تبلیغات
میراث زمان - در غیاب تو
تاریخ : دوشنبه 1393/11/6 | 03:25 ب.ظ | نویسنده : پیمان سلیمانی روزبهانی

در غیاب تو سال هاست
هر کجا کلمات به یاری ام نمی آیند،
نام تو را
بسم الطلوع ترانه می کنم.
تکرار نام تو
یعنی هزار زبان تازه برای تکلم ِنی.
در غیاب تو سال هاست
هر کجا به دلیلی زانو بریده ام،
آغوش آماده ی تو را دیده ام
که به نیت نجات من
از گهواره ی هفت دریا گذشته ای.
در غیاب تو سال هاست
در هر بیابان بی پیامبری که گم شده ام
عطر عجیب تو را
از سوره ی سپیده دم شنیده ام
که به جانب اولین آبادی آسمان ام
آوازه داده است.
در غیاب تو سال هاست
هر کجای این جهان خسته که به بن بست رسیده ام
دست های شفا بخش تو را به یاد آورده ام
که شادمانی از شمال و اردی بهشت از جنوب
برایم آورده ای.
هنوز هم
هر کجا که ظلمت از وحشت واژه زاده می شود
کافی ست رخسار آرام تو را به یاد آورم
راه ... روشن خواهد شد
آرامش به خانه باز خواهد گشت
و کلمات به یاری ام می آیند
تا با هزار زبان از نی و از نوشتن
با من گفتگو کنند.
حالا سال هاست که مرا
به جای خالی تو عادت داده اند ... لیالی!
باز هم بگویم میان من و این بغض بی قرار
جای تو خالی؟
 
                                           «سید علی صالحی»
 

 




طبقه بندی: سخن بزرگان،

  • سامان | اخبار | خرید اینترنتی