و وسعت کاروانسراها نیز افزوده شد؛ در زمان صفویه به موازات تعمیر و تأسیس راه‏ها و تقویت دستگاه راهداری کشور به امر ساخت و ساز بناهای کاروانی نیز کوششی فراوان به کار رفت. در واقع از زمان شاه‌عباس به بعد کاروانسراهای مخروبه و آسیب‌دیده سراسر کشور تعمیر و بازسازی شد. در عین‏ حال، تعداد بی‏شماری کاروانسرای جدید و آب‏انبارهای بزرگ در مسیر جاده‏های کشور بنا شد.
بهره‌وری کاروانسراها به ایجاد راه‌های ارتباطی نیز بستگی داشت و باید به امنیت و رفاه آن توجه بسیار و پیوسته می‌شد. اروپاییانی که به ایران عصر صفوی سفر کرده‌اند، از امنیت، نظم و ترتیب و سهولت تردد در آنها سخن گفته‌اند. همین اساس، به تعمیر و ایجاد بعضی راه‌های ارتباطی همت گماشته شد.
از معروف‏ترین اقدامات شاه‌عباس در این زمینه احداث راه‏های سنگفرشی بود. راه‏های سنگفرش در بسیاری از نقاط کشور (مانند مناطق شمالی و کویری) که به علت عدم‌وجود زمین سفت و سخت، حرکت چهارپایان و وسایل نقلیه چرخدار با مشکل مواجه بود، به وجود آمدند. از نظر برقراری امنیت در جاده‏ها در تاریخ عالم‏آرای عباسی آمده:
«برای تأمین امنیت راه‏ها مأموران ولایات مسئول بودند. ابتدا تحقیق کردنـــــــد که در هر ولایتی،معظم قاطعان طریق چه جماعت‏اند، همت بر فنا و اعدام این طبقه گماشتند، در اندک‏ زمانی اکثر سردمداران این گروه را به حسن سعی و تدبیر به دست آوردند. بعضی به مسلک‏ انقیاد و فرمان‏پذیری درآمدند و برخی دیگر را بی‏ملاحظه به شحنه سیاست سپرده خلایق را از شر آن طایفه آسودگی بخشیدند».
کوششی که شاه‌عباس برای ایجاد راه‌ها و کاروانسراها و استلزامات آن از جمله تأمین امنیت و آسایش داشت در چند وجه در هم‌تنیده و مرتبط قابل بررسی است. این وجوه همه برخاسته از این واقعیت تاریخی بود که ایران در شرایط جدید جهانی به هویتی مشخص دست یافته بود که در تعامل با سیاست صفویان، هم به اجرای منویات سیاسی آنها کمک می‌کرد و هم از برنامه‌های سیاسی آنها تأثیر می‌پذیرفت.
منابع:
ـ سیوری، راجر، ایران عصر صفوی، ترجمه کامبیز عزیزی (تهران: مرکز، 1389).
 ـ محمدحسن‌خان اعتماد‌السلطنه، منتظم ناصری، به کوشش محمد اسماعیل رضوانی، ج 2 (تهران: دنیای کتاب، 1364). 3 ـ شاردن، ژان، سیاحت‌نامه، ترجمه محمد محمدلوی عباسی (تهران: امیرکبیر، 1349).
ـ هیلن‌براند، رابرت، معماری اسلامی، ترجمه ایرج اعتصام، (تهران: شرکت‏ پردازش و برنامه‏ریزی شهری، 1377)‌.
ـ کیانی، محمدیوسف و کلایس، ولفرام،، کاروانسراهای ایران، ج 2، (تهران: سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران، 1362 و 1363)‌.
ـ سیرو، ماکسیم، «کاروانسراهای بین راهی دوره صفوی، ایران» اصفهان در مطالعات ایرانی، ج 2، به کوشش رناتا هولود، ترجمه سید داود طبایی، (تهران: فرهنگستان هنر، 1385) صص 96 ـ 71.
ـ سیرو، ماکسیم، راه‏های باستانی ناحیه اصفهان و بناهای وابسته به آنها، ترجمه مهدی مشایخی، (تهران، سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران، 1375)‌.
 ـ دایره‌المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سی جوادی، بهاءالدین خرمشاهی و کامران فانی، ج 13، (تهران، شهید سعید محبی، 1388)‌.
ـ تاورنیه، ژان باتیست، سفرنامه تاورنیه، ترجمه حمید ارباب شیرانی (تهران، نیلوفر، 1383)‌.

 




طبقه بندی: فرهنگ و تمدن ایران و جهان،

تاریخ : چهارشنبه 1393/01/13 | 03:37 ق.ظ | نویسنده : پیمان سلیمانی روزبهانی

سیزده ‌به ‌در، سیزدهمین روز فروردین ماه و از جشن‌های نوروزی است. در تقویم‌های رسمی ایران این روز روز طبیعت نام گذاری شده‌است و از تعطیلات رسمی است. برخی بر این باورند در این روز باید برای راندن نحسی از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به در کنند. اما برای اثبات اینکه ایرانیان قدیم هم این دیدگاه را داشتند هیچ روایت تاریخی و قابل استنادی وجود ندارد.
باورهای مردم
هیچ سندی وجود ندارد که مردمان نسل‌های پیشین از نحسی سیزده سخن گفته باشند، شاید از آنجایی که دربارهٔ این روز آگاهی کمتری وجود داشته در یکی دو قرن اخیر شاید بدلیل اینکه عدد ۱۳ در بعضی ادیان و فرهنگها نحس دانسته می‌شود در ایران نیز این بدعت یا علت بی پایه و اساس را به سیزده بدر اضافه کردهاند. در نیم قرن گذشته که سیزده بدر جایگاه همگانی در ایران پیدا کرده است این پدیده نیز مانند هر پدیده فرهنگی دیگر دوستان و دشمنانی دارد که هر دو گروه بیکار ننشسته و به دنبال دلیل‌های توجیهی و دادن پاسخ پرداخته‌اند مخالفان این جشن را به رویداد تاریخی وافسانه گونه‌ای بنام پور یم می‌دهند. اما موافقان دو گروه هستند گروه اول آنهایی که بدنبال علت تاریخی برای آن هستند و می گویند شاید به روز عید شم النسیم مصری‌ها و روز عبور و نجات موسی از رود نیل ارتباط داشته باشد اما گروه دوم می گویند این حادثه هیچ ارتباطی با رویدادهاو حوادث تاریخی ندارد و صرفاً روزی است که در اکثر نقاط ایران بعد از چند روز دید و بازدیدهای نوروزی باید کشت و کار کشاورزان شروع می شده و لذا روز سیزده و یا شیشک اول باید همه به مزارع و کشت و زارها می‌رفتند و کار را شروع می‌کردند این در واقع جشن کاشت است. حداقل در خراسان چنین فلسفه‌ای وجود داشته است. امروزه نیز که مردم شاغل در رشته‌های کشاورزی نیستند، با رفتن به دامان طبیعت به تفریح و سرگرمی می‌پردازند و جشن‌های نوروزی را به طور رسمی پایان می‌دهند. مشابهه سیزده بدر در فرهنگ مردم شمال آفریقا نیز وجود دارد که شاید ریشه در آیین‌های کهن داشته باشد در مراکشاین مراسم را با تقویم قمری و روز عاشورا انجام می‌دهند اما در مصر روز تقریباً همه ساله در نیمه دوم فروردین برگزار می‌شود و روز شم‌النسیم نام دارد. این جشن در مصر فراگیر و همه گانی نیست و روز دقیقی هم نداردبرخلاف ایران که سراسر کشور را بطور گسترده در روز یکسانی در بر می‌گیرد. البته مصری‌ها در سالهای اخیر به شم النسیم اهمیت می‌دهند. ایرانیان مقیم هند سبزه ۱۳ بدر را در رودگنگ و یموناجمنا می‌اندازند.
فلسفه سیزده به در
به طور کلی در میان جشن‌های ایرانی جشن سیزده به در کمی مبهم است، زیرا مبنا و اساس دیگر جشن‌ها را ندارد. در کتاب‌های تاریخی اشارهٔ مستقیمی به وجود چنین مراسمی نشده‌است اما در منابع کهن اشاره‌هایی به روز سیزدهم فروردین داریم.
گفته می‌شود ایرانیان باستان در آغاز سال نو پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می‌رفتند و شادی می‌کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دورهً نوروز را به پایان می رسانیدند.
نگاهی به ریشهٔ اصلی جشن سیزده بدر
و روز طبیعت (سینزده بدر) سنت ایرانیان باستان به مناسبت پیروزی ایزد باران بر دیو خشکسالی اَپوش می‌باشد. و از قبل از اشو زرتشت (۱۸۰۰ قبل از میلاد) مرسوم بوده، چنانچه در کتاب "از نوروز تا نوروز" پژوهش و نگارش آقای کوروش نیکنام (نماینده مجلس زرتشتیان) صفحه ۴۱- و ۴۲ آمده. «سیزدهم روز از ماه فروردین، تیر یا تِشتَر نام دارد. ایزد تیر یا تشترکه در اوستا، یَشتی هم به نام آن وجود دارد ایزد باران است و در باور پیشینیان پیش از آشو زرتشت برای این که ایزد باران در سال جدید پیروز شود و دیو خشکسالی نابود گردد باید مردمان در نیایش روز تیر ایزد از این ایزد یاد کنند و از او در خواست باریدن باران نمایند. در ایران باستان پس از برگزاری مراسم نوروزی سیزدهم که به ایزد باران تعلق داشت مردم به دشت و صحرا و کنار جویبارها می‌فتند و به شادی و پایکوبی می‌پرداختند و آرزوی بارش باران را از خداوند می‌نمودند. اکنون هم رزتشتیان از بامداد روز تِشتَر ایزد و فروردین ماه، سفره نوروزی را بر می‌چینند، خوردنی‌ها و مقداری آجیل و شیرینی‌های باقی‌مانده در سفره نوروز را با خود به طبیعت می‌برند، و شِشه سبزه‌های موجود در سفره را با خود برمی‌دارند و به دشت و صحرا و کنار چشمه‌ها یا آب‌های روان می‌روند. سبزهٔ خود را در کنار جویبارها به آب روان می‌سپارند و آرزو می‌کنند که سالی پربرکت و خرم داشته باشند. تا پسین آن روز را بیرون از خانه هستند و در طبیعت و میان سبزه و صحرا به شادمانی می‌پردازند. (توضیح: در اسطوره‌های ایرانی، ایزد باران همواره بصورت اسبی با دیو خشکسالی که دیواپوش نام دارد در جنگ و مبارزه است و اگر تیر ایزد پیروز شود، باران می‌بارد و چشمه‌ها می‌جوشند و رودها روان می‌گردند و سرسبزی را به ارمغان می‌آورند.) برگرفته از:کتاب از نوروز تا نوروز پژوهش و نگارش: کورش نیکنام انتشارات فروهر ۱۳۷۹ صفحهٔ ۴۱-۴۲»
-منبع:
• ابوریحان بیرونی. آثار الباقیه عن القرون الخالیه
• عبدالعظیم رضایی. اصل و نسب و دین‌های ایرانیان باستان. چاپ ششم. تهران: دُر، ۱۳۸۱. ISBN 964-6786-14-6
• فریدون جنیدی. زروان. تهران: بنیاد نیشابور، ۱۳۵۸
• حسین محمدی. جشن‌های ایران باستان. تهران: انتشارات جهاد دانشگاهی تربیت معلم، ۱۳۸۰

 




طبقه بندی: فرهنگ و تمدن ایران و جهان، گردشگری،

تعداد کل صفحات : 11 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • سامان | اخبار | خرید اینترنتی