تبلیغات
میراث زمان - عوامل مؤثر در تعیین شکل خانه
تاریخ : جمعه 1392/11/11 | 07:52 ب.ظ | نویسنده : پیمان سلیمانی روزبهانی

1. عوامل فیزیکی
عوامل فیزیکی یکی از مهمترین عناصر تأثیرگذار در شکل بناها و به ویژه خانه ها است. توجه به اقلیم و موقعیت آب و هوایی محل استقرار بنا تأثیر مستقیم در انتخاب شکل آن داشته است. یکی از مهمترین کارکردهای خانه تأمین نیاز انسان به سرپناه است. انسان همواره در تلاش برای محافظت از خود در برابر تغییرات جوی بوده از این رو ساخت خانه‌هایی متناسب با اقلیم سکونت گاه انسان ها اجتناب ناپذیر بوده است.
خانه هایی با بام های شیب دار در اقلیم های پرباران، خانه هایی آفتاب گیر با دیوارهای ضخیم در اقلیم سرد، خانه هایی با بام های بلند گنبدی شکل در کویرهای سوزان و... همه فرم هایی هستند که در جهت سازگاری هرچه بهتر با طبیعت انتخاب شده اند.
از سوی دیگر تنوع شکل خانه در اقلیم های متفاوت، این تفکر را ایجاد می کند که ممکن است عوامل فیزیکی در حدی کمتر از آنچه تصور می شود بر شکل بنا تأثیر داشته باشند. گاه تغییر شکل معیشت و شیوه ی زندگی می تواند سبب تغییر شکل بنا شود در حالیکه اقلیم تغییری ننموده است.
2. مصالح و تکنولوژی ساخت و ساز
بشر در طول هزاران سال از مصالحی چون سنگ، خشت، چوب، حصیر و نمد و ... برای ساختن خانه استفاده کرده است. شکل بنا حاصل روند تدریجی مهارت انسان ها در بهره گیری از مصالح و بهبود تکنیک های ساخت و ساز است. البته نمی توان شکل بنا را تنها به مصالح یا تکنیک های به کار رفته نسبت داد.
رابطه ی مصالح با تکنیک استفاده از آنها حائز اهمیت است. نحوه ی استفاده از مصالح یکسان می تواند بسیار متنوع باشد. عامل تعیین کننده فرهنگ است. به همین دلیل است که شکل خانه های کاهگلی کویری ایران با پوئبلوهای کاهگلی بومیان امریکا تفاوت دارد. دیده شده است که در یک فرهنگ شکل بناهای مناسکی با خانه های عادی تفاوت چشمگیری دارد حال آنکه غالباً از یک نوع مصالح و حتی تکنیک یکسان استفاده می شود. به عنوان مثال استفاده از خشت و ساخت گنبد در ایران بویژه نواحی مرکزی متداول بوده است اما نمی توان گنبدهای خشتی خانه های عادی را با گنبدهای خشتی مساجد یکسان فرض کرد. از سویی تغییر در مصالح ممکن است به تغییر قابل توجهی در شکل بنا نیانجامد.
3. سایت و موقعیت
منظور از سایت و موقعیت، محل قرارگرفتن بنا است. موقعیت می تواند با توجه به جغرافیا و توپوگرافی در نظر گرفته شود یا مقصود از آن مکان قرارگرفتن بنا در همسایگی سایر بناهای مجموعه ی زیستی باشد. در این مورد نیز نمی توان قائل به جبر اکولوژیک بود و ادعا کرد که شکل بنا را موقعیت آن بر زمین یا موقعیت آن در شهر یا روستا تعیین می کند اگرچه این موضوع اهمیت دارد اما هرگز به تنهایی برای توجیه اشکال متنوع بناها کافی نیست.  در حالت کلی موقعیت طبیعی عامل تعیین کننده ی شکل بنا نیست اگرچه برخی اشکال در سایت های خاص نمی توانند به وجود آیند. یعنی گاهی سایت تحقق پاره ای از اشکال را ناممکن می سازد. مثلاً نمی توان در محلی که پهنه ی آبی ندارد خانه ی شناور ساخت. در برخی موارد نیز طبیعت موقعیت ویژه ای در اختیار انسان ها قرار می دهد و سبب به وجود آمدن اشکال خاص بنا می شود مانند دامنه های تخته سنگی کندوان.
اما موقعیت در مفهوم محل قرارگرفتن بنا در مجتمع زیستی غالباً در راستای ساختار سلسله مراتبی است و یک تأثیر فرهنگی است تا فیزیکی. ساماندهی فضا در سیستم اجتماعی امری فرهنگی و مستقل از سایت است.  مثلاً گرچه در شهرها غالباً از ساختن خانه در نزدیکی قبرستان ها یا در محله های بدنام اجتناب می شود اما این امر لزوماً در شکل بنا تأثیری ندارد.
4. دفاع
دفاع یکی از مؤلفه های اجتماعی مؤثر در شکل بنا است. حصارها، پرچین ها، دیوارهای بلند و... همه به منظور ممانعت از ورود دیگران و گاه حتی به منظور استتار از انظار دیگران ساخته شده و به بناها شکل داده است. خانه به خصوص بنایی است که باید قابلیت برآوردن حداکثر امنیت و نیز احساس امنیت را داشته باشد. به نظر می رسد سازماندهی فضایی بر اساس عامل دفاعی مستلزم توجه به سبک زندگی و به ویژه شیوه ی معیشت و باورهای انسان‌ها است. چراکه عامل دفاع با توجه به آنها مفهوم می یابد. به عبارتی این عوامل مشخص می کنند که چه چیزی بیشتر شایسته ی دفاع است.
5. مذهب
بارزترین شکل اجبار غیر فیزیکی التزام به باورهای دینی است. افراطی ترین دیدگاه درباره ی تأثیر مذهب بر سیمای خانه آنست که خانه را به عنوان یک معبد و محلی برای عبادت می داند. این نظریات خانه را نمود سازماندهی فضا به دو قسم مقدس و نامقدس معرفی می کند. خانه فضای درون را از بیرون، خودی را از دیگری جدا می سازد و مأمنی برای توسل به نیروهای ماوراء طبیعی فراهم می کند. این قبیل نظریه ها تلاش دارند همه چیز را در خانه به عامل مذهب نسبت دهند. شاید با نگاهی سنجیده تر بتوان عامل مذهب را در شکل دادن به یک مجموعه، شکل کلی شهر و ... مؤثر دانست.
در بیان اهمیت عامل مذهب و رابطه ی آن با خانه مثال های فراوانی قابل طرح است. وجه تقدس خانه در فرهنگ‌های مختلف دیده شده است. معمولاً ورود به خانه با نوعی مناسک تشرف همراه است. کسب اجازه ی ورود برای "دیگران" یا نامحرمان مستلزم طی مراحلی خاص است.  مراسم بسیاری برای دفع ارواح خبیث از حریم خانه در فرهنگ های مختلف وجود دارد. شکل خانه و جهت قرارگرفتن آن با توجه به باورهای دینی تعیین می شود. ارجحیت خانه ی رو به قبله در میان مسلمانان نمونه هایی از ارتباط دین و خانه است.
مثلاً به نظر او حصار خانه صرفاً به منظور جداکردن حریم مقدس خانه از فضای نامقدس بیرون نیست بلکه می تواند کارکردی دفاعی داشته باشد. خانه های خشتی یزد با دیواری بلند از فضای کوچه جدا می شوند. ممکن است چنین به نظر آید که تعالیم محرمیت دین اسلام این شکل معماری را ایجاب می کند اما علل دیگری را نیز می توان برشمرد. دیوارهای بلند علاوه بر ایجاد مانعی دفاعی توجیه اقلیمی نیز دارد.
چراکه باعث گسترده شدن سایه بر فضای کوچه در آفتاب کویری یزد می شود. در نهایت نگاه جبرگرایانه باید کنار گذاشته شود. می دانیم واقعیتی وجود دارد، اینکه خانه نیز مانند تمام تولیدات فرهنگی دیگر دارای بار ارزشی و سمبلیک است. لذا در تعیین عوامل مؤثر بر شکل خانه لازم است ضمن بررسی فاکتورهای مادی به دین به عنوان فاکتور غیر مادی تأثیرگذار در روند سازماندهی فضایی نیز اشاره شود. " دین به عنوان عامل بیان شکل خانه بیشتر امکان گراست تا تعیین کننده"  همانند عوامل مادی که پیش از این بحث شد.

- منبع:
راپاپورت، ایموس، (1388)، انسان شناسی مسکن، ترجمه خسرو افضلیان، مشهد، آستان قدس رضوی




طبقه بندی: اقلیم و معماری، شهر و شهرسازی،

  • سامان | اخبار | خرید اینترنتی